آدمها هر کدام...بارِ اندوهی را بر دوش میکشند؛گاهی برای زنده ماندن،باید به جهانی پناه برد که با چش…
انتشار: 2026/07/16 06:50 UTC
آدمها هر کدام...بارِ اندوهی را بر دوش میکشند؛گاهی برای زنده ماندن،باید به جهانی پناه برد که با چشم دیده نمیشود؛جهانی که از جنسِ خیال است،ما هر یک سربازی هستیم،نه با زره و شمشیر،که با قلبی پر از دلتنگی،با مشتی خاطره،و با اندکی امید که هنوز در وجودمان نفس می کشد.جهانِ بیرون، خشن و بیحوصله است.آفتابش میتابد، اما گرما نمیبخشد.بارانش میبارد، اما چیزی را تازه نمیکند.درختانش ایستادهاند، اما سایهای برایپناه گرفتن ندارند.آدمهایش لبخند میزنند، اما پشتِنگاهشان غمی عمیق پنهان است.برای همین، گاهی ناچار میشویمدر گوشهای از خیال،خانهای برای روحمان بسازیم.خیال، گریز از زندگی نیست؛راهی است برای آنکه انسان،زیرِ سنگینیِ رنجِ جهان،تاب بیاوردو هنوز انسان بماند.در دنیای خیال...شاید نتوانیم از رنجِ این جهان بکاهیم،اما میتوانیم جهانِ درونمان را،سامان بدهیم.اما عزیزِ منکاش در روزگار دیگری میزیستیم؛ما همگی حیف بودیم...نه برای آنکه کم آوردیم،که برای آنکه روزگار،اندازهی رؤیاهایمان نبود...Join🔜👇@sherOzendagi

