تو آن ابری که معروف است بارانهای یک بندشمن آن دشت عطشناکی که هستم آرزومندشبه خود دیدم که روزی می شو…
انتشار: 2026/08/08 08:59 UTCدریافت: 2026/08/15 02:59 UTCآخرین مشاهده: 2026/08/15 02:59 UTC
تو آن ابری که معروف است بارانهای یک بندشمن آن دشت عطشناکی که هستم آرزومندشبه خود دیدم که روزی می شوم مانند مجنونیکه با نیش و کنایه از خیابانها برانندشکسی از حال و روز من خبر دارد که می دانددل دیوانه آسان می دهد جان پای سوگندشسرِ ناسازگاری داری اما بی تو من هستمشبیه عاشقی محروم از دیدار دلبندشکسی را در دلم دارم که هر لحظه جهانم راچنان برزخ کند اخم و چنان بُستان به لبخندشمن از چشم تو خواندم حال و روزم در قیامت راهمان هستی که عاجز گشته از خلقت خداوندش#منصورپیکانپور@Sheroshuor