نقیضه فارسیجیب خالیدست خالی جیب خالی سفره خالی معده خالیسرخ رنگِ مخملی مان گشته زردِ پرتقالی من شنی…
انتشار: 2026/07/01 15:04 UTC
نقیضه فارسیجیب خالیدست خالی جیب خالی سفره خالی معده خالیسرخ رنگِ مخملی مان گشته زردِ پرتقالی من شنیدم دارفانی را بگفتند از پریروزعده ای پیر و جوان از گشنگی در این حوالیهیچ کس هیچی نمیگوید از این آشفته بازار از خجالت مردِ خانه میشود حالی به حالیهر که کرده اختلاسی شده فردِ با کلاسیکارگر باید بمیرد زیرِ باری ، از حمالیطبق گفته های مردم حالِ روزِ کُل خراب استهیچ فرقی نیست بینِ یک جنوبی با شمالیاز خیابانی گذشتم وُ بدیدم مادری را با دو طفلِ کوچکِ خود پای سطلِ آشغالیاز همانجا حامیا نِ شهرِ قانون میگذشتند بی تفاوت ، از کنارش با تکبّر فیسِ عالیرفته از خاک وطن مهر و وفا وُ مهربانیچونکه آگه نیستیم ازحالِ هم سالی به سالیخوش به حالِ آنکسی که هرچه بیند یا نبیندچشمِ خود بندد و خود را میزند بر بی خیالیروزگاری بهترین نسلِ زمین بودیم امّانسلِ خوب مردمِ ما حال شد نسلِ ذغالیلیوسی این گفته ها اندازه ی گفت تو نیستنسلِ تو باید بمیرد زیرِ چکمه های والی غلام اسماعیلی نیا ( لیوسی )