
موضوع کانال:سیرت پیامبر اکرم ﷺ از تولد تا وفات به صورت صوتی ارائهدهنده:مولوی عبدالرحمن خوافیهدف:معرفی دقیق، مستند و قابل فهم از زندگی پیامبر برای عموم، به ویژه نسل جوان
مشاهدات عمومی نمایه؛ این اعداد توسط مالک کانال ارائه نشدهاند.
مشاهده تازه · اطمینان متوسط · 194 نمونه پست · پوشش داده: 2026/06/18 تا 2026/08/16
دسترسی برابر است با میانه بازدید پستهای منتشرشده در ۳۰ روز گذشته تقسیم بر آخرین تعداد مشاهدهشده اعضا. خط تیره یعنی داده تاریخی کافی نیست. channel-v1
این امتیاز چگونه محاسبه میشود
محاسبهشده از 190 پست مشاهدهشده و 0 مشاهدهٔ عضو. وزنها میان مؤلفههایی که برای این کانال قابل اندازهگیری بودهاند تقسیم میشود، بنابراین مؤلفهای که نتوانستهایم مشاهده کنیم به زیان کانال محاسبه نمیشود.
هفت روز اخیر
ویرایش و حذف پست از داده تجمیعی فعلی در دسترس نیست؛ بنابراین بهجای صفر، ناموجود نمایش داده میشود. · بازه 2026-08-11 تا 2026-08-17
❥﴿رَبَّنالاتُزِغقُلوبَنابَعدَإِذهَدَيتَناوَهَبلَنامِنلَدُنكَ رَحمَةًإِنَّكَأَنتَالوَهّابُ﴾❥◆لیستی از بهترین کانال های تلگرام 👇🏻👇🏻✎ @tab_ahlesunnat✧════❁*❁════✧
🌴🕋🕌علم فقط در تحصیل در حوزه و دانشگاه نیست، بلکه باید قلب و جان انسان پذیرای علم و معرفت باشد.علم وقتی همراه با عمل صالح باشد، پایدار میشود و انسان را در مسیر صحیح هدایت میکند. علم حقیقی، علمی است که به آیات محکم و پیوند با خدا مربوط میشود.و انسان را به خدا وصل کند انسان باید ظرف علم باشد تا آن را به جامعه منتقل کند و در ابدیت همراه با علم پایدار بماند@siratalrasool
🌴🕋🕌 زندگانی پیامبر اسلامﷺ ﴿۶۴﴾ اسلام آوردن عمر بن الخطّاب: خداوند متعال، اسلام و مسلمانان را با اسلام آوردن حضرت «عمر بن الخطاب العدوی القریشیؓ»، تقویت نمود ۔ «حضرت عمرؓ» مرد با هیبت و نیرومندی بود ۔ پیامبر اسلامﷺ «به اسلام آوردن او بسیار علاقهمند بود و…🌴🕋🕌5⃣6⃣زندگانی پیامبر اسلامﷺ ﴿۶۵﴾محاصره اقتصادی: اسلام در میان قبایل مختلف درحال انتشار بود ۔ «قریش» چون این وضعیت را دیدند، با هم به مشورت نشسته و تصمیم گرفتند که علیه «بنی هاشم» و «بنی المطلب» با هم پیمان ببندند که هیچگونه پیوند زناشویی با آنان برقرار نکنند ۔ و به آنها چیزی نفروخته و از آنها نیز چیزی خریداری ننمایند ۔ «قریش» این پیمان را بر روی کاغذ نوشته و همگی بر اجرای آن عهد و پیمان بستند و پیمان نامه نوشته شده را داخل کعبه آویزان کردند تا بهتر به آن ملزم شوند ۔در شعب أبی طالب: وقتی «قریش» تصمیم قطعی بر محاصره اقتصادی «بنی هاشم» و «بنی المطلب» گرفتند، آنها نزد «ابوطالب» گرد آمده و همراه وی به درّهای که در میان کوههای «مکه» قرار داشت و به شعب(¹) «ابیطالب» معروف بود، نقل مکان کردند ۔ این واقعه در ماه محرم اولین سال بعثت اتفاق افتاد، و از میان «بنی هاشم» فقط «ابولهب» خارج شد و به «قریش» پیوست ۔ «بنی هاشم» از این محاصره و قطع روابط سخت تحت فشار قرار گرفتند ۔ شدت فشار چنان بود که اقدام به خوردن برگهای درختان کردند ۔ و ناله و فریاد کودکان از شدت گرسنگی از دور شنیده میشد ۔ «قریش» نمیگذاشتند که «بنی هاشم» از بازار چیزی بخرند ۔ هرگاه خبر میشدند که «بنی هاشم» میخواهند چیزی بخرند، قبلاً آن چیز را با نرخ بیشتری میخریدند ۔ این وضعیت تا سه سال طول کشید۔ در این دوران هر چیزی به «بنی هاشم» میرسید، پنهانی بود۔(²) امّا حضرت رسول اکرم ﷺ در همین اوضاع مرتباً شب و روز، پنهان و آشکار به دعوت قومش مشغول بود و «بنی هاشم» همچنان صبور و شکیبا بودند ۔منابع:(¹) - سيرة ابن هشام، ج: ۱ ص: ۳۵۰-۳۵۱ ۔(²) - فتح الباري: ۳۷۳/۷-۳۷۷ ۔t.me/siratalrasool
🌴🕋🕌إِنَّا نَحْنُ نَزَّلْنَا عَلَيْكَ الْقُرْآنَ تَنزِيلًا - انسان 23فَاصْبِرْ لِحُكْمِ رَبِّكَ وَلَا تُطِعْ مِنْهُمْ آثِمًا أَوْ كَفُورًا - انسان 24ما خودمان قرآن را به تدریج بر تو نازل کردهایم.حال که چنین است در طریق تبلیغ و اجرای احکام پروردگارت شکیبا باش، و از هیچ کدام از گناهکاران و بیدینانشان فرمانبرداری مکن. تلاوت زیبا و ماندگار سوره های مبارکه انسان، ضحی و انشراح با صدای استاد بدر حسین (کانال سيرة الرسول باخرز مولوی عبدالرحمن خوافی) @siratalrasool
🌴🕋🕌🎙سخنران :مولوی عبدالرحمن خوافی#۳۶۵_روز_با_پیامبر 9⃣5⃣قسمت پنجاه و نهم موضوع :، تأثیر قرآن کریم در بالا بردن معنویات صحابه کرام ( نشر کلیب های سيرت صدقه جاریه هست)
🌴🕋🕌به قرن بیستویکم خوش آمدیجایی که حرام رایگان است و حلال بسیار پرهزینه است.جایی که پیتزا زودتر از آمبولانس و نیروهای امنیتی میرسد.جایی که گم کردن تلفن همراه دردناکتر از از دست دادن کرامت است.جایی که لباسها ارزش انسان را تعیین میکنند.جایی که وفاداری و وفاداران، از نسلهای منقرض شدهاندو پول، نماد آزادی، عدالت و برابری شده است.به این عصرِ بیروح و وحشتناک خوش آمدی.احمد خالد توفیق ترجمه: سعید هیچی@siratalrasool
🌴🕋🕌چه زیبا فرموده امام ابن قیم جوزی رحمه الله:وإذا ظهر العلم في بلد أو محلة قلّ الشرّ في أهله وإذا خفي العلم هناک ظهر الشرّوالفساد""هرگاه علم شرعی (عقیده) در سرزمین یا جایی آشکار شود شر و بدی در میان مردم آنجا کاهش مییابدوهرگاه علم در آنجا پنهان گردد شرّ و فساد هویدا میشود".منبع: إعلام الموقعین از امام ابن قیم رحمه الله@siratalrasool
🌴🕋🕌جاداره که در جوامع کنونی این سخن زیبای استاد منفلوطی را یادآور شویم که در مورد حیا وعفاف بیان نموده است:"فليست المرأة بأقدر على إصلاح نفسها من الرجلِ على إصلاحِها"«زن به آن اندازه که مرد، توانایی اصلاح او را دارد توان اصلاح خودش را ندارد»بیشتر فساد زن بخاطر فساد سرپرست او همچون پدر یا شوهرش استمرگ غیرت در مرد و اینکه محارمش را رها میکند که هر کاری میخواهند انجام دهند بدون اینکه اعتراضی ببینند و به سمت حق رهنمون شوند دلیل اصلی فساد بیشتر زنان است".@siratalrasool
نیت آمده، مقدمش را گرامی میداریم و قصدش را برآورده میکنیم و اگر نیت بدی داشته باشد با شمشیر خودش او را میکشیم ۔حضرت رسول اکرم ﷺ فرمود: به او اجازه ورود بدهید، بالآخره به او اجازه ورود دادند، همین که «عمرؓ» وارد شد، حضرت رسول اکرم ﷺ برخاست و گریبانش را گرفت و با قدرت او را به سوی خود کشید و فرمود:«ای پسر «خطاب» چه چیزی تو را به اینجا کشانده است؟ قسم بخدا، مثل این که دست نمیکشی تا این که خداوند مصیبتی بزرگ بر تو فرود آورد» «عمرؓ» گفت: «یا رسول اللّٰه ﷺ! اینک آمادهام که به خدا و رسولش و آنچه از جانب خدا آورده ایمان بیاورم۔» راوی میگوید: حضرت رسول اکرم ﷺ با صدای بلند تکبیر گفت ۔ طوری که همگی أصحاب داخل خانه پی بردند که حضرت «عمرؓ» مشرف به اسلام گردید ۔(³) مسلمانان با مشرّف شدن حضرت «عمرؓ» به اسلام، احساس سربلندی نمودند ۔ حضرت «حمزهؓ» هم قبلاً اسلام آورده بود ۔ و مسلمانان متوجه شدند که این واقعه تأثیر بزرگی در دلهای «قریش» و اثرات چشمگیری در اجتماع «مکه» پدید خواهد آورد ۔ در این پندار حق به جانب مسلمانان بود ۔ چرا که مشرکین، اسلام آوردن هیچ کسی را به اندازه اسلام آوردن حضرت «عمرؓ» مهم نمیدانستند و برای آن حساب باز نمیکردند ۔ {رضیاللّٰه عن عمر و ارضاه} حضرت «عمرؓ» اسلام آوردن خود را آشکار ساخت، این خبر در میان «قریش» منتشر گشت ۔ با او به مقابله برخواستند،(⁴) ولی نتیجهای نگرفته و سرانجام از او ناامید شدند(⁵)منابع:(¹) - بعضی گفته اند «سعد بن ابی وقاص رضی اللّٰه عنه» از قبيلهٔ «زهره» بوده است و برخی شخصی دیگری را ذکر کرده اند (واللّٰه اعلم) بهرحال حضرت عمر الفاروق رضی اللّٰه عنه در مکه ایمان آورد و با اسلام آوردن او اسلام بمشیئت الله عزت یافت ۔ چه قبل از هجرت و چه بعد از هجرت و چه بعد از وفات رسول اللّٰهﷺ، عمر الفاروق موجب عزت اسلام بود، و زمان خلافتش از دوران پر افتخار تاریخ اسلام محسوب میشود(انجمن سپاه صحابه)(²) - اللَّهُمَّ أَيِّدِ الْإِسْلَامَ بِأَبِي الْحَكَمِ بْنِ هِشَامٍ (یعنی ابوجهل) أَوْ بِعُمَرَ بْنِ الْخَطَّابِ فَاللَٰهَ اللّٰهَ يَا عُمَرُ. أخرج هذه القصة ابن سعد في الطبقات (۲۶۷/۳-۲۶۹) والبيهقي في الدلائل: (۲۱۹/۲) سيرة ابن کثیر ج: ۲ ص: ۳۵۔(³) - سيرة ابن هشام، ج: ۱ ص: ۳۴۲-۳۴۶(⁴) - أخرج ابن حبان قصة مقاتلة عمر لقريش، في الإحسان، برقم (۶۸۴۰) وقال الهيثمي في المجمع (۶۵/۹): رَوَاهُ الْبَزَّارُ وَالطَّبَرَانِيُّ بِاخْتِصَارٍ، وَرِجَالُهُ ثِقَاتٌ إِلَّا أَنَّ ابْنَ إِسْحَاقَ مُدَلِّسٌ. وَلَكِنَّهُ صَرَّحَ بِالتَّحْدِيثِ، فإذا إِسْنَادَهُ صَحِيحٌ ۔(⁵) - سيرة ابن هشام: ج: ١ ص: ۳۴۹ ۔t.me/siratalrasool
🌴🕋🕌 3⃣6⃣زندگانی پیامبر اسلامﷺ ﴿۶۳﴾ عدم موفقیت هیأت فرستاده شده قریش: «نجاشی» گفت: به راستی که این مطلب و آنچه حضرت «عیسیؑ» آورده است هر دو از یک منبع سرچشمه میگیرند ۔ سپس رو به فرستادگان «قریش» کرده گفت: «برخیزید و بروید، سوگند به خدا که من اینها را به…🌴🕋🕌زندگانی پیامبر اسلامﷺ ﴿۶۴﴾اسلام آوردن عمر بن الخطّاب:خداوند متعال، اسلام و مسلمانان را با اسلام آوردن حضرت «عمر بن الخطاب العدوی القریشیؓ»، تقویت نمود ۔ «حضرت عمرؓ» مرد با هیبت و نیرومندی بود ۔ پیامبر اسلامﷺ «به اسلام آوردن او بسیار علاقهمند بود و از خداوند متعال برای این منظور دعای میخواست ۔ ماجرای اسلام آوردن حضرت «عمرؓ» جالب و شنیدنی است، خواهرش «فاطمه بنت الخطابؓ» و شوهر او «سعید بن زیدؓ» قبلاً مسلمان شده بودند ۔ البته اسلام آوردن خود را بنابر خشونت «عمرؓ»، از وی پنهان میکردند ۔ «خبّاب بن الأرتؓ» نزد «فاطمه» (رَضِیَ اللّٰهُ عَنْهَا) میآمد و به او قرآن آموزش میداد ۔ روزی حضرت «عمرؓ» در حالی که شمشیرش را حمائل کرده بود به قصد رسول اکرم ﷺ و گروهی از یارانش بیرون آمد ۔ به او خبر رسیده بود که آنها نزدیک «صفا» در خانهای گرد آمدهاند ۔ در راه، «نعیم بن عبداللّٰهؓ»(¹) که از قوم «بنی عدی»، و فامیل حضرت «عمرؓ» بود، با او ملاقات کرد ۔ او که مسلمان شده بود به «عمرؓ» گفت: کجا میروی؟ «عمرؓ» گفت: قصد دارم به سوی «محمّدﷺ» بروم که به دین ما اعتقاد ندارد و در میان «قریش» تفرقه انداخته و از آنها انتقاد میکند و خردمندان را سفیه و نادان میشمارد و خدایان ما را بد میگوید، میخواهم او را به قتل برسانم ۔«نعیمؓ» گفت: «عمرؓ»! تو را نفست فریب داده است ۔ اگر راست میگویی چرا نزد افراد خانواده خود نمیروی و جلوی آنها را نمیگیری؟ «عمرؓ» با تعجب پرسید: کدام یک از افراد خانواده؟ «نعیمؓ» گفت: منظورم خواهر و پسر عمویت «سعید بن زیدؓ» هستند که به راستی اسلام آوردهاند و از حضرت «محمدﷺ» پیروی مینمایند ۔ اگر قدرت داری جلوی آنها را بگیر! ۔«عمرؓ» از شنیدن این سخن عصبانی شد و به قصد خواهر و دامادش به سوی خانه آنها شتافت ۔ حضرت «خبّاب بن الأرتؓ» آنجا بود، صحیفهای با خود به همراه داشت که در آن سورهٔ «طه» نوشته شده بود و از روی آن «فاطمهؓ» را آموزش میداد ۔ همین که آنها متوجه شدند، «عمرؓ» دارد میآید، «خبابؓ» خود را در اتاقک کوچکی پنهان کرده، و خواهر «عمرؓ» هم صحیفه را زیر زانوی خود مخفی ساخت ۔ «عمرؓ» که هنگام نزدیک شدن به خانه، صدای قرائت «خباب بن الأرتؓ» را شنیده بود؛ وقتی وارد خانه گردید، پرسید: این چه صدایی بود که شنیده میشد؟ خواهر و دامادش در جواب گفتند: چیزی نبود ۔ «عمرؓ» گفت: نه خیر، قطعاً چیزی بود ۔ قسم به خدا! به من خبر رسیده که شما از دین «محمدﷺ» پیروی میکنید ۔سپس داماد خود «سعید بن زیدؓ» را مورد ضرب قرار داد، خواهرش بلند شد تا او را از زدن همسرش باز دارد، امّا «عمرؓ» سیلی محکمی به صورت خواهرش زد که بر اثر آن خون جاری گشت ۔ وقتی خواهر و دامادش این منظره را دیدند، به صراحت گفتند: بلی! ای «عمرؓ»! ما اسلام را پذیرفته و به خدا و رسولش ایمان آوردهایم ۔ هرچه میخواهی بکن! ۔وقتی نگاه «عمرؓ» به وضعیت خون آلود خواهرش افتاد، از کارش سخت پشیمان گشت ۔ کمی درنگ کرد و سپس به خواهرش گفت: صحیفهای را که داشتید میخواندید آن را به من بدهید تا ببینم که محمّد ﷺ چه چیزی آورده است؟ «عمرؓ» فردی با سواد و درس خوانده بود ۔ خواهرش گفت: میترسم که مبادا آن را پاره کنی؟ «عمرؓ» به خدایان خود سوگند خورد و گفت: خیر، نترسید ۔ خواهرش با شنیدن این سخن به اسلام آوردن «عمرؓ» امیدوار شد ۔ سپس به او گفت: برادر! شما به دلیل مشرک بودن، ناپاک هستید و این صحیفه را تنها کسی میتواند دست بزند که پاک باشد ۔ «عمرؓ» بلند شده، استحمام نمود ۔ آنگاه خواهرش صحیفه را به دست او داد ۔ در این صحیفه سورهٔ «طه» نوشته شده بود ۔ «عمرؓ» چند آیه از ابتدای سوره، قرائت کرد و گفت: «به به! چه کلام زیبا و عظیم الشأنی» است! با شنیدن این سخن، «خبّابؓ» از مخفی گاه خود بیرون آمد و به سوی او رفت و گفت: ای «عمرؓ»! امیدوارم که خداوند متعال دعای پیامبرش را در حق تو قبول کرده باشد، قسم بخدا که من دیروز از رسول اکرم ﷺ شنیدم که میگفت: «بار الها! اسلام را یا بوسیلهٔ «ابوالحکم بن هشام» (ابوجهل) و یا بوسیله «عمر بن الخطابؓ» مؤیّد بگردان»(²)«خبابؓ» ادامه داد: «ای عمرؓ! به سوی اللّٰه بشتاب» ۔ در این هنگام بود که «عمرؓ» به «خبابؓ» گفت: ای «خبابؓ» مرا به محضر «محمدﷺ» ببر تا اسلام بیاورم ۔ «خبابؓ» گفت: حضرت محمد ﷺ «به همراه چند تن از یارانش در خانهای در حوالی کوه «صفا» حضور دارند ۔ «عمرؓ» شمشیرش را حمائل کرده و به سوی رسول اللّٰه ﷺ و یارانش حرکت نمود ۔ وقتی آنجا رسیدند ۔ «عمرؓ» درِ خانه را زد ۔ یکی از أصحاب رسول اللّٰه ﷺ برخاست و از شکاف درِ نگاه کرد، دید «عمرؓ» شمشیر خود را حمائل نموده و ایستاده است ۔ فوراً برگشت و در حالی که وحشت زده بود، گفت: یا رسول خدا ﷺ! «عمر بن الخطابؓ» است که شمشیرش را حمائل کرده و پشت در منتظر است ۔ «حمزه بن عبدالمطلبؓ» گفت: به او اجازه بدهید، اگر با حسن
🌴🕋🕌تلاوت زیبا از استاد محمود شحات انورسور مبارکه انسان، ضحی، حمد و بقرهاجرا شده در مصر، شهر قاهرهمورخ 29.07.2026 میلادی (7 مرداد 1405)(کانال سیرة الرسول باخرز مولوی عبدالرحمن خوافی)@siratalrasool
🌴🕋🕌🎙سخنران :مولوی عبدالرحمن خوافی#۳۶۵_روز_با_پیامبر 8⃣5⃣قسمت پنجاه و هشتم موضوع :، چرا رسول اکرم در مقابل تهاجمات خصمانه مشرکین اقدامات دفاعی و جنگی متقابل انجام نمیدادند؟ قسمت (2)( نشر کلیب های سيرت صدقه جاریه هست)
🌴🕋🕌قرآن تربیت میکند...تو را آرامتر، متینتر و سنجیدهتر میسازد. اخلاق نیکو میآموزد و رفتارت را اصلاح میکند. صبر بر رفتار دیگران را در تو پرورش میدهد. یاد میگیری چگونه صحبت کنی و کلمات مناسب را انتخاب کنی. قرآن یک مدرسه کامل اخلاق است؛ هرکس با آن همراه شود، رفتارش نیکوتر میشود.@siratalrasool
