📽 در قسمت سوم #گرانیگاه با دکتر سینا کلهر درباره «عقل سلیم جامعه، تحجر و اباحهگری» گفتوگو کردیم.ا…
انتشار: 2026/06/19 11:38 UTCدریافت: 2026/08/15 02:59 UTCآخرین مشاهده: 2026/08/15 02:59 UTC
📽 در قسمت سوم #گرانیگاه با دکتر سینا کلهر درباره «عقل سلیم جامعه، تحجر و اباحهگری» گفتوگو کردیم.اینکه آیا میتوان مرز میان تحجر و اباحهگری را به سادگی مشخص کرد؟ و اساساً معیار تشخیص این مرز کجاست؟🔸️در این گفتوگو به این ایده پرداختیم که جامعه، پیش از آنکه با قوانین و مقررات اداره شود، بر پایه نوعی عقل سلیم جمعی استوار است؛ فهمی مشترک که در دل زندگی روزمره شکل میگیرد و به افراد میآموزد در موقعیتهای مختلف چگونه رفتار کنند، چه بگویند و چگونه نسبت خود را با دیگران تنظیم کنند.▪️لینک گفتوگوی کامل دکتر سینا کلهر با گرانیگاه:آپارات@Geranigah_vcast
تاریخچه بازدید مشاهدهشده
حدود 0 بازدید تازه در ساعت در این نمونهپستهای تلگرام — سینا کلهر
چند قدم با پیادهروی اربعینقدم اول: ۷۶۰ کیلومتر اتوبان و جاده دو باندهعوارضی اتوبان تهران-ساوه را که رد میکنیم، هوا گرگومیش شده و راه، چراغ لازم. چراغها را که روشن میکنم، شوکه میشوم. نور ضعیفی بر سطح تیره جاده میافتد و مسیر را از تاریکی مطلق، به شکل اشباحی در حرکت درمیآورد؛ تقریباً چیزی دیده نمیشود. تا همدان میروم با سایهروشنهای ماشینهای جلو و کناری، در دل اتوبانی که کار را آسان کرده است. اگر اتوبان نبود، نمیشد. نه، نمیشد؛ با خودم تکرار میکنم.مکانیک همدانی میگوید: «مشکل این مدل ماشینها همین کمنور بودن چراغهاست، باید برقیاش را بررسی کنی.» ماه در آسمان میدرخشد و نورش بیشتر از نور چراغها، جاده را روشن میکند. چشم به جاده دوختهام تا ببینم چه زمان جاده دو بانده تمام میشود و کار سختتر. اسدآباد، کرمانشاه، اسلامآباد، کرند، و هنوز جز یکی دو مورد، راه دو بانده است؛ با کیفیت خوب آسفالت، تابلوهای راهنمایی و... همه چیز در بالاترین کیفیت تا نقطه مرزی.سرمست این آبادانیام که با سرعت ۱۲۰ میروم روی سرعتگیر؛ و در هوا پرواز میکنم. شیرینی ۷۶۰ کیلومتر راه دو بانده و اتوبان، با یک سرعتگیر در کامم تلخ میشود؛ مثل تلخ شدن کام مردم از تورم و گرانی که اجازه نداد شیرینی آبادانی کشور در کام ملت بماند. به لطف اربعین، آبادانی به استانهای غربی رسیده است.قدم دوم: عبور آسان از هر دو مرزرد شدن از مرز ایران و عراق، به این آسانی و راحتی، چیزی شبیه معجزه است. شاید ده سال پیش، تصورش را هم در خواب نمیشد کرد؛ ولی یک الگوی کارآمد از سیستم اداری، نه در پایتخت، که در مرز شکل گرفته است. نشانی از اینکه چطور نظام اداری میتواند بهترین عملکرد را از خود نشان دهد. نشان دیگری از روح اربعین در کالبد بیروح نظام اداری.