فکر کردم گلولهها مشقیستفکر کردم کسی نمیمیردفکر کردم شبیه کودکیاشدر شلوغی بهانه میگیردفکر کردم…
انتشار: 2026/08/05 08:56 UTCدریافت: 2026/08/09 14:45 UTCآخرین مشاهده: 2026/08/09 14:45 UTC
فکر کردم گلولهها مشقیستفکر کردم کسی نمیمیردفکر کردم شبیه کودکیاشدر شلوغی بهانه میگیردفکر کردم زمین زده خود راتا به فکر نوازشش باشمکه ببوسم دوباره زخمش راو خداوند خواهشش باشمنابلد بودم این هیاهو رافرصت صحبت و اجازه نبودبیخبر بودم از قیام خودمشهر من شهر انتفاضه نبودفکر کردم که خواب میبینمخواب یک سرزمین اشغالیآن طرف هی گلوله بود و تفنگاین طرف دستهایمان خالیآه امشب چه خورده فرزندمبه نظر مست مست میآیدبعد من مادری نبیند کاشپسرش روی دست میآیدفکر کردم گلوله ها مشقیستفکر کردم سراب می بینمتوی این شهر برزخی شدهامهمه را بی نقاب می بینمفکر کردم و فکر میکردیماعتراضات ما نشانه ی ماستساده بودیم و فکر میکردیمشهر ما مثل قبل خانهی ماستفکر کردم دوباره فردا صبحدر کنار بساط صبحانهوقت رفتن به خنده خواهم گفتشب کمی زودتر بیا خانهحق خود را گرفته بودیم وزندگی را خیال میکردیماز کسی که سخن نمیفهمیدبا چه فکری سوال میکردیم؟؟چشم وا کن دوباره فرزندمچشم خود را به روی من بستی؟چشم وا کن بگو به اهریمنکه تو هم زادهی کسی هستی#مریم_صفری🆔 @SherVaTaraB