🌴🕋🕌هرقدر ، انسان شریف تر، نجیب تر و حساس تر باشد،از جنایت دیگران بیشتر رنج میبرد!و این ۲ علت دارد :یکی اینکه خود را مستحق خیانت نمی بیندو دیگر اینکه انتظار ندارد که دیگرانعملی کنند که خود او با دیگران نکرده است...@siratalrasool
خصلت نود رسول اللهﷺ:90- در سر سفره از جلوي خود غذا تناول مي فرمودند.-از مجموعه صد خصلت رسول اللهﷺاللَّهُمِّ صلی وسَـلِّم علَى نَبِينَا محمدﷺ✨🕋❖━━━━━━━➣@Quran_AZimoshan
🌴🕋🕌قسمت آیه ای که یکی از زندانیها بر دیوار سلولش در زندان نظامی مزه در دمشق نوشته بود:به الله گمان نیک داشته باشیداز رحمت الله نومید نشویدمغفرت الله بس وسیع استپروردگارت آمرزنده و صاحب رحمت استالله پس از سختی، آسانی خواهد آوردیکی از سوریهایی که در اروپا پناهنده است در توییتر زیر این پست نوشته بود: «من در دشتهای سرسبز اروپا مایوس بودم و او در سلول این زندان وحشتناک، امیدوار».به این فکر کردهاید که چرا برخی به رحمت پروردگار امیدوارند و برخی نه؟ این چیزها را به چشم خبر نبینید. دنیا همه درس است...عبدالله محمد@siratalrasool
🌴🕋🕌«صَدِیقُ كُلِّ امْرِئٍ عَقْلُه وَ عَدُوُّهُ جَهْلُه»؛ ـ دوست هر فرد و ملّتی عقل آن فرد یا ملّت است، ـ دشمن هر فرد یا ملّتی جهل آن ملّت است. انسان یک دوست دارد و آن فهم اوست؛ بقیه ابزار هستند. انسان یک دشمن دارد و آن بیادبی اوست. بیعقلی اوست.@siratalrasool
🌴🕋🕌 3⃣6⃣زندگانی پیامبر اسلامﷺ ﴿۶۳﴾ عدم موفقیت هیأت فرستاده شده قریش: «نجاشی» گفت: به راستی که این مطلب و آنچه حضرت «عیسیؑ» آورده است هر دو از یک منبع سرچشمه میگیرند ۔ سپس رو به فرستادگان «قریش» کرده گفت: «برخیزید و بروید، سوگند به خدا که من اینها را به…🌴🕋🕌توجه…توجه…! واقعا تا چه اندازه پیامبرت را می شناسی؟ از جزئیات زندگی و حیات ایشان چقدر معلومات داری؟ جزئیات حیات طیبه پیامبر ﷺ و گذران روزانه ایشان در کانال تلگرامی مخصوص زندگی نامه رسول خدا با نام کانال سيرت الرسول باخرز مولوی عبدالرحمن خوافی هرروز با قسمتی از سلسله بحث هایی در قالب کلیب های صوتی و نوشتاری... پیگیری بفرمایید.@siratalrasool
🌴🕋🕌 2⃣6⃣زندگانی پیامبر اسلامﷺ ﴿۶۲﴾ سخنرانی جعفر بن ابیطالب و تصویر جاهلیت ومعرفی اسلام، در دربار نجاشی: در این اثنا «جعفر بن ابیطالبؓ» پسر عموی رسول خداﷺ از میان مجلس به پاخاست و چنین گفت: «شاها! ما گروهی بودیم نادان و بتپرست از خوردن مردار اجتناب نمیکردیم…🌴🕋🕌3⃣6⃣زندگانی پیامبر اسلامﷺ ﴿۶۳﴾عدم موفقیت هیأت فرستاده شده قریش: «نجاشی» گفت: به راستی که این مطلب و آنچه حضرت «عیسیؑ» آورده است هر دو از یک منبع سرچشمه میگیرند ۔ سپس رو به فرستادگان «قریش» کرده گفت: «برخیزید و بروید، سوگند به خدا که من اینها را به دست شما نخواهم سپرد» ۔اینجا بود که «عمرو بن العاص» آخرین تیر را از ترکش رها کرد، آن هم تیری بسیار مسموم، صبح روز بعد نزد «نجاشی» آمد و گفت: پادشاها! اینها در مورد حضرت «عیسی بن مریمؑ» حرفهای عجیب و باور نکردنی میگویند ۔ پادشاه رو به مسلمانان کرد و گفت: بفرمایید بگویید عقیده شما درباره «عیسی بن مریمؑ» چیست؟ حضرت «جعفر بن ابیطالب» گفت: «ما همان چیزی را درباره «عیسی بن مریمؑ» میگوییم که پیامبر ما خبر داده است ۔ حضرت «عیسی بن مریمؑ» بنده خدا و فرستاده او بود ۔ روح و نشانه قدرت آفریدگار و از جانب خدا بود که او را به «مریمؑ» پاکدامن و بتول عطا فرمود» ۔«نجاشی» با شنیدن این مطلب دستش را به زمین زد و تکّه چوبی از زمین برداشت و گفت: «قسم بخدا «عیسی بن مریمؑ» بر آنچه شما گفتید به اندازه این تکّه چوب نیز سخنی اضافه نکرده است۔» «نجاشی» بعد از این گفتگوها مسلمانان را در مملکت خود با اطمینان پناه داد، فرستادگان «قریش» ناکام بر گشتند و مسلمین با آرامش اقامت گزیدند ۔ یکبار دشمنان «نجاشی» علیه او دست به شورش زدند، مسلمانان نیز به پاس خدماتش از وی دفاع نمودند(¹) این اقدام شجاعانه و انساندوستانه مسلمین کاملاً با تعالیم اخلاقی اسلام مطابقت داشت و مقتضای اخلاق مسلمین بود۔(²)هجرت مسلمانان به «حبشه» در سال پنجم بعثت اتفاق افتاد، حضرت «جعفر بن ابیطالب» با تعدادی از یاران خود تا سال هفتم هجری در «حبشه» باقی ماند و هنگام جنگ «خیبر» خدمت رسول اکرم ﷺ حاضر شد ۔ بدین ترتیب، اقامتش در کشور «حبشه» ۱۵ سال به طول انجامید ۔حضرت «جعفر بن ابیطالب» در این مدت طولانی باتوجه به موقعیت کشور «حبشه» و زمامدار عادل آن، تلاشهای زیادی در زمینه دعوت مردم به سوی اسلام مبذول نمود ۔ امّا متأسفانه چون در آن زمان، وقایع نگاری مرسوم نبوده، نمیتوانیم در این مورد با یقین چیزی بگویم ۔ البته مقتضای قیاس نیز همین است ۔ منابع:(¹) - سيرة ابن هشام، ج: ۱ ص: ۳۳۴-۳۳۸ با تلخیص.(²) - راجع مسند الإمام أحمد بن حنبل: (۲۰۳/۱)و(۲۹۰/۵-۲۹۲)t.me/siratalrasool
🌴🕋🕌سوره الكهف بصوت القارئ محمد صديق المنشاوي«نــورٌ مــا بـيـن الـجمـعـتـين»سنت های روز جمعه:➊ قرائت سورهی کهف،➋ غسل نمودن،➌ مسواک زدن،➍ استفاده ازخوشبویی.➎ پوشیدن لباس پاکیزه و نو،➏ دعا نمودن در روز جمعه،➐ زیاد درود فرستادن بر رسول اللهﷺ➑ زود رفتن به مسجد.«أّلَلَّهُِــمََ صٌَـــلَِّ وََِّسَـــلَّـِمَْ عٌَلَـَے َّنَبــیـِِنِْأّ مَُحٌَمََّــدٍِﷺ»(کانال سیرت الرسول باخرز مولوی عبدالرحمن خوافی)@siratalrasool
🌴🕋🕌🎙سخنران :مولوی عبدالرحمن خوافی#۳۶۵_روز_با_پیامبر 7⃣5⃣قسمت پنجاه و هفتم موضوع :، چرا رسول اکرم در مقابل تهاجمات خصمانه مشرکین اقدامات دفاعی و جنگی متقابل انجام نمیدادند؟ قسمت (1)( نشر کلیب های سيرت صدقه جاریه هست)
🌴🕋🕌اگر زمانی که یکی را غیبت میکردیم بلافاصله بانکها، پول از حساب ما کم میکردند و به حساب کسی که غیبتش کردهایم انتقال میدادند آیا باز هم غیبت میکردیم و آیا بخاطر از دست ندادن داراییمان ساکت نمیشدیم؟!پسآیا اموال فناپذیر ما، گرانبهاتر از اعمال باقی و فناناپذیر ما است؟!@siratalrasool
🌴🕋🕌دنیا را به اهلش وا بگذار و برو...کالای دنیا متاعی اندک است، پوچ و فانی و بیمقدار!آنچه مایهی شادمانیست، رضوان پروردگارت است.جز آن هیچ نخواهجز آن به هیچچیز دل نبند...خالق آسمانها و زمین، تو را اشرف مخلوقاتش نامیده!در راه او که گام برداری،حتی اگر تمام داشتهات یک تکه چوب باشدهمهی زمینیها نمیتوانند از شرافتت بکاهند...آسان بگذر از این متاع اندککه خداوند صاحب عزت، عزیزت میکند!@siratalrasool