قدم سوم: از خودروهای زیبا تا رونق حملونقلهنوز هم این تنوع مدلها و برندها در عراق چشمنواز است و اگرچه احتمالاً در ذهن زائران چندان شبهه تولید نکند، اما شوقآور است؛ مخصوصاً بچهها که با دیدن انواع مدلهای روز، با چشم تحسین نگاه میکنند. سهم سیاستهای خودرومحور کشور هم در نهایت، همین تولید فاصله و حسرت بوده است؛ سرعتگیر دیگری که کام مردم را تلخ کرد.اربعین اما حملونقل عراق را رونق داده است. میلیونها مسافر در مدت زمانی کوتاه، نظام حملونقل عراق را به جوشوخروش درمیآورند و میلیونها دینار درآمد را نصیب آنها میکنند. درآمدهایی که البته چند کیلومتر آن طرفتر، تبدیل به پذیرایی رایگان در دهها کیلومتر مسیر پیادهروی میشود. دادوستدی که از یک دست میدهد و از دست دیگر میگیرد. هم روزیِ زندگی است و هم رزقِ طعام زوار.قدم چهارم: پرچمهای خونخواهی و تصاویر رهبریخاصترین تصویر، تصویر رهبر شهید و رهبر جدید بر خودروهای نظامی عراقی است. چه کسی باور میکند؟ چه کسی باورش میشد؟ این، لحظه ظهور یک امت است؛ امتی یکپارچه، همچون روحی واحد در بدنهایی که با جبر جغرافیای دولتها از هم جدا شدهاند. امت شیعیان از سراسر جهان، درآمیخته در آیین اربعین، رو به سوی امامی واحد.قدم پنجم: تحول نسلی دختران و زناندر مسیر پیادهروی، دستههای دختران خردسالی که اغلب تصاویر رهبر شهید را به دست داشتند، با صدای بلند فریاد میزدند: «لبیک یا حسین». در جامعه سنتی عراق، این نشانه مهمی از تأثیرات الگوی زنان انقلابی ایران بر دختران شیعه عراق و البته سایر شیعیان جهان است. زن انقلابی ایرانی، بهخصوص آن گونهاش که بعد از جنگ دوم و در شکل ملت مبعوث ظهور کرد، حالا الگویی قابل تکرار و تقلید برای همه دختران و زنان مسلمان و شیعه در جهان است؛ تجسمی از زن فعال اجتماعی، یا همان الگوی سومی که سالها زمان لازم داشت تا بتواند در صحنه اجتماعی ظهور کند.قدم آخر: باید رفتاربعین، آیین حرکت است؛ آیین رفتن و نایستادن. اینجا رسم بر رفتن است؛ رسیدن، سلام دادن و عبور کردن. جمعیت ۲۰ تا ۲۵ میلیونی، تنها با رفتن میتواند در راه و خیابان و شهر جا شود. همین خصلت سیال اربعین است که چنین عظمتی را ممکن میکند، نظمی از ایثار را برپا میدارد و تجربهای از جلای جان را برای زائر به یادگار میگذارد تا هر سال، دلش به یاد آن تجربه شیرین پر بکشد.@sinakallhor
🔻رهبری به شیوه الگوسازی📝 سینا کلهر پژوهشگر جامعهشناسی در یادداشتی برای فرهیختگان نوشت:↙️بیش از بیست بار تشکر از یک قشر، نامبردن از تکرفتارها و تکرارکردن جمله «تشکر میکنم» یک تصادف و اتفاق موردی نبود، الگویی تکرارشونده در سیره رهبری در دیدار ورزشکاران در سالهای مختلف بود. آن دیدار اگرچه وجه نمادین در دیدار ورزشکاران پیدا کرد؛ اما منطق حاکم بر آن دیدار در همه سالها تکرار شده بود. ↙️در میان آن تشکرها، یک مورد بهخاطر مدالآوری بود و بیست مورد باقیمانده برای رفتارهای نمادین ورزشکاران بود. رفتارهایی که بعد از پیروزی در میدان، سکوی مسابقه یا مراسم رژه توسط ورزشکاران انجام میشد.