دوست قشنگ من بعداز چهارسال رابطه دیروز با مامان پسره رفته بیرون و حین حرف زدن عطسش گرفته و گوزیده ا…
انتشار: 2026/07/21 21:44 UTC
دوست قشنگ من بعداز چهارسال رابطه دیروز با مامان پسره رفته بیرون و حین حرف زدن عطسش گرفته و گوزیده از دیشب انقدر گریه کرده و آروم نمیشه که دیگه واقعا نمیدونم چه کنم. آبروی آدم به گوز بنده واقعا!+یه اصغر نامی همچین اتفاقی براش میوفته و دعا میکنه بخوابه و ۳۰۰ سال دیگه بیدار بشه که کسی دیگه نشناستش. میخوابه، از خواب که بیدار میشه میفهمه که ۳۰۰ سال گذشته. میره نون بخره ، سکه ای که توی جیبش بوده رو میده به نونوا، وقتی همه اون سکه رو میبینن میگن: عه این سکه ی دوران اصغر گوزوعه...🆔 @shocknow 💯👈 نشر محتوای خودکار توسط ربات پست بان