🌴🕋🕌 1⃣6⃣زندگانی پیامبر اسلامﷺ ﴿۶۱﴾ قریش مسلمانان مهاجر را تعقیب میکنند: وقتی «قریش» دیدند که مسلمانان در سرزمین «حبشه» امنیت دارند، دو نفر از سوی خود بنامهای «عبداللّٰه بن أبي ربيعه» و «عمرو بن العاص بن وائل» را به «حبشه» فرستادندو هدایای گران بهایی از…🌴🕋🕌2⃣6⃣زندگانی پیامبر اسلامﷺ ﴿۶۲﴾سخنرانی جعفر بن ابیطالب وتصویر جاهلیت ومعرفی اسلام،در دربار نجاشی: در این اثنا «جعفر بن ابیطالبؓ» پسر عموی رسول خداﷺ از میان مجلس به پاخاست و چنین گفت: «شاها! ما گروهی بودیم نادان و بتپرست از خوردن مردار اجتناب نمیکردیم ۔ از ارتکاب فحشا و بیبندوباری باکی نداشتیم ۔ رشته خویشاوندی را میبریدیم، همسایه پیش ما احترام نداشت، ضعیف و درمانده محکوم زورمندان بود ۔ روزگاری بدین منوال بسر بردیم ۔ تا این که خدای تعالی از میان ما پیامبری برگزید که ما نسب او را میدانیم و از درستکاری و امانتداری و پاکی او کاملاً آگاهیم ۔ او ما را به توحید و یکتاپرستی دعوت نمود و دستور داد تا از عبادت بتها و سنگها که ما و پدران ما میپرستیدند، پرهیز کنیم ۔ او ما را به راستی و راستگویی، امانتداری و خوشرفتاری با خویشاوندان و همسایگان، و اجتناب از کارهای ناروا و خونریزی توصیه نمود و از ارتکاب فحشا و دروغگویی و خیانت در اموال یتیمان و نسبت دادن زنان پاکدامن به کارهای زشت بازداشت ۔بہ ما دستور داد که تنها خدای یگانه را عبادت کنیم ۔ با او احدی را شریک نسازیم ۔ نماز بخوانیم، زکات مال را بپردازیم، و روزه بگیریم(کلیه امور اسلام را ذکر کرد) ما به او ایمان آوردیم ۔ سخنش را پذیرفتیم ۔ روشی را که از جانب خدا آورده بود، پیروی کردیم ۔ فقط به عبادت اللّٰه روی آوردیم و از شرک دوری نمودیم ۔ آنچه را حرام شمرده بود، حرام شمرده و حلالهای او را حلال دانستیم ۔ ولی قوم ما در مقابل ما قیام کردند و ما را مورد شکنجه قرار دادند ۔ مزاحم دین ما شدند و میخواهند که ما از عبادت خدای واحد دست برداریم و بتها را پرستش کنیم و به انجام خباثتها و زشتیها مشغول شویم ۔وقتی آنها بر ما فشار آوردند، ما را مورد ستم قرار دادند، عرصه را بر ما تنگ کردند و مزاحم آیین ما گردیدند، ناچار به کشورتان پناه آوردیم و شما را از دیگران برتر دانستیم و هم اکنون امیدواریم که در پناه شما از ظلم و تجاوز آنها در امان باشیم۔»«نجّاشی» این سخنان را با آرامش و متانت گوش کرد ۔سپس گفت: آیا چیزی از کتاب آسمانی پیامبرتان همراه دارید؟ حضرت «جعفر» گفت: آری، «نجاشی» گفت: آن را برای من بخوانید ۔ حضرت «جعفر» آیاتی چند از آغاز سورهٔ «مریم» قرائت کرد ۔ «نجاشی» سخت متأثر شد و چنان گریه کرد که قطرات اشک، محاسن او را تر نمود ۔ اسقفها هم آن قدر گریستند که کتابهایی که جلویشان قرار داشت، خیس شدند ۔ سخنرانی «جعفر بن ابیطالب» در محضر پادشاه «حبشه» و تصویر او از اسلام چنان پرشور و حکمت آمیز بود که به موقع و در مکان مناسب ایراد گردید ۔ اینگونه سخنان قبل از این که به نیروی بلاغت و قدرت بیان گوینده دلالت کند به بلاغت خرد و عقل او دلالت مینماید ۔ به راستی که تنها با الهام از خداوند متعال میتوان چنین سخنانی را در چنین مواقع و مواضع حساس و مهم ایراد کرد؛ خداوندی که میخواهد نور این دین را به کمال برساند و آن را بر کلیه ادیان سیطره بخشد۔(¹)گفتار حضرت «جعفر» دلیل بر سلامتی فطرت و خردمندی فوق العاده او بود، به علت همین دو صفت بود که «بنی هاشم» بر سایر «قریش» و «قریش» بر سایر عربها ارجحیّت داشتند ۔ «جعفر» به جای این که سُخن دیگری بگوید، ترجیح داد، وضعیت مردم شبه جزیره را در زمان جاهلیت با وضعیت متحول آنان بعد از بعثت رسول اکرم ﷺ مقایسه نماید و نشان دهد که دعوت رسول اکرم ﷺ به سوی اللّٰه و دین خالص و مکارم اخلاق و ایمان آوردن مردم به رسول گرامی چه تحول ریشه داری در جامعه به وجود آورده است ۔اظهار نظر حضرت «جعفر» مبنی بر واقع بینی، و دور از جدل و مناظره بود ۔ این نحوه بحث و بررسی بهتر میتوانست اهداف مورد نظر را در ذهن مخاطب غرس نماید و او را به حسن توجه و رعایت انصاف وادار کند۔منابع:(¹) - أخرجه أحمد في المسند (١/ ٢٠٢) و (۵/ ٢٩٠-٢٩٢) والبزار (۱۷۴۰) وانظر في مجمع الزوائد (۶/ ۲۴- ٢٧) ۔t.me/siratalrasool
🌴🕋🕌تلاوت زیبا و ماندگار آیات 9 تا 24 سوره مبارکه اسراء با صدای استاد علی البنا(کانال سيرة الرسول باخرز مولوی عبدالرحمن خوافی) @siratalrasool
🌴🕋🕌 محمد و زندگی و پیامش احمد زیدآبادیمحمد - که درود خدا بر او باد- خود را انسانی معرفی میکرد از هر جهت شبیه دیگر انسانها با این تفاوت که به او وحی میشود. پیامبر ما هیچگاه داعیۀ الوهیت در هیچ سطحی نداشت. زندگی روزمرهاش مثل دیگر ابناء بشر، طبیعی بود و با همۀ مظاهر خیر و زیبای زندگی سر آشتی داشت.اهل عشق و عطر و نیایش بود. موهایش را بلند میگذاشت تا به دوشش برسد. موهای بلندش را همیشه روغن میزد و خوشبو نگه میداشت. لباس زرد میپوشید و آستین پیراهنش کوتاه بود. گاه سوار بر الاغ برهنه میشد و کسی را هم پشت خود سوار میکرد. هیبت و عظمت ساختگی زمامداران را خوار میشمرد و از اینرو، وقتی پیرزنی در گفتگو با او به ترس و لکنت افتاد، در مقابلش زانو زد و با تواضع و مهربانی به او گفت؛ من پسر همان زنی هستم که شیر گوسفندان را میدوشید!هیچ علقهای به مال و منال دنیا نداشت. به قول علی [رضیاللهعنه]، سنگی بر سنگی ننهاد. زندگیاش چندان ساده و بیتجمل بود که گاه یارانش بر وضع او نگران میشدند. گاه هفتهها میگذشت که از اجاق خانهشان دودی به هوا برنمیخاست، زیرا غذایی در منزلشان طبخ نمیشد. این را از زبان عبدالرحمن بن عوف گفتهاند که روزگاری در عهد عثمان [رضیاللهعنه]، سینی پر از گوشتی را نزد مهمانانش نهاد؛ اما ناگهان به گریه افتاد و گفت گمان نکنم این رفاهی که به ما رو کرده است، علامت رستگاری ما باشد چرا که رسول خدا هفتهها میشد که دودی از مطبخ خانهشان بلند نمیشد.محمد بنا به عرف زمانهاش، زنهای متعدد داشت، زنانی که گاه با مقایسۀ وضع زندگی خود با حاکمان روم و مصر و ایران، بر او می شوریدند و طالب تجملات میشدند. او هیچگاه بر این زنان سخت نمیگرفت و در برابرشان چندان نرمخویی پیشه میکرد که یارانش بیتاب میشدند. هر وقت اعتراض زنان به جای باریک میکشید او با بانگ بلند در پی خاموش کردنشان برنمیآمد. به گوشۀ انزوایی میرفت تا آبها از آسیا بیفتد. روزی عمر [رضیاللهعنه]، او را که به حال قهر در گوشهای بر حصیری از لیف خرما خفته بود، پیدا کرد. ردِّ حصیر بر پهلوی محمد نقش بسته بود. عمر اشک در چشم آورد و گفت یا رسولالله اجازه بده من به حساب این زنان برسم! پیامبر اما او را نهی کرد.جنگ و صلح و داوری محمد نیز مصداق «أنا بشر مثلکم» بود. این موارد را در هالهای از ابهام نپیچید تا به صورت رازی سر به مُهر در تاریخ بماند. منطق رفتارش روشن و علنی و همهفهم بود.آنچه اما پیام محمد را در سطح جهان گسترش داد همان جهانبینی ساده و شفاف و جذابش بود. او به خلاف نظامهای فکری چندخدایی، تثلیث یا ثنویتگرایی، توحید نابی را عرضه کرد که انسانهای معمولی نیز آن را درک میکردند. در نظام توحید فکری او فقط یک خداست که هم اول است و هم آخر است و هم ظاهر است و و هم باطن است. هو الاول و والاخر و الظاهر و الباطن! انسانها در برابر او همه از یک سنخ و گوهراند و کاملاً برابر. از اینرو، هر انسانی در نزد خدا غایتی فینفسه است و هیچ عذر و بهانهای برای فرارش از مسئولیت اخلاقیاش قابل پذیرش نیست. چنین انسانی طفیلی و وابسته به موجود دیگری نیست. استقلال رأی و قدرت تفکر دارد. از همینروست که من بر خلاف برخی بدفهمیهایی که از فردگرایی وجود دارد، پیامبر اسلام را بزرگترین مروج فردگرایی تعالیبخش در تاریخ میدانم.با اینهمه، پیام پیامبر اسلام مانند هر پیام دیگری در تاریخ سبب کژفهمی پارهای از پیروان و منکرانش شده است. با آنکه پیام توحیدی محمد، ساده و روشن است، اما درونی کردن این پیام مشروط به نوعی پالودگی باطنی است. اهل عدل و احسان آن را درونی میکنند چرا که «إن الله یأمر بالعدل و الإحسان». فردی که درونش از آلودگی تیره باشد بهرهای از این پیام نمیبرد گرچه قائمالیل و دائمالصیام باشد! و اگر فردی دستاش به تعدی و ظلم و ستم و جور بر بندگان خدا دراز شده باشد که در آنصورت واویلا! بهرهای از پیام پیامبر نمیبرد که هیچ بلکه: «ما یزید الظالمین إلا خسارا»!باری از همینرو، پیام محمد امری فراقومی و انسانی است. جوهر پیام او رنگ هیچ نوع تعلق قومی را نمیپذیرد، بنابراین، آنچه در سیرۀ او رنگ و لعاب قومیت گرفته از جوهر پیام او نیست.◽️در حقیقت، انسان امروز، ماهیت غیرقومی و فراملی دین را پذیرفته است، زیرا جوهر دین ورای همۀ اختلافات انسانی است. فقط برخی از ایرانیان خشمگین از تداخل دین و دولت در ایران، اخیراً خصلت قومی دین را پیش کشیدهاند؛ چنانکه گویی پیامبر هم میتواند خودی یا بیگانه باشد! آیا تاکنون هیچ شنیدهاید که یک روس یا یونانی یا برزیلی یا آمریکایی یا رومی یا قبطی یا آلمانی دیانت مسیح را نفی کند به این دلیل که عیسی مردی یهودی از ناصره یا بیت لحم بوده است؟به نقل از: کانال تلگرامی نویسندهt.me/siratalrasool