↙️ این نسبت یک به بیست، با تشکر از مدالآوری شروع میشد و به رفتارهای نمادین میرسید؛ یعنی مدال آوردن هم خوب است و هم شرط لازم، اما مدال و مقام دیگری هم هست، مدال الگوی خوببودن. ورزشکار ازآنرو باید قدر ببیند و در صدر بنشیند که الگوست و در شکلدادن به رفتارهای سایر اقشار جامعه مؤثر است.↙️ جامعه از رهگذر همین الگوها با سنتها و آرمانهای خود پیوند میخورد و در برابر بحرانها پایدار میماند؛ الگو، در این نگاه، ابزار انتقال ارزش از نسلی به نسل دیگر و از یک فرد برجسته به توده جامعه است. ورزشکار اگر در کنار قهرمانی، عامل به ارزشها باشد و آنها را نشان دهد، در مقام یک الگو وظیفه خود را بهدرستی انجام داده است. رهبری همواره یادآوری این وظیفه به ورزشکاران را در کانون سخنان خود با ورزشکاران قرار میداد و تلاش میکرد چراغ این وظیفه را در میدان ورزش روشن نگه دارد. ↙️رهبر شهید بزرگترین نگاهبان روح فتوت و الگو بودن در جامعه ورزش بود.روح فتوت در رفتار ورزشکاران، آنگاه زنده میماند که ورزشکار در رفتارهای خود در میادین ورزشی در عرصه مختلف حامل این روح باشد و با وجود و اعتقاد خود آن را به جهانیان نشان دهد. رهبر شهید بر پایه چنین اصلی از این رفتارها تشکر میکرد. مصادیق عینی این رفتارها در سالهای مختلف در دیدار ورزشکاران با رهبری را میتوان در دستهبندی زیر طبقهبندی کرد.↙️افتخار به هویت ملی و نمادهای کشوراز جمله ستایش رهبری از عرق ورزشکاران به سرود ملی و پرچم جمهوری اسلامی.↙️مبارزه با ظلم و بهصورت خاص موضعگیری ورزشکاران در برابر رژیم صهیونی و همراهی با فلسطینرهبری بهصراحت از ورزشکارانی که از رویارویی با طرف صهیونی خودداری کردند تشکر میکرد و این کار را مصداق حقانیتی میدانست که بهمرور آشکارتر میشود و همچنین از تیمی که با چفیه وارد زمین شده بود، تقدیر میکردند.↙️حجاب و عفاف بانوان ورزشکاربهطور مکرر محل تقدیر بوده است؛ برای نمونه، تقدیر از پرچمدار باحجاب کشور در بازیهای آسیایی، یا از بانوی ورزشکاری که از دستدادن با مرد نامحرم خودداری کرد. تحلیل دیدارهای رهبری با ورزشکاران در طول یک دهه اخیر نشان میدهد که همین ساختار بارها بازتولید شده است. در دیدار با مدالآوران بازیهای پاراآسیایی جاکارتا در آبان ۱۳۹۷، الگوی تقدیر از رفتار نمادین در کنار موفقیت ورزشی تکرار شد. در دیدار با کاروان المپیک و پارالمپیک توکیو در شهریور ۱۴۰۰، رهبری صراحتاً بر اهمیت بهرسمیتنشناختن رژیم صهیونی در میدانهای ورزشی تأکید کردند. در دیدار آذر ۱۴۰۲ با قهرمانان بازیهای آسیایی و پاراآسیایی، همان الگو با جزئیات بیشتری بازتولید شد.