💠 لبنان بی دولت؛ بر مبنای سیاست!بلال اللقیس تحلیلگر لبنانی در الاخبار نوشت:لبنانیها در گشودن این م…
انتشار: 2026/08/11 13:09 UTCدریافت: 2026/08/17 16:34 UTCآخرین مشاهده: 2026/08/17 16:34 UTC
💠 لبنان بی دولت؛ بر مبنای سیاست!بلال اللقیس تحلیلگر لبنانی در الاخبار نوشت:لبنانیها در گشودن این معما یا تفسیر آن درماندهاند: آیا لبنان یک دولت است، یا اندیشهای برای دولتشدن، یا صرفاً سیاستی از سیاستهای قدرتهای غربی؟🔸 زمینهای که لبنان در آن پدید آمد نشان میدهد که این کشور خواستهی بخشی از جامعهاش بود، نه برای آنکه کیانی مستقل باشد، بلکه پناهگاهی برای دوری از «دیگری» (و آن دیگری همان جهان عربی-اسلامی است). لبنان هرگز نماد خودِ استقلال نبود، یعنی خودی توانا بر داشتنِ استقلال و همترازی با بیرون، بلکه بر یک قرن از عمرش سرپرستیهای خارجی چیره بود.از همان بنیانگذاری، فرانسه و بریتانیا، و پس از آنها آمریکا، به لبنان بهچشم سیاست نگریستند؛ گاه پلی برای عبور، و گاه پشتیبانی برای اسرائیل، یا نقشی مشابه آن. به آن نه چون فرایندِ شدنِ یک ملت، بلکه چون ملتهایی متعدد نگریسته شد. برایشان اهمیتی نداشت که مردم سرچشمهی قدرتاند، از این رو با او روابطی همتراز نساختند، بلکه روابطی مبتنی بر وابستگی و الحاق برقرار کردند، چرا که او یکی از ابزارهایشان بود. سفیران غرب هنوز هم از موضع قیمومت و امر و نهی و سرزنش، و گاه حتی تحقیر، با لبنان رفتار میکنند.مردمانش او را همچون پیامی و ضرورتی برای بشریت نیز معرفی کردند، و در تصویر او چون دروازهی همزیستی ادیان اغراق کردند. اما آیا ادیان، یا حتی بشریت، در نبود عدالت، یا در سایهی تبعیض و نژادپرستی و مرگ انسانیت، میتوانند همزیستی کنند؟ آنان اوهامی میساختند و در آن زندگی میکردند.🔸 از همان روز نخستِ «استقلال»، حق انحصاری تصمیم دربارهی جنگ و صلح را از خود نفی کرد، و پنداشت که حمایتش را باید به بیرون سپرد، و این بیرون است که مدار و ماهیت امنیتش را تعیین میکند.صاحبان این آرا و پیشفرضها به این نکته توجه نداشتند که جهان دستخوش دگرگونی است. آنان میپنداشتند -و برخی هنوز میپندارند- که سلطهی غرب ابدی است، و منطق سیاست بر تسلیم در برابر قدرتمند استوار است، و غرب همان قدرتمند بود، در اوج صعود، و همچنان چنین خواهد ماند. از همینروست که قدرت حاکم، همسوییهای خود را به «واقعگرایی» توجیه کرد، نه به معیارها و اصولی که ساختن سرزمینها را اداره میکنند (به میثاق ملی بنگرید، سپس تلاشهای پیمان بغداد، سپس توافق قاهره در سال ۱۹۶۹، سپس توافق ۱۷ می، سپس رابطهی ویژه با سوریای اسد، و سرانجام بندهای آنچه «چارچوب مذاکراتی» میان هیئت رئیسجمهور عون و اسرائیل با سرپرستی آمریکا نامیده شد؛ همهی اینها به یک توجیه واحد تکیه دارند، و آن اینکه لبنان توانی ندارد، و واقعگرایی اقتضا میکند که تجاوز به حاکمیتش و میثاقهای بنیادین بینالمللی پذیرفته شود).متن کامل را اینجا بخوانید⬅️ شعوبا، پایگاهی برای آشنایی با جامعه و فرهنگ ملل مسلمان@shouba_ir