🌴🕋🕌🎙سخنران :مولوی عبدالرحمن خوافی#۳۶۵_روز_با_پیامبر 6⃣5⃣قسمت پنجاه و ششم موضوع :، شیوه های ممانعت وکینه توزانه مشرکین در برابر اسلام از آیات قرآن قسمت (2)( نشر کلیب های سيرت صدقه جاریه هست)
🌴🕋🕌ریشه اگر ریشه است خاصیتش دیده نشدن است .ریشه ای که اصرار بر دیده شدن دارد،درخت را از بیخ کنده.@siratalrasool
🌴🕋🕌کسانی که خیلی از مسائل را بدون دلیل باور كرده اند و پذیرفته اند نمی توان با دلیل قانع کرد ...! جیمز رندی@siratalrasool
🌴🕋🕌کاش به جای این همه بمب و موشک کتاب بر سر خاورمیانه میریختندآنوقت کسی برای رفتن به بهشت به جنگ نمیرفت@siratalrasool
🌴🕋🕌امام ابن جوزی رحمه الله فرموده است:"خداوند متعال بوسیلهی مردان و زنانی مؤمن، زمین را محافظت میکند؛آنانی که باطنشان همانند ظاهرشان و حتی زلالتر استو خلوتشان مانند آشکارشان یکسان و حتی بهتر استو همت و ارادهشان به بلندای ستارگان میرسد و حتی بالاتر است.دنبال نام و شهرت نیستند و اگر کرامتی از ایشان دیده شود منکرش میشوند.وقتی مردم در منجلاب غفلت غرق هستند آنان در دشتهای سرسبز عبادت و اصلاح سیر میکنند.جای جای زمین، آنان را دوست دارد و ملائکهی آسمان برای ایشان خوشحالی میکنند.از خداوند متعال میخواهیم توفیق دنبالهروی از آنان به ما بدهد و ما را از دنبالهروان ایشان قرار دهد".@siratalrasool
🌴🕋🕌 0⃣6⃣زندگانی پیامبر اسلامﷺ ﴿۶۰﴾ هجرت مسلمانان به سوی حبشه: وقتی حضرت رسول اکرم ﷺ شکنجهها و سختیهای اصحاب را ملاحظه کرد و دید که نمیتواند جلوی شکنجه را بگیرد، فرمود: بهتر است که به سرزمین «حبشه» هجرت کنید، زیرا آنجا پادشاهی وجود دارد که نمیگذارد به…🌴🕋🕌1⃣6⃣زندگانی پیامبر اسلامﷺ ﴿۶۱﴾قریش مسلمانان مهاجر را تعقیب میکنند: وقتی «قریش» دیدند که مسلمانان در سرزمین «حبشه» امنیت دارند، دو نفر از سوی خود بنامهای «عبداللّٰه بن أبي ربيعه» و «عمرو بن العاص بن وائل» را به «حبشه» فرستادندو هدایای گران بهایی از اشیای «مکه» برای «نجاشی» و دولتمردان «حبشه» ارسال کردند ۔ این دو نفر فرستاده نزد «نجاشی» رفته با درباریان تماس گرفتند و حمایت آنان را جلب نمودند، و با تقدیم هدایا دلهای شان را بدست آوردند ۔ سپس در مجلس پادشاه حاضر شده، چنین گفتند: چند نفر از مردم نادان و کم خرد ما به کشور شما پناهنده شدهاند ۔ اینها آیین قوم خود را رها کردهاند و آیین شما را نیز قبول ندارند ۔ دارای دین جدیدی هستند که نه ما آن را میدانیم و نه شما از آن اطلاعی دارید ۔ اینک ما را بزرگان قوم، فامیلها، پدرها و عموهای آنان به سوی شما فرستادهاند و تقاضا نمودهاند که این افراد را به سوی قومشان برگردانید ۔ آنان، این افراد را بهتر می شناسند ۔ درباریان نیز گفتند: شاها! اینها راست میگویند، افراد مذکور را به دست اینها بسپارید ۔«نجاشی» عصبانی شده و پیشنهاد آنان را رد کرد و حاضر نشد، مسلمانانی را که به او و کشورش پناهنده شده بودند، به فرستادگان «قریش» بسپارد ۔ آنگاه مسلمانان را فرا خواند و از دانشمندان مسیحی نیز دعوت نمود ۔ «نجاشی» خطاب به مسلمانان گفت: این چه آینی است که شما به آن معتقد شدهاید که با دین من و سایر ادیان دیگر نیز متفاوت است و به سبب آن از قوم خود جدا شدهاید t.me/siratalrasool
🌴🕋🕌تلاوت زیبا از استاد محمود شحات انور سوره مبارکه طه اجرا شده در مصر، شهر قاهره مورخ 29.07.2026 میلادی (7 مرداد 1405)(کانال سیرة الرسول باخرز مولوی عبدالرحمن خوافی)@siratalrasool
❀✰﷽✰❀﴿ قُلْ هُوَ اللَّهُ أَحَدٌ اللَّهُ الصَّمَدُ لَمْ يَلِدْ وَلَمْ يُولَدْ وَلَمْ يَكُن لَّهُ كُفُوًا أَحَدٌ ﴾◆لیستی از بهترین کانال های تلگرامی👇✎ @tab_ahlesunnat✧════❁*❁════✧
❀✰﷽✰❀﴿ قُلْ هُوَ اللَّهُ أَحَدٌ اللَّهُ الصَّمَدُ لَمْ يَلِدْ وَلَمْ يُولَدْ وَلَمْ يَكُن لَّهُ كُفُوًا أَحَدٌ ﴾◆لیستی از بهترین کانال های تلگرامی👇✎ @tab_ahlesunnat✧════❁*❁════✧
🌴🕋🕌کسانی که با حق به جنگ برمیخیزند غالبا به حق بودن آن جهل ندارند بلکه چون با هوی و هوسهایشان در تضاد است و مانعی بر سر راه شهوتهایشان میباشد از آن بدشان میآید". سید قطب رحمه الله@siratalrasool
🌴🕋🕌🎙سخنران :مولوی عبدالرحمن خوافی#۳۶۵_روز_با_پیامبر 5⃣5⃣قسمت پنجاه و پنجم موضوع :، شیوه های ممانعت وکینه توزانه مشرکین در برابر اسلام از آیات قرآن قسمت (1)( نشر کلیب های سيرت صدقه جاریه هست)
🌴🕋🕌حتی افرادی که معتقد هستند سرنوشت وتقدیر انسانها همه از قبل مشخص شده وهیچ چیزی قابل تغیـیـر نـیسـت،موقع رد شدن از خیابان هر دو طرف آن را با دقت نگاه می کنند!!! پروفسور استیون هاوکینگ@siratalrasool
🌴🕋🕌میرزا در مکتبخانه ﺍﺳﻢ شاگرد ﺭﺍ ﺻﺪﺍ ﻛﺮﺩ، شاگرد برخاست.میرزا ﮔﻔﺖ: ﺷﻌﺮ بنی ﺁﺩﻡ ﺭﺍ ﺑﺨﻮﺍﻥ،شاگرد ﺷﺮﻭﻉ ﻛﺮﺩ:بنی ﺁﺩﻡ ﺍﻋﻀﺎی یک پیکرند/ﻛﻪ ﺩﺭ ﺁﻓﺮﻳﻨﺶ ﺯ یک ﮔﻮﻫﺮﻧﺪ ﭼﻮ ﻋﻀﻮی ﺑﻪ ﺩﺭﺩ ﺁﻭﺭﺩ ﺭﻭﺯﮔﺎﺭ/ﺩﮔﺮ ﻋﻀﻮﻫﺎ ﺭﺍ ﻧﻤﺎﻧﺪ ﻗﺮﺍﺭﺑﻪ ﺍﻳﻨﺠﺎ ﻛﻪ ﺭﺳﻴﺪ ﻣﺘﻮﻗﻒ ﺷﺪ،میرزا ﮔﻔﺖ: ﺑﻘﻴﻪاﺵ ﺭﺍ ﺑﺨﻮﺍﻥ!شاگرد ﮔﻔﺖ: ﻳﺎﺩﻡ نمیﺁﻳﺪ،میرزا ﮔﻔﺖ: یعنی چی؟ ﺍﻳﻦ ﺷﻌﺮ ﺳﺎﺩﻩ ﺭﺍ ﻫﻢ نتوانستی ﺣﻔﻆ کنی؟!شاگرد ﮔﻔﺖ:ﺁخه ﻣﺸﻜﻞ ﺩﺍﺷﺘﻢ، ﻣﺎﺩﺭﻡ ﻣﺮﻳﺾ ﺍﺳﺖ ﻭ ﮔﻮﺷﻪ ﺧﺎﻧﻪ ﺍﻓﺘﺎﺩﻩ، ﭘﺪﺭﻡ ﺳﺨﺖ ﻛﺎﺭ میکند ﺍﻣﺎ هزینه طبیب ﺑﺎﻻﺳﺖ، ﻣﻦ ﺑﺎﻳﺪ ﻛﺎﺭﻫﺎی ﺧﺎﻧﻪ ﺭﺍ ﺍﻧﺠﺎﻡ ﺑﺪﻫﻢ ﻭ ﻫﻮﺍی ﺧﻮﺍﻫﺮ و ﺑﺮﺍﺩﺭﻫﺎﻳﻢ ﺭﺍ ﻫﻢ ﺩﺍﺷﺘﻪ ﺑﺎﺷﻢ، ﺑﺒﺨﺸﻴﺪ.میرزا ﮔﻔﺖ: ﺑﺒﺨﺸﻴﺪ، ﻫﻤﻴﻦ؟! ﻣﺸﻜﻞ ﺩﺍﺭی ﻛﻪ ﺩﺍﺭی ﺑﺎﻳﺪ ﺷﻌﺮ ﺭﻭ ﺣﻔﻆ میکردی، ﻣﺸﻜﻼﺕ ﺗﻮ ﺑﻪ ﻣﻦ ﻣﺮﺑﻮﻁ ﻧﻤﻴﺸﻪ!ﺩﺭ ﺍﻳﻦ ﻟﺤﻈﻪ شاگرد ﮔﻔﺖ:ﺗﻮ ﻛﺰ ﻣﺤﻨﺖ ﺩﻳﮕﺮﺍﻥ بی غمیﻧﺸﺎﻳﺪ ﻛﻪ ﻧﺎﻣﺖ ﻧﻬﻨﺪ ﺁﺩمی ...در این شرایط سخت و پیچیده به فکر همنوعان خود باشیم @siratalrasool