در همان حال، وزن و ترکیب این محورها متناسب با وقایع سیاسی و اجتماعی در مقیاس جهانی در طول زمان تغییر کرده است. در دهههای نخست، تأکید رهبر شهید بر ضرورت تهذیب نفس ورزشکاران و اخلاق فردی و تعهد دینی است؛ ورزشکار متعهد و باایمان بهعنوان «سفیر انقلاب اسلامی در میدانهای ورزشی» توصیف میشد و دغدغه اصلی، حفظ اصالت اخلاقی ورزشکار در برابر آسیبهای احتمالی شهرت و رقابت بود. اما با گذر زمان، بهویژه از اواخر دهه ۱۳۹۰ به بعد، وزن محور سیاسی بهطور مشخص موضعگیری در برابر رژیم صهیونی و همراهی با فلسطین بهطور محسوسی افزایش یافت. در دیدار مهرماه ۱۴۰۴ با قهرمانان ورزشی و المپیادهای علمی، بخش قابلتوجهی از سخنان رهبر شهید مستقیماً به جنگ غزه و آنچه ایشان مشارکت آمریکا در آن خواندند، اختصاص داشت. این جابهجایی را میتوان اینگونه خواند: کارکرد نمادین ورزشکار در نگاه رهبری ثابت ماند، اما محتوای آن نماد بازتعریف شد از «مؤمن متعهد» بهمثابه الگوی اخلاقی درونی، به «مقاومتگر» بهمثابه الگوی هویتی در برابر یک دشمن بیرونی مشخص. 🔗 ادامه این یادداشت را در سایت روزنامه فرهیختگان بخوانید🌐 FarhikhteganOnline.ir🔻 @FarhikhteganOnline
🔻رهبر ۹۰ میلیون نفری🔻 ایران جامعهای است متکثر، به پهناوری جغرافیایش، با تفاوتهای میان مردم، میان قومیتها، میان مذاهب و ادیان، میان طبقات مختلف، درون طبقات و در میان گروهها و اصناف. متنوع، متکثر و رنگارنگ.🔻 این گوناگونی اگر با درایت و تدبیر مدیریت نشود، میتواند دستاویز دشمنان خارجی برای ایجاد اختلاف و دوقطبیسازی شود. در چنین جامعهای رهبر همه مردم بودن دشوارترین و درعینحال والاترین کاری است که یک رهبر میتواند بر عهده بگیرد.🔻 رهبر شهید، رهبر همه مردم ایران بود و در طول دوران رهبری خود، با تدبیر و درایت توانست بر همین سیاق و سیره باقی بماند؛ رهبر ۹۰ میلیون ایرانی. 🔻 رهبری همبستگی ملی را در قالب ده ابزار راهبردی، در سه سطح گفتمانی، نمادین و نهادی، به انجام رساند.⬅️در سطح گفتمانی↩️ گفتمان فراگیر: نامگذاری سالها با شعارهایی حول تولید، عدالت و پیشرفت برای همه اقشار جامعه↩️ مراقبت از جمهوریت نظام: تأکید مکرر و مستمر بر مشارکت حداکثر در انتخابات↩️ مدیریت جناحهای داخلی حکومت: حمایت از رؤسایجمهور منتخب مردم فارغ از گرایش جناحی، از اصلاحطلب تا اصولگرا⬅️در سطح نمادین↩️ توازن نمادین در انتصابات: انتصاب نمایندگان ولی فقیه در امور اهل سنت↩️ سادگی و عدم تشریفات به عنوان نماد پیوند طبقاتی: سبک زندگی پایینتر از حد متوسط کشور↩️ الگوسازی از طریق ورزش، هنر و علم: دیدارهای منظم و متنوع با هنرمندان، نخبگان علم و فناوری، فعالان حوزه اقتصاد دانشبنیان و شاعران⬅️در سطح نهادی و میدانی↩️ سفرهای استانی: سفر رهبری به کرمانشاه پس از زلزله سال ۱۳۹۶↩️ دیدارهای مردمی: دیدار منظم با اقشار مختلف مانند دیدار با معلمان، مداحان، کارگران↩️ رهبری در بحرانها: پیامها و مواضع رهبری در جریان جنگ ۱۲روزه و توجه به اتحاد ملی فارغ از هرگون تفاوت سیاسی↩️ حمایت از خانوادههای شهدا: دیدارهای مکرر و صمیمانه رهبری با خانواده شهدا و مخصوصاً شهدای مدافع حرم🔻 رهبر شهید همه را میدید، همه را میشنید و همه را در پروژه بزرگ ایران قوی سهیم میدانست. 🔗 متن کامل یادداشت سینا کلهر، استاد دانشگاه در روزنامه فرهیختگان🌐 FarhikhteganOnline.ir🔻 @FarhikhteganOnline
