صندوق اعانه – از جزئیاتِ عادات و اخلاق ما ایرانیهابه من خواهید گفت عنوان صندوق اعانه دیگر علامت اس…
انتشار: 2026/08/05 14:36 UTCدریافت: 2026/08/15 03:25 UTCآخرین مشاهده: 2026/08/15 03:25 UTC
صندوق اعانه – از جزئیاتِ عادات و اخلاق ما ایرانیهابه من خواهید گفت عنوان صندوق اعانه دیگر علامت استفهام و تعجب لازم ندارد، ولی این صندوق یا صندوقهایی که من میخواهم برای شما موضوعش را شرح دهم هم قابل توجه و فهمیدن است و هم اینکه حقیقة موجب تعجب میباشد.وقتیکه از دروازهٔ شهرنو خارج شده از پل روی خندق عبور مینمایید. یعنی ماوراء خندق سمت غربی طهران میروید به یکیک مؤسسات بلدی طهران، مؤسسات معاونت عمومی پایتخت ایران برمیخورید، وقتیکه از درب یک مؤسسه مثلاً دارالرضاعه میخواهید وارد شوید صندوق کوچکی خواهید [دید] که درب آن را مهروموم کرده مقفل و به دیوار آویخته است. زیر قفل صندوق نوشته: «وجوهائی که در این ریخته میشود به مصرف دارالرضاعه میرسد» آن وقت شخص وارد بنا به قوه و استطاعت خود، بنا به حس و عاطفۀ نوعپروری که دارد وجوهی در صندوق مذکور خواهد ریخت. مؤسسات خیریه بلدی هر کدام دارای یک همچه صندوق کوچکی میباشد. این معنای صندوق اعانه بود که نویسنده آن را عنوان این مقاله قرارداده، حالا چرا تعجب کردهام؟ آیا شما میل ندارید بفهمید هر چندی به چندی که درب این صندوقها در برابر چند نفر مفتش و نمایندهٔ محاسبات و اشخاص دیگر که باز میشود چه مبلغی را محتوی میباشند؟ ... اگر شده برای فهمیدن عاطفۀ همشهریان خودمان هم باشد باید این مطلب را فهمید، و من فهمیده و تعجب کردهام.روز دوشنبه، همین دوشنبه گذشته بنا به وظیفه مخبری که دارا هستم به ادارهٔ صحیه و معاونت عمومی بلدیه رفتم. آقای رئیس صحیه را دیدم که با چند نفر دیگر نشسته و صندوقهای معهود هم حاضر و میخواهند قفلهای آن را باز و مهروموم آن را بردارند، صندوقها صدا میکردند. معلوم بود وجه نقدی در آنها وجود دارد، درب یکی از آنها را باز و روی زمین خالی کردند. دومی همانطور و سومی هم به همچنین و حالا شما به هوش خودتان حدس بزنید این سه صندوق چقدر وجه داشته؟ وجوه آن چه رقمی را در راپورتی که به جهة رئیس مالیه دکتر میلسپو تهیه میشود. تشکیل میدهد؟!تمام این سه صندوق اعانه فقط بیستوهفت قران و یک عباسی وجه داشت. بزرگترین ارقام آن در یک صندوق سیزده قران و یک شاهی بود!راپرت این کار برای ملاحظه و رسیدگی دکتر میلسپو خواهد رفت، یک نفر آمریکائی این رقم اعانه را که نمونهای از عاطفه و ترحم ما میباشد از زیر نظر خواهد گذارند، و بالاخره در راپرتهای سهماههٔ خود که روزی مجلدات ضخیمی را تشکیل خواهند داد و به کتابخانههای امریکا منتقل میشود تا ابد این رقم شرمآور در صفحات آنها باقی خواهد بود. وقایع فتوحات و جنگهای نظامی، شرححال بزرگان و ترجمهٔ آنها، جریان تجارتی یک قرن ملتی، اینها همه قسمتی از صفحات تاریخ را تشکیل میدهد. همینطور هم راپورتهای سهماهه مستشاران آمریکائی تاریخ امور مالی اقتصادی ما را ضبط میکنند. در این تاریخ به یک جزئیات عادات و اخلاق ما ایرانیها برمیخورید که آن رقم بیستوهفت قران و یک عباسی یکی از آن جزئیات است!آری! من وقتیکه این چند قران را دیدم از میانه این سه صندوق به زمین اطاق ریخت و صدای پول در فضای محدود اطاق رئیس صحیه به تموج درآمد یک ارتعاش خفیفی اندام مرا احاطه کرده در هر مرتبه که درب یکی از صندوقها را باز میکردند انتظار رفع خجلت خود را داشتم؟!آنجا کسی نبود که من از آنها شرمنده شوم. آن چندنفری که در آنجا بودند از خیلی وقت به اینطرف به اینگونه مناظر عادت کرده بودند. لذا از آنها خجلتی نداشتم فقط یک دورنما و منظرهٔ رقتآوری در نظر من مجسم گردید که تنها از آن منظره شرمندگی داشتم: قیافهٔ زرد و ضعیف مرضای فقیر، بیچارگی و بدبختی اشخاص نابینا و فلج. چهرههای [رنگ] پریده و گونههای ضعیف اطفال یتیم، آن کودکانی که در مؤسسهٔ بلدی زندگانی کرده هیچکس در عالم نشناخته از بوسههای گرم مادر و محبتهای فناناپذیر پدری محروم بوده. سعادت خانوادگی را ندیده فقط یک چیزی را در آسمان جستجو میکنند. آن بچههای نوزادی که هر کدام را یک نفر آژان از سر کوچه و خیابان برداشته تسلیم دارالرضاعه کرده است. آنها که حتی موقع تولد و گشودن چشم در این دنیای پُرهمهمه تبسم مادر را ندیدند. این نوزادکانی که از گوشهوکنار معابر دستهای کوچک و معصوم خود را بهطرف آژان پست دراز کرده تسلیم آغوش آنان گردیده که به دارالرضاعهشان برد و حیات آنها تأمین شود. اینها در نظر من مجسم گردید. از تمامشان شرمنده و خجلتزده شدم. اگر برای تو، توئی که یک عباسی بهعنوان تصدق به صندوق اعانه ریختهای نیز این منظره مجسم میشد از رقم بیستوهفت قران و یکم باسی خجالت میکشیدی!ع . هاشمی حائریمأخذ: روزنامه ستاره ایران. شماره 165. سال دوازدهم. چهارشنبه 23 فروردین ماه 1306 – 10 شوال 1345 – 13 آوریل 1927.@Shsyari.