🌴🕋🕌 9⃣5⃣زندگانی پیامبر اسلامﷺ ﴿۵۹﴾ گفتگوی بین عتبه و حضرت رسول اللّٰه: وقتی «قریش» دیدند که یاران پیامبر اکرمﷺ روز بروز در حال افزایش هستند ۔ «عتبه بن ربیعه» از «قریش» اجازه گرفت تا خدمت رسول اکرم ﷺ رفته با او مذاکره نماید و به او پیشنهاداتی ارائه دهد…🌴🕋🕌0⃣6⃣زندگانی پیامبر اسلامﷺ ﴿۶۰﴾هجرت مسلمانان به سوی حبشه: وقتی حضرت رسول اکرم ﷺ شکنجهها و سختیهای اصحاب را ملاحظه کرد و دید که نمیتواند جلوی شکنجه را بگیرد، فرمود: بهتر است که به سرزمین «حبشه» هجرت کنید، زیرا آنجا پادشاهی وجود دارد که نمیگذارد به کسی ظلم شود ۔ سرزمینی است که راستی و درستی در آن ارزش دارد ۔ به آنجا بروید تا خدای تعالی برایتان گشایش به وجود آورد ۔گروهی از مسلمانان به سوی «حبشه» هجرت نمودند ۔ این نخستین هجرتی بود که در اسلام صورت میگرفت ۔ تعداد هجرت کنندگان بالغ بر ۵۱ نفر مرد و چهار نفر زن بود ۔ در میان آنان حضرت «عثمان بن عفانؓ» و همسرش «رقیه» (رَضِیَ اللّٰهُ عَنْهَا) دخت گرامی رسول اکرم ﷺ نیز بودند ۔ امیر این گروه حضرت «عثمان بن مظعونؓ» بود ۔بعد از آن، حضرت «جعفر بنابیطالبؓ» هجرت کرد ۔ سپس مسلمانان دیگری نیز به آن دیار هجرت نمودند، که همگی در سرزمین «حبشه» جمع شدند؛ بعضی با خانواده خود و بعضی دیگر تنها بودند ۔ تعداد مهاجران به ۸۳ نفر میرسید ۔(¹)ناگفته نماند که هدف از هجرت به «حبشه» تنها این نبود که فقط از اذیت و آزار «قریش» رهایی یابند، بلکه منظورشان دعوت مردم به سوی اسلام و کاستن فشارهای غم از رسول اکرم ﷺ بود ۔ اگر مجموعه افراد مهاجر را بررسی کنیم، میبینیم، که در این مجموعه افرادی از هر طبقه و سطح اجتماع آن روز «مکه»، وجود داشتند ۔ در میان این گروه، افراد ثروتمند و فقیر، جوان و میانسال، مرد و زن و...دیده میشد ۔ واغلب آنان از خانوادههای اصیل «مکه» بودند که این، خودش بر تأثیر، نیرومندی و گستردگی دعوت، دلالت میکرد ۔منبع:(¹) - سيرة ابن هشام، ج: ١ ص: ٣٢١-٣٣٠t.me/siratalrasool
🌴🕋🕌تلاوت زیبا از استاد شحات محمد انورسور مبارکه حجرات و قاجرا شده در مصرمورخ 14.06.2005 میلادی (24 خرداد 1384)(کانال سیرة الرسول باخرز مولوی عبدالرحمن خوافی)@siratalrasool
🌴🕋🕌🎙سخنران :مولوی عبدالرحمن خوافی#۳۶۵_روز_با_پیامبر 4⃣5⃣قسمت پنجاه و چهارم موضوع :گفت و گوی عتبة بن ربیعه با رسول اکرم ( نشر کلیب های سيرت صدقه جاریه هست)
🌴🕋🕌خود بزرگ بینی ظالمانه! حرف اسرائیل این است كه ما یك نژاد برتریم!نحن شعب الله المختار، ،ما امت برگزیده خداوند یماگر یك نفر در یك روستا یا یك شهر خود بزرگ بینی باشد زندگی كردن با او مشكل است.اگر قبیله ای, نژادی، خود بزرگ بین باشند بگویند ما نژاد برتریم، آن وقت زندگی با اینها بسیار سخت است!آن كه شما را آفرید گفته ﴿إِنَّ أَكْرَمَكُمْ عِندَ اللَّهِ أَتْقَاكُمْ﴾. بالصراحه قرآن كریم حرف اینها را نقل می كند، که می گویند: ﴿لَیسَ عَلَینَا فِی الْأُمِّیینَ سَبِیلٌ﴾؛ ما هر چه تاخت و تاز كردیم نسبت به عرب ها و غیر عرب ها برای ما رواست کسي حق بازخواست ما را ندارد این حرف اسراییلیها است!بنابراین با اینها نمی شود زندگی كرد! با اینها در روی كُره زمین به هیچ وجه نمی شود زندگی كرد برای اینكه اینها ظالمانه خود بزرگ بین هستند@siratalrasool
🌴🕋🕌نکات قرآنی یهود، نژاد پلشت و شرور ؛ لَتَجِدَنَّ أَشَدَّ النَّاسِ عَدَاوَةً لِلَّذِينَ آمَنُوا الْيَهُودَ وَالَّذِينَ أَشْرَكُوا....مائده٨٢ (ای پیغمبر!) خواهی دیـد که دشـمنترین مردم بـرای مومنان، یهودیان و مشرکانند. یهودیان نژاد پلشت، سرسخت و شروری هستندکه کینه اسلام و پیغمبر اسلام را به دل میگیرند، و در سراچه سینه نگاه میدارند، و پیوسته در دیگدان درون برمیجوشانند. این است که خدا پیامبر خود و پیروان او را از یهودیان برحذر میدارد. بر این نژاد سرسخت و زشت و شـرور جـز اسـلام و مسـلمانان پـیروز نگشتهاند، آن روز که پـیروان اسلام واقعآ مسـلمان بودهاند.و از ظلم و زور این نژاد پـلشت سرسخت شرور، کسی جهان را نجات نمیدهد، مگر اسلام، آن روزیکه پیروان آن به سوی اسلام برمیگردند.نمونه هایی از خباثت های این قوم :کسیکه احزاب وگروهها را علیه دولت نوبنیاد مسلمان در مدینه برانگیخت، و میان یهودیان بنیقریظه و جز آنان، و میان قریشیان در مکه، و میان قبائل دیگر در عربـستان، اتحاد برقرارکرد، یک نفر یهودیبود!کسیکه عوام را تحریککرد، و اوباش گروهک ها را گرد آورد و متحدکرد، و در فتنه ی شهادت حضرت عثمان (رض) به پخش شائعات پرداخت، و بلاها وگـرفتاریهای پس از آن را پدیدارکرد، یک نفر یهودی بود! کسیکه رهبری جاعلان احادیث و دروغبافان در روایات و تواریخ را بر عهدهگرفت، یک نفر یـهودی بود؛@siratalrasool
🌴🕋🕌متأسفانه تمام قوانین حقوق بشری، تمام مرزها و خط قرمزها، تنها و تنها برای ما مسلمانان گويا نوشته شدهاند.اگر ما آنها را رعایت نکنیم، دستآویزی میشود برای تروریست خواندن ما و حمله به دین وایین و سرزمین و گرفتن جانمان.اما اگر آنها رعایت نکنند؟چیزی نشده که، رعایت نکردهاند دیگر... سایر غربیهای همکیش و هممرام، همچنان به دفاع از آنها ادامه میدهند@siratalrasool
🌴🕋🕌 8⃣5⃣زندگانی پیامبر اسلامﷺ ﴿۵۸﴾ سنگدلیهای قریش در مورد آزار و اذیت رسول اکرم ﷺ و اغراق آنان در این امر: «قریش» در اذیت و آزار رسول اکرم ﷺ شیوههای گوناگونی را اختیار کرده، و از هیچ نوع سنگدلی دریغ ننمودند، حتی مراعات خویشاوندی را هم نکردند و کلاً از…🌴🕋🕌9⃣5⃣زندگانی پیامبر اسلامﷺ ﴿۵۹﴾گفتگوی بین عتبه و حضرت رسول اللّٰه: وقتی «قریش» دیدند که یاران پیامبر اکرمﷺ روز بروز در حال افزایش هستند ۔ «عتبه بن ربیعه» از «قریش» اجازه گرفت تا خدمت رسول اکرم ﷺ رفته با او مذاکره نماید و به او پیشنهاداتی ارائه دهد ۔ شاید رسول اکرم ﷺ بعضی از خواستههایش را مطرح کند و «قریش» آن را برآورده سازند؛ بدین ترتیب پیامبر اسلامﷺ از آنها دست بکشد؛ بالاخره «قریش» به «عتبه بن ربیعه» اجازه داده، او را نمایند خود قرار دادند ۔ «عتبه» نزد حضرت رسول اکرم ﷺ حاضر شده چنین گفت: برادرزاده عزیز! شما میدانید که نزد ما دارای چه موقعیتی هستید، شما آیین جدیدی برای قومت آورده اید، که با آن میان جمعیت آنان تفرقه انداختهاید؛ افکار و عقایدشان را به باد انتقاد میگیرید، خدایان آنها را بد میگویید ۔ نیاکان گذشته را گمراه و کافر قرار میدهید، اینک از شما خواهش میکنم که به پیشنهادهای من گوش دهید، شاید بعضی از آنها مورد قبولتان واقع شود ۔ حضرت رسول اللّٰه ﷺ فرمود: «فرمایید بگویید، ای «ابوالولید»! من گوش میکنم ۔ «عتبه» گفت: برادرزاده عزیز! اگر هدف شما از این برنامه مال و ثروت است، ما برای شما مال جمع میکنیم تا شما ثروتمندترین ما قرار بگیرید ۔ اگر هدف شما رسیدن به سرداری است پس شما را سردار خود قرار میدهیم و متعهد میشویم که هیچ تصمیمی بدون شما نخواهیم گرفت، چنانچه منظورتان حکومت است ما شما را به عنوان حاکم و پادشاه خود قبول میکنیم و اگر بیماری روانی و جن دارید و از این بابت ناراحت هستید، ما برایتان معالجی میآوریم و برای بهبودیتان مال خرج میکنیم تا این که بهبود یابید ۔وقتی «عتبه» سخنانش را به پایان رساند، آنگاه حضرت رسول اللّٰه ﷺ فرمود: «ای «ابوالولید»! سخنان شما تمام شد؟ او گفت: بله، حضرت فرمود: اکنون از من بشنو، «عتبه» گفت: بفرمایید بگویید ۔ حضرت رسول اکرم ﷺ»، آیاتی از سورهٔ «فصلّت» از اوّل تا آیه «سجده» تلاوت نمود ۔ «عقبه» در حالی که دستهایش را به پشت انداخته و بر آن تکیه زده بود با توجه کامل گوش داد ۔ همینکه رسول اکرم ﷺ» به آیه «سجده» رسید، سجده تلاوت بجای آورد؛ سپس فرمود: کاملاً گوش کردید! ای «ابوالولید»! حالا اختیار به دست خودت است ۔ «عتبه» بلند شد، به سوی سران «قریش» رهسپار گشت سران «قریش» وقتی به «عتبه» نگاه کردند، برخی گفتند: قسم بخدا «ابوالولید» با چهرهٔ دیگری برگشته است، وقتی او نشست گفتند: چه خبر است ای «ابوالولید»؟ او گفت: خبر این است که من گفتاری شنیدهام که مثل آن تاکنون اصلاً نشنیده بودم؛ سوگند به خدا که این گفتار، شعر نبود، سحر و جادوگری هم نبود ۔ سپس گفت ای جماعت «قریش»! حرف مرا بشنوید: این مرد را هرچه میکند به حال خودش بگذارید، با او کار نداشته باشید ۔ گفتند: قسم بخدا تو را با گفتارش سحر کرده است، ای «ابوالولید»! او گفت: البته رأی من همین است ۔ شما اختیار دارید، هرچه دلتان خواست انجام دهید۔(¹) منابع:(¹) - سيرة ابن هشام، ج: ۱ ص: ۲۹۳-۲۹۴، وجاء من حديث جابر بن عبد اللّٰه رضي اللّٰه عنهما، قال الهيثمي في المجمع (٦/ ١٩- ٢٠): رَوَاهُ أَبُو يَعْلَى، وَفِيهِ الْأَجْلَحُ الْكِنْدِيِّ، وَثَّقَهُ ابْنُ مَعِينٍ، وَغَيْرُهُ، وَضَعَّفُهُ النَّسَائِيُّ، وَغَيْرُهُ، وَبَقِيَّةُ رِجَالِهِ ثِقَاتٌ ۔t.me/siratalrasool