سرمایه معنوی ایرانیان / بخش دومآناتومی مقاومت در دهم اسفند ۱۴۰۴▫️این سرمایه معنوی همه عناصر و لوازم مورد نیاز را با خود دارد. مرگ در منطق آن شهادت است و پیوستن ابدی به نیکان تاریخ؛ در نتیجه نه گریز از مرگ، که شوق به آن وجود دارد. با خود زمزمه میکند: مرگ اگر مرد است گو نزد من آی / تا در آغوشش بگیرم تنگ تنگ.▫️یکی از نمادهای بارز این سرمایه، شعر فرمانده بزرگش حاج قاسم سلیمانی است: رقص و جولان بر سر میدان کنند / رقص اندر خون خود مردان کنند / چون رهند از دست خود دستی زنند / چون جهند از نقص خود رقصی کنند. در این سرمایه معنوی هم قهرمانان شجاع است، هم دعا و توکل، هم مبارزه با ظلم و یاری مظلوم، هم نپذیرفتن ذلت، و هم امید به آینده و ظهور منجی دادگستر.▫️اما آنچه این سرمایه معنوی را کارآمدتر میسازد و به آن توان میدهد که در روز بحران اینگونه عمل کند، عبور از مرز باور داشتن و رسیدن به مرحله حامل بودن است؛ و این دو را باید جدی گرفت. باور داشتن یک رابطه شناختی است؛ ذهن گزارهای را میپذیرد و آن را درست میداند. اما حامل بودن یک رابطه وجودی است؛ آن گزاره دیگر بیرون از آدم نیست، در ساختار شخصیت، در واکنشهای غریزی، در نحوه تفسیر خطر و مرگ حل شده است.▫️در سنت دینی شیعی این تحول از باور به حمل، از طریق سازوکار خودسازی رخ میدهد؛ دههها عزاداری، دعا، مجالس، زیارت و تأمل در سیره که آرامآرام الگوهای کربلا را در لایههای زیرین شخصیت مینشانند. این است که وقتی در سحرگاه دهم اسفند خبر شهادت رسید، آن بخش از مردم نیازی به فکر کردن نداشتند؛ پاسخشان پیش از تصمیم آمده بود. این نشانه حمل است، نه صرف باور.▫️آنچه در دهم اسفند هویدا شد این بود که این سرمایه تنها حرف نیست، سرمایه است. لغلغه زبان نیست، بخشی از وجود است. و اگر بخشی از وجود نبود، چگونه میتوانست در برابر چنان هجمهای بایستد؟▫️در این میان، آنچه رهبر شهید انجام داده بود، شناخت این سرمایه و فراهم کردن بستر بازتولید و انتقال نسلبهنسل آن بود؛ فراستی که در ادبیات سیاسی غرب معادل دقیقی ندارد، چرا که مبتنی بر درک سرمایهای است که علوم انسانی سکولار ابزار اندازهگیریاش را ندارد. این سرمایه معنوی بهمثابه کارآمدترین نظام انگیزهبخشی در صحنه اجتماعی عمل کرد و در سختترین لحظه، نظام اجتماعی و سیاسی را از درون نگه داشت.▫️آنچه دهم اسفند به تاریخ نشان داد این بود که در معادلات قدرت، همیشه آنچه دیده میشود تعیینکننده نیست. قدرتهای بزرگ با منطقی مادیگرا محاسبه میکنند؛ توپخانه، تحریم، ترور، تهدید. اما این محاسبه یک کور نقطه دارد: سرمایهای که نه در ترازنامه ثبت میشود، نه با ماهواره رصد میشود و نه با تحریم مصادره میشود. سرمایهای که هر چه فشار بیشتر شود، نه تحلیل که تعمیق مییابد؛ چرا که فشار خارجی در منطق کربلا نه نشانه شکست، که تأییدی بر درستی راه است.