ایران و اسرائیل دو روی یک سکه نیستند!اما گفتمانِ نهادهای رسمیِ این نظام سرمایه داری را در همین دوره…
انتشار: 2026/08/17 13:21 UTCدریافت: 2026/08/17 16:34 UTCآخرین مشاهده: 2026/08/17 16:34 UTC
ایران و اسرائیل دو روی یک سکه نیستند!اما گفتمانِ نهادهای رسمیِ این نظام سرمایه داری را در همین دوره متفکرانی برجسته پرداختند، و تصادفی نیست که یکی از مهمترین کتابها -که در دانشگاهها نیز تدریس میشود- «خاستگاههای توتالیتاریسم» است، اثر فیلسوف نامآشنا هانا آرنت، که با نثری دلپذیر، نازیسم و استالینیسم را دو روی یک سکه معرفی کرد. او به سادگی میان جنبشی نژادپرستانه که بر برتریجوییِ نژادی استوار بود، با نخستین تجربهٔ شورش درون نظام سرمایهداری -که بر اندیشهٔ مارکسیستی-لنینیستی تکیه داشت- برابری نهاد. نازیسم به همهٔ کشورهای اروپا، از جمله اتحاد شوروی، یورش برد، در حالیکه دومی -با همهٔ فراز و فرودهایش- بهای گفتنِ «نه» را پرداخت: بیستوهفت میلیون انسان در جنگ جهانی دوم، در دفاع از میهنمادر و حاکمیت، و رؤیای ملتها برای رهایی از استعمار را واقعیت بخشید.🔸آیا این مقایسه روا است؟ خطرِ این طرح که آرنت ارائه داد، در دیکتاتوریِ نظامهای توتالیتر نیست -که این خود امری فراگیر است، چه در چپ و چه در راست، و باید محاکمه شود، اما به دست ملتهای خودشان، و این حق آنان است. مردم بهتر میدانند در برابر چه چیزیاند، تا اینکه بدانند با چه کسی همراهاند. آرنت به سادگی برائتی برای نظام سرمایهداری صادر کرد، گویی که واحهای از آزادی است، در حالیکه خود میدانست دموکراسیِ ارسطو نیز تنها از آنِ نخبگان بود، نه تودهٔ مردم. و اگرچه او خود در سطح شخصی از نازیسم رنج برده بود، اما هرگز خصومتی فکریِ تمامعیار با بزرگترین فیلسوفان آن -هایدگر- نداشت، و معلوم نیست که هرگز به اتحاد شوروی سفر کرده باشد.اما تأثیر این طرح تا به امروز کشیده شده، و نظام و نهادهایش از آن بهره بردهاند تا گفتمانی بپردازند که همواره به سوی قدرتها یا کشورها یا جنبشهای مقاومتی نشانه میرود که سر تسلیم فرود نمیآورند؛ گفتمانی که با فراخواندنِ ضدِ آنها و برابرنهادنشان با نمایندهٔ نظام در تجاوز و نسلکشی و پاکسازی، با آنان میجنگد. این نسخهای آماده است برای هرکه «نه» بگوید: نخست محاصره میشود، سپس تحریمهایی خودسرانه و غیرقانونی بر او تحمیل میشود که مردم خود مستقیماً بهای آن را میپردازند، و سرانجام انگِ برابری با آن رژیمِ جنایتکار -به عنوان دو روی یک سکه- بر او زده میشود.❌ این چیزی نیست جز صدور برائت برای رژیم استیطانی. بدینسان بود که برای برخی، سوریه و رژیم صهیونیستی دو روی یک سکه شدند، و سپس همین انگ به «حماس» نیز سرایت کرد، گویی حلقهای از روایتی است که باید تثبیت شود.تلختر آنکه امروز برخی همین انگ را دربارهٔ ایران نیز مطرح میکنند، با آنکه ایران خود هدف تجاوز بوده، و حماسهٔ ایستادگیاش را رقم زده، و آتش جنگ علیه آن -و علیه کل منطقه- در کمین نشسته است.سستیِ این طرح -که از نظر فکری حتی به سطح یک خصومتِ مشروع هم نمیرسد و آکادمیسینهایی آن را ارائه میدهند که صرفاً وظیفهٔ خود را انجام میدهند، پس از فروپاشیِ اندیشه- ما را به این پرسش میکشاند که طرحکنندگانش چه انتظاری دارند؟ این برابرنهادنِ ایران با رژیم صهیونیستی چه نوع احساساتی را برمیانگیزد یا میتواند بیدار کند، یا خودشان چه احساسی دارند؟ ناامیدی؟ شرم؟ یا آنکه میکوشند برای وجدان خود در برابر نظامی بینالمللیِ ستمگر برائتی صادر کنند، نظامی که نشانههای فروپاشیاش پیدرپی نمایان میشود، از زمانی که علیه یوگسلاوی، ایران، ونزوئلا و روسیه به کار گرفته شد. اما نقطهای که فروپاشیِ آن را آشکار کرد -چنانکه ایلان پاپه اشاره میکند- همان لحظهای بود که کوشیدند آن را بر همان رژیم استعماریِ استیطانی، به سبب نسلکشیِ غزه، اعمال کنند. پس چگونه میتواند اجرا شود، یا پروژهای تمدنی باشد، اگر برای برپاماندنش به این همه خشونت و ویرانی نیاز دارد؟✳️باید یادآوری کرد که هر حلقهٔ تازهای از ویرانی در لبنان و سوریه و جز آنها، چیزی نیست جز تلاشی برای دورترکردن غزه. زیرا حقیقت همان غزه است -فلسطین.📍متن کامل را اینجا بخوانید⬅️ شعوبا، پایگاهی برای آشنایی با جامعه و فرهنگ ملل مسلمان@shouba_ir





