آدم توی روزمرگیاش با دنیای اطراف؛هی صبوری می کنه، تحمل می کنه، می گذره، نادیده می گیره،وانمود می کنه چیزی نشده،مهم نیست،خودشو به خنگی و نفهمیدن میزنه،هی لبخندِ پر از دندونش رو حفظ میکنه؛ بعدیه روزیسر اینکه گره ی پلاستیک سیب زمینی رو هرچی سعی میکنه نمی تونه باز کنه؛ مثل ابربهار، زارزار گریه می کنه و شاید حتی کیسه رو پرت کنه اون ور...می فهمی چی میخوام بگم؟؟نذار جمع شه!!#سپیدنوشت🍃🍋 t.me/sin_shin_daily_notes 🍋🍃
میگه: «سختمه که نه بگم؛ حس میکنم با نه گفتن، چیزی رو از کسی دریغ کردم.»اما شاید بد نباشه گاهی اینطور نگاهش کنیم:نه گفتن، همیشه محروم کردنِ دیگری نیست؛ گاهی فقط به این معناست که بالاخره به خودت حقِ انتخاب، استراحت، امنیت یا مرزهای سالم هدیه کردی! همین..⚜ @sin_shin_daily_notes ⚜
داستان این رمان از ترک ناگهان همسر راوی داستان شروع میشود. او یک شب پس از شام اعلام میکند که تصمیم به ترک خانواده گرفته و بدون هیچ دلیلی از خانه میرود. این اتفاق مانند یک شوک بزرگ راوی داستان را به واکنش وا میدارد تا به جستجو در درون زندگی شخصی خود بپردازد و در این جستجو است که او سیر زندگی خود را برای مخاطب بازگو میکند...🍇 @sin_shin_daily_notes 🍇#کتابخوانی_با_سین_شین#روزنگار_سین_شین#کتاب_بجای_انتظار#بخوان_و_رشد_کن#توسعه_فردی
تمام داروهای روانپزشکی و گیاهیِ مربوط به کاهش استرس؛مدتی زمان لازم دارند تا شروع به عمل کنند، اما جالبه که بدونید طبق تحقیقات؛دو چیز آنی و فوری عمل می کنند:آغوش و گرفتن دست🩷🧡⚜ @sin_shin_daily_notes ⚜