▫️این سرمایه معنوی میراث نسلهایی است که در طول تاریخ آن را از سینه به سینه منتقل کردهاند؛ نه در کتابها که در مجالس، در اشکها، در زیارتها و در دعاها. و هر پرچمی که در عزای حسینی برافراشته میشود، نه صرفاً نمادی دینی، که نشانهای از حضور این ذخیره زنده و پویاست؛ ذخیرهای که در روز مبادا ثابت کرد عمیقترین سرمایه یک ملت آن چیزی است که در اعماق وجودش جا گرفته، نه آنچه در انبارهایش ذخیره شده.🔹روزنامه صبح نو | ۶ تیر ۱۴۰۵@sinakallhor
سرمایه معنوی ایرانیان / بخش اولآناتومی مقاومت در دهم اسفند ۱۴۰۴▫️یکشنبه دهم اسفند ۱۴۰۴، ملت ایران حادثهای را از سر گذراند که در تاریخش بی سابقه بود. در یک روز، رهبر، فرماندهان ارشد نظامی و مدیران ارشد امنیتی را از دست داد و با تهاجمی گسترده، بیوقفه و همهجانبه از سوی بزرگترین قدرت نظامی جهان مواجه شد. در همان ساعات، صدای هلهله و شادی بخشی از مردم نیز بلند شد. هر یک از این رویدادها بهتنهایی برای فروپاشی یک ملت کافی بود.▫️اما آنچه رخ داد چیز دیگری بود. بخشی از مردم ایران به جای ضعف، استیصال و تسلیم، راه مقاومت را برگزیدند؛ با حضور در میادین شهرها ابتدا ورق صحنه اجتماعی را برگرداندند و سپس به نیرویی تعیینکننده برای ادامه مبارزه تبدیل شدند. علیرغم تداوم ترورها و بمبارانهای متوالی به مدت چهل شب، نه کوتاه آمدند و نه از میدان رفتند.▫️این شجاعت و مقاومت ریشه در چه دارد؟ چرا در جایی که منطق، تسلیم را حکم میکند، مبارزه انتخاب میشود؟ و در جایی که گریز طبیعی است، ماندن در میدان رخ می دهد؟▫️در میان عوامل مؤثر بر این رویداد، آنچه از نخستین ساعات انتشار خبر شهادت رهبر انقلاب بیش از هر چیز به چشم میخورد، نقش باورهای مذهبی و بهطور خاص حضور تعیینکننده ذخایر باوری واقعه کربلا و حادثه عاشورا بود. یک بار دیگر کربلایی شکل گرفته بود. ملتی که از کودکی حسرت نبودن در کربلا را زمزمه کرده بودند، این بار جنگ تحمیلشده و شهادت رهبران و فرماندهان را تکرار آن واقعه در هیئتی دیگر میدیدند و با حضور در میدان میخواستند بخشی از آن جریان تاریخی باشند.▫️اینان جماعتی بودند که در روزهای نخست جنگ، به جای شوک و حیرت و ترس، منسجم و خودآگاه خود را سربازانی برای دین خدا میدانستند و حضور در میدان را بخشی از ادای دین به رهبری می دانستند که اکنون ز،دتر از همه آنها شهید شده بود. از همین رو بود که وقتی ایستهای بازرسی مورد حمله قرار گرفت، شمار داوطلبان نه کمتر، که بیشتر شد.▫️این ذخیره گرانسنگ را میتوان با الهام از مفهوم سرمایه در ادبیات جامعهشناختی، «سرمایه معنوی» نامید؛ سرمایهای که در روز مبادای ملت ایران از اعماق جوشید، به صحنه آمد و درخشید و خاطرهای از شجاعت و مقاومت را برای همیشه در این سرزمین ثبت کرد. 🔹روزنامه صبح نو | ۶ تیر ۱۴۰۵@sinakallhor

