#حکایت_۱۱۲۹#پذیرش_خطا 📜🐫مردی از اهالی کوفه، سوار بر شتر ماده(ناقه) 🐪، راهی شام شد. در شام، مردی شام…
انتشار: 2026/07/06 05:56 UTCویرایش: 2026/08/01 00:10 UTCدریافت: 2026/08/15 05:06 UTCآخرین مشاهده: 2026/08/15 05:06 UTC
#حکایت_۱۱۲۹#پذیرش_خطا 📜🐫مردی از اهالی کوفه، سوار بر شتر ماده(ناقه) 🐪، راهی شام شد. در شام، مردی شامی به آن شتر طمع بست و نزد معاویه رفت و ادعا کرد: «این شتر را مرد کوفی در جنگ صفین از من غصب کرده است.» معاویه دستور داد شتر را حاضر کنند. چون شتر آمد، مرد کوفی فورا پارچه ای روی آن انداخت و از مدعی پرسید: «اگر این شتر مال توست، بگو نر است یا ماده؟» مرد شامی با اطمینان گفت: «نر است (جمل).» 🗣️ کوفی پارچه را کنار زد و همه دیدند که شتر ماده است (ناقه) 🐫. معاویه رو به شامی کرد و گفت: «شتر از آن تو نیست، چون گفتی نر است و حال آنکه ماده است.» مرد شامی در پاسخ گفت: «درست است که گفتم نر است، اما آنقدرها هم نر نبوده؛ یک کمی هم ماده بوده!» 😅🤷♂️🛑 این داستان، نمونهای آشکار از رفتار کسانی است که حتی وقتی نادرستی حرفشان آشکار میشود، به جای پذیرش خطا، به توجیه واهی پناه میبرند. 🚫🧠 آنان نه تنها از اشتباه خود نمیگذرند، بلکه با تغییر موضوع یا افزودن ادعاهای متناقض، سعی در حفظ ظاهر دارند. چنین رفتاری ریشه در ناتوانی در پذیرش حقیقت دارد؛ چرا که انسان عاقل، وقتی خطایش روشن شد، آن را میپذیرد و اصلاح میکند ✅، نه اینکه بر باطل خود اصرار ورزد. 🛑#تکبر#تعصب#توجیه گری#اصرار_بر_باطل#داستان_پندآموز#حکایت_کوتاه#روشنگریبرای خواندن حکایتهای بیشتر: 👇t.me/shonisht2