🌴🕋🕌تلاوت زیبا و شاهکار از استاد محمود شحات انورسور مبارکه حشر، اعلی، شمس و قریشاجرا شده در مصر، مسجد سلطان ابوالعلا شهر قاهرهمورخ 09.11.2019 میلادی (18 آبان 1398)(کانال سیرة الرسول باخرز مولوی عبدالرحمن خوافی)@siratalrasool
🌴🕋🕌🎙سخنران :مولوی عبدالرحمن خوافی#۳۶۵_روز_با_پیامبر 3⃣5⃣قسمت پنجاه و سوم موضوع :آزار و شکنجه ابوبکر صدیق در صحن مسجدالحرام ( نشر کلیب های سيرت صدقه جاریه هست)
🌴🕋🕌با گذشت ۷۸سال از تأسیس اسرائیل، این رژیم هنوز در همان وضعیت روحی و روانی سال ۱۹۴۸ بهسر میبرد و همچنان با ترس از نابودی زندگی میکند (یعنی با اینکه دههها از اشغال سرزمین فلسطین گذشته، اما ساختار سیاسی و امنیتی اسرائیل همچنان بر پایهی اضطراب دائمی از فروپاشی بنا شده؛ گویی موجودیت خود را همواره در خطر میبیند و نتوانسته احساس ثبات و اطمینان واقعی پیدا کند).• احمد مولانا تحلیلگر مسائل سیاسی@siratalrasool
🌴🕋🕌به سختترین شبی که در زندگیتان گذشته فکر کنید...[مطمئن باشید که] این هم میگذرد!@siratalrasool
🌴🕋🕌در زندگی آموختم:با احمق بحث نکنم و بگذارم در دنیای احمقانه خویش خوشبخت زندگی کند.با وقیح جدل نکنم چون چیزی برایاز دست دادن ندارد و روحم را تباه می کند.از حسود دوری کنم چون اگر دنیا را هم به او تقدیم کنم باز از من بیزار خواهد بود.وتنهایی را به بودن در جمعی کهبه آن تعلق ندارم ترجیح دهم.@siratalrasool
🌴🕋🕌 7⃣5⃣زندگانی پیامبر اسلامﷺ ﴿۵۷﴾ سردرگمی قریش در وصف رسول اکرم ﷺ: «قریش» در مورد رسول اکرم ﷺ متحیر ماندند که او را به چه وصفی معرفی نمایند و چگونه بین او و کسانی که به سویش میآیند حائل شوند ۔ تا کسی از دور نزد او نیاید و به سخنش گوش ندهد ۔ آنها برای…🌴🕋🕌8⃣5⃣زندگانی پیامبر اسلامﷺ ﴿۵۸﴾سنگدلیهای قریش در مورد آزارو اذیت رسول اکرم ﷺ و اغراق آنان در این امر: «قریش» در اذیت و آزار رسول اکرم ﷺ شیوههای گوناگونی را اختیار کرده، و از هیچ نوع سنگدلی دریغ ننمودند، حتی مراعات خویشاوندی را هم نکردند و کلاً از حدود انسانیت تجاوز نمودند ۔ روزی حضرت رسول اکرم ﷺ در مسجد مشغول سجده بود ۔ تعدادی از «قریش» دورش جمع شده بودند، در همین دوران «عقبه بن أبی معیط» پرده بچهدان شتری را آورد و بر پشت آنحضرت ﷺ انداخت ۔ حضرت سر مبارکش را بلند نکرد تا این که «فاطمهؓ» دختر آنحضرت ﷺ آمد و آن را برداشت و کسانی را که چنین کرده بودند، دعای بد کرد ۔ حضرت رسول اکرم ﷺ نیز دعای بد فرمود۔(¹) اسلام آوردن حمزه بن عبدالمطلبؓ: روزی «ابوجهل» در نزدیکی کوه «صفا» از کنار رسول اکرم ﷺ گذشت و به آنحضرت ﷺ اهانت کرد، حضرت رسول اکرم ﷺ با او حرف نزد تا این که او خودش از آنجا رفت ۔ دیری نگذشت که «حمزه بن عبدالمطلبؓ» به آنجا آمد در حالی که کمان را حمایل کرده و از شکار برگشته بود ۔ او از بهترین و نیرومندترین جوانان «قریش» بشمار میرفت ۔ کنیز «عبداللّٰه بن جدعان»، «حمزهؓ» را از برخورد «ابوجهل» با رسول اکرم ﷺ مطلع ساخت، «حمزهؓ» سخت ناراحت و عصبانی شد و داخل مسجد رفت ۔ دید «ابوجهل» در میان قوم نشسته است؛ به سوی رفته، بالای سرش ایستاد ۔ و کمان را بلند کرده، بر او کوفت، که بر اثر آن «ابوجهل» سخت زخمی شد ۔ و بعد از آن، خطاب به او فرمود: ای «ابوجهل»! تو چگونه او را دشنام میدهی در حالی که من آیین او را قبول کردهام و به همان چیزی معتقد هستم که او بدان اعتقاد دارد؛ «ابوجهل» خاموش شد و حضرت «حمزهؓ» مسلمان گردید ۔ که این واقعه باتوجه به شجاعت و مقام «حمزهؓ» بر قریشیها بسیار سخت گذشت۔(²) منابع: (¹) - رواه البخاري في كِتَابُ مَنَاقِبِ الأَنصَارِ؛ بَابُ ذِكرِ مَا لَقِيَ النَّبِيُّ صَلَّی اللّٰهُ عَلَیْهِ وَسَلَّمَ وأَصْحَابُهُ مِنَ الْمُشْرِكينَ بِمَكَّةَ، برقم: (۳۸۵۴)، ومسلم في كِتَابُ الْجِهَادِ وَالسِّيَرِ؛ بَابُ مَا لَقِيَ النَّبِيُّ صَلَّى اللّٰهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ مِنْ أَذَى الْمُشْرِكِينَ وَالْمُنَافِقِينَ، برقم: (۱۷۹۴) من حديث عبد اللّٰه بن مسعود رضي اللّٰه عنه ۔(²) - سيرة ابن هشام، ج: ۱ ص: ۲۹۱-۲۹۲ ۔t.me/siratalrasool
🌴🕋🕌هَلْ أَتَاكَ حَدِيثُ مُوسَىٰ - نازعات 15آیا خبر داستان موسی علیه السلام به تو رسیده است؟إِذْ نَادَاهُ رَبُّهُ بِالْوَادِ الْمُقَدَّسِ طُوًى - نازعات 16بدان گاه که پروردگارش او را در زمین مقدّس طُوی صدا زد. تلاوت زیبا و ماندگار آیات 15 تا آخر سوره مبارکه نازعات و سوره های مبارکه تکویر، بروج، فاتحه و بقره با صدای استاد عبدالعزیز حصانکانال سيرة الرسول باخرز مولوی عبدالرحمن خوافی t.me/siratalrasool
🌴🕋🕌شيخ محمد متولی شعراوی:به جلادهای دنیا بگوييد تازيانه ها،و شلاق ها هرگز ارزشها را از بین نمی برد.چوبهی دار، مبادی را نمی کُشد.شکنجه نمیتواند حقوق را نادیده گرفته و ضایع کند.در رابطه با استواری و صدق، بلال وار بخوان قل هو الله احدهمانطور که سیدنا بلال رضی الله عنه به خاطر آن زندگی کرد و در راه آن جان داد و صدایش زنده باقی ماند تا از روزنه صدق، پایداری، عزیمت، صلاح و صبر به قلوب برسد.@siratalrasool
🌴🕋🕌🎙سخنران :مولوی عبدالرحمن خوافی#۳۶۵_روز_با_پیامبر 2⃣5⃣قسمت پنجاه و دومموضوع :آزار و اذیت فیزیکی رسول اکرم توسط قریش ( نشر کلیب های سيرت صدقه جاریه هست)
🌴🕋🕌قاضی امام ابو یوسف یکی از شاگردان برجسته امام ابوحنیفه (رحمهما الله) شنید که جوانی به نام «حاتم اصم» در مسجد سخن از زهد وپرهیزگاری میزند، قاضی ابویوسف به شاگردانش گفت: بیایید به نزدش برویم و سوال کنیم، اگر جواب دهد سخن اش را میشنویم.وقتی که به مسجد داخل شد ازش پرسید:ای جوان! از نماز برایم خبر بِده ؟حاتم اصم در جواب گفت: آیا از آداب نماز سوال میکنی ویا از کیفیت آن؟قاضی ابویوسف تعجب کرد وبه خود گفت: عَجَبا ، یک سوال کردیم، اما او آن را دو سوال ساخت.پس به حاتم اصم گفت: از آداب نماز خبر بده؟حاتم گفت:آداب آن اینکه ایستاد شوی به خاطر امر خداوند و بروی به خاطر ثواب وداخل شوی با نیت صافوتکبیر بگویی با تعظیم واحتراموقرائت کنی با ترتیل وآهستهورکوع کنی خاشعانه وسجده کنی با خضوع وعاجزیوبه قعدهی تشهد بنشینی با اخلاصوسلام کنی با رحمت.بعد امام ابویوسف گفت: پس از کیفیت آن برایم بگو؟!حاتم اصم گفت:کیفیت آن اینکهکعبه را در بین ابرو هایت تصور کنی وقرار دهیوترازوی حساب روز قیامت را به چشمانت نصب کنیوپُل صراط را در زیر قدمهایت قرار دهیجنت را در طرف راست اتدوزخ را در طرف چپ اتعزراییل را در عقب ات، اینکه تورا طلب میکندوبعد از آن هم ندانی، اینکه آیا نماز تو قبول شده ویا رد.پس امام ابویوسف ازش پرسید: از چه وقت این قسم نماز میخوانی؟حاتم اصم جواب داد: از بیست (20) سال به این سو.امام ابویوسف رحمه الله به شاگردانش متوجه شد وگفت:بیایید برویم تا نماز پنچاه (50) سالهی خودرا قضا بیاوریم .یعنی دوباره بخوانیم.یا الله نماز های ما را از نماز های با آداب وبا کیفیت بگردان @siratalrasool
