⛔️(شـــعر ☫ ممنـــوعه)⛔️@SherVaTaraBمی نشینم به سرآشیبِ غم-انگیزِ غروببه تماشای عذاب-آورِ خورشیدِ ج…
انتشار: 2026/08/18 22:46 UTCدریافت: 2026/08/20 21:30 UTCآخرین مشاهده: 2026/08/20 21:30 UTC
⛔️(شـــعر ☫ ممنـــوعه)⛔️@SherVaTaraBمی نشینم به سرآشیبِ غم-انگیزِ غروببه تماشای عذاب-آورِ خورشیدِ جنوببا وجودی که غم و شعر ، قرابت دارندلعنتِ هر چه دلِ تنگ ، به هنگامِ غروبما روایتگرِ دردیم که شاعر شده ایممثل پیراهنِ سرخی که سرود از یعقوبعشق ، کالای عجیبی است که در توصیفشهر کسی از بدی اش گفت ، نشد نامرغوباز تو ای عشق ! فقط تجربه ام؛ سوختن استظاهراً خلقتم از نوعِ بشر بوده نه چوب !سرکشی های تو ای جاذبهٔ نافرجام !چاره ، آن است که خاموش شود با سرکوبشوقِ پنهانِ تو بودم که تبی سوزندهجانِ جوشانِ مرا ساخت به کامت ، مشروبعطر موهای تو بودم که نسیمی سرمستدر هوا منتشرم کرد و شدم ؛ شهر-آشوب#سیروس_عبدی🆔 @SherVaTaraB