🌴🕋🕌سختترین نوع مجازات برای گناهان عبارتست از:ستانده شدن ایمان،محروم شدن از لذت دعا و مناجات،فراموش کردن قرآنو بیتفاوتی به استغفار کردن.وآسانترین مجازات چیزیست که در دنیا بر سر جسم میآید".منبع: ذم الهوی@siratalrasool
🌴🕋🕌 6⃣5⃣زندگانی پیامبر اسلامﷺ ﴿۵۶﴾ ابوبکر صدّیقؓ در چنگال کفار: «ابوبکر صدیقؓ» روزی مشغول دعوت مردم به سوی خدا و رسول بود ۔ در همین حین مشرکان بر او تهاجم آوردند و او را سخت مورد ضرب و شتم قرار دادند ۔ «عقبه بن ربیعه» با کفشهایش چنان بر سر و صورت «ابوبکرؓ»…🌴🕋🕌7⃣5⃣زندگانی پیامبر اسلامﷺ ﴿۵۷﴾سردرگمی قریش در وصف رسول اکرم ﷺ: «قریش» در مورد رسول اکرم ﷺ متحیر ماندند که او را به چه وصفی معرفی نمایند و چگونه بین او و کسانی که به سویش میآیند حائل شوند ۔ تا کسی از دور نزد او نیاید و به سخنش گوش ندهد ۔ آنها برای این منظور نزد «ولید بن المغیره» (که مردی سالخورده بود) رفتند ۔ «ولید» گفت: ای گروه «قریش» موسم حج فرا رسیده است، طایفههای عرب نزد شما میآیند ۔ آنها در مورد این فرد(حضرت محمد) چیزی شنیدهاند، لذا همگی شما باید بر یک رأی اتفاق نظر کنید؛ طوری نشود که بعضی از شما، بعضی دیگر را تکذیب کنید ۔ در این زمینه مناقشه و بحث به طول انجامید ۔ «ولید» هر آنچه را که دیگران پیشنهاد کردند، رد کرد ۔ همگی گفتند: خوب نظر شما چیست ؟ «ای ابوعبد شمس»؟ «ولید» گفت: به نظر من بهترین سخن در مورد ایشان (حضرت محمد) این است که همگی شما بگویید: این شخص ساحری است که با سحر خود میان پسر و پدر و انسان و برادرش و شوهر و زن و میان فامیلها جدایی و تفرقه میاندازد ۔ همه این پیشنهاد را قبول کردند و به همین قصد از مجلس برخاسته، پراکنده شدند ۔ همگی بر سر راههای مردم در موسم حج نشستند ۔ به هر کسی که از کنار آنها رد میشد، رسول اکرم ﷺ را به عنوان یک ساحر برایش معرفی میکردند و از وی بر حذر میداشتند(¹) ۔منبع:(¹) - سيرة ابن هشام، ج: ۱ ص: ۲۷۰-۲۷۱ ۔t.me/siratalrasool
🌴🕋🕌الر ۚ تِلْكَ آيَاتُ الْكِتَابِ الْمُبِينِ - يوسف 1 الف. لام. را. این، آیههای کتاب روشن و روشنگری است.إِنَّا أَنزَلْنَاهُ قُرْآنًا عَرَبِيًّا لَّعَلَّكُمْ تَعْقِلُونَ - يوسف 2 ما آن را (به صورت) کتاب خواندنی (و به زبان) عربی فرو فرستادیم تا این که شما (آن را) بفهمید. تلاوتی بی نظیر و شاهکاری ماندگار، آیات 1 تا 26 سوره مبارکه یوسف علیه السلام با صدای ملکوتی استاد محمد صدیق منشاوی @siratalrasool
🌴🕋🕌🎙سخنران :مولوی عبدالرحمن خوافی#۳۶۵_روز_با_پیامبر 1⃣5⃣قسمت پنجاه و یکمموضوع :بازگشت مجدد قریش نزد ابوطالب وجواب قاطع ایشان( نشر کلیب های سيرت صدقه جاریه هست)
🌴🕋🕌ملتی که به حیوانات درنده در جنگلها و به پرندگان در قلهی کوهها غذا میداد وبلاگینا جهان پای عظمتش را میبوسیدنداین روزها با گرسنه مردنِ کودکانش در بسیاری از کشورها زندگی میکندزيرا ترس، قلب امت را بلعیده است و دوست داشتن دنیایی که در آن ذلیلانه زندگی میکند در تمام سلولهایش ریشه دوانده است".@siratalrasool
🌴🕋🕌گاهی خداوند چیز زیبایی را از زندگیتان برمیدارد تا چیز زیباتری به شما بدهد.و گاهی با گرفتن چیزهایی که خیری در آنها نیست، شما را از شر بزرگتری نجات میدهد!روزگار همچون مرهمی است که خدا با آن دلها را درمان میکند، و شاید زیباترین روزهای زندگیتان هنوز از راه نرسیده باشد!موسی علیهالسلام، همان پیامبری که دریا را با عصایش شکافت، روزی نوزاد ناتوانی بود، در صندوقی که امواج آب او را به اینسو و آنسو میبردند!خیر و رحمت خدا در راه است، پس به خدا گمان نیک داشته باشید! د. ادهم شرقاوی خلیل الرحمن خباب @siratalrasool
🌴🕋🕌 5⃣5⃣زندگانی پیامبر اسلامﷺ ﴿۵۵﴾ سيْدالمرسلین با اذیت و آزار گوناگون قریش مواجه میشود: وقتی «قریش» دیدند که نمیتوانند جوانان تازه مسلمان را از دین اسلام منصرف سازند ۔ از طرفی رسول اکرم ﷺ در دعوتش پابرجا و استوار است، این موضوع مایه نگرانی شدید آنان…🌴🕋🕌6⃣5⃣زندگانی پیامبر اسلامﷺ ﴿۵۶﴾ابوبکر صدّیقؓ در چنگال کفار: «ابوبکر صدیقؓ» روزی مشغول دعوت مردم به سوی خدا و رسول بود ۔ در همین حین مشرکان بر او تهاجم آوردند و او را سخت مورد ضرب و شتم قرار دادند ۔ «عقبه بن ربیعه» با کفشهایش چنان بر سر و صورت «ابوبکرؓ» زد که بینیاش از چهره تشخیص داده نمیشد ۔ «بنوتیم» حضرت «ابوبکرؓ» را در حالی بر دوش حمل میکردند که در مرگ وی تردیدی نداشتند ۔ تا این که آخر روز به سخن آمد و اولین سخنش این بود که حال رسول اکرم ﷺ چطور است؟ ۔ «بنوتیم» او را ملامت و سرزنش کردند (که همه مصیبتها به سبب او وارد شدهاند هنوز هم دست از وی نمیکشی) ۔ در همین دوران، «أُمِّ جَمِیْلؓ» که تازه مسلمان شده بود نزد او آمد، «ابوبکر صدیقؓ» از حال رسول اکرم ﷺ پرسید؛ «ام جمیلؓ» گفت: آنحضرت ﷺ تندرست و سالم هستند ۔ حضرت «ابوبکرؓ» گفت: سوگند به خدا، من نه غذا میخورم و نه آب مینوشم تا این که شخصاً رسول اللّٰه ﷺ را زیارت نکنم، مادر حضرت «ابوبکؓر» و «ام جمیلؓ» کمی درنگ کردند، اما همینکه آمد و رفت مردم قطع شد، حضرت «ابوبکرؓ» را در حالی که بر آنها تیکه میکرد به نزد حضرت رسول اکرم ﷺ بردند، رسول اللّٰه ﷺ با دیدن این حالت سخت متأثر گردید، آنگاه برای مادر حضرت «ابوبکرؓ» دعای هدایت کرد و او را به اسلام فرا خواند، او همان وقت مشرف به اسلام گردید»(¹)منابع:(¹) - سيرة ابن كثير: ج: ١، ص: ۴۳۹-۴۴۱ أخرج الحميديّ هذه القصة في مسنده، برقم: (۳۲۴)t.me/siratalrasool
🌴🕋🕌تلاوت و شاهکار از استاد محمود شحات انورسور مبارکه کهف، نجم، وشمساجرا شده در مصر، مسجد سلطان ابوالعلا شهر قاهرهمورخ 19.11.2018 میلادی (28 آبان 1397)(کانال سیرة الرسول باخرز مولوی عبدالرحمن خوافی)@siratalrasool
🌴🕋🕌🎙سخنران :مولوی عبدالرحمن خوافی#۳۶۵_روز_با_پیامبر 0⃣5⃣قسمت پنجاه موضوع :اسلام آوردن ابوذر غفاری ( نشر کلیب های سيرت صدقه جاریه هست)
🌴🕋🕌واقعا عجیب است!ما خداوند متعال را نافرمانی میکنیمدر حالی که حتی نمیتوانیم برای یک ساعت در زیر نور آفتاب بایستیم!پس چگونه میتوانیم آتش جهنمی را تحمل کنیم که سوخت آن، مردم و سنگ است؟!@siratalrasool
🌴🕋🕌سید قطب رحمه الله فرموده است:"زندگی دنیا به زندگانی آخرت پیوند خورده است و ما مرگ را انتقالی از دنیای فانی به سوی جهان باقی میبینیموگامی میشماریم که مؤمن برمیدارد و با آن از تنگنای دنیا به فراخنای بهشت میرودواز شرّ گردنکشی باطل خلاص میشود و به آرامش حق میرسدواز تهدیدِ ظلم و ستم میرَهد و به آغوش نعمتهای امن و آرامشبخش میشتابدواز تاریکیهای جاهلیت به سوی روشنایی یقین رهسپار میگردد".@siratalrasool
🌴🕋🕌اندکی_تأمل !1- کسی که با زبانش استغفرالله بگوید ، ولی در دل از گناهی که کرده پشیمان نباشد خودش را فریب داده!2- کسی که از خدا توفیق کار خیر طلب کند ، ولی تلاش و کوششی نداشته باشد خودش را فریب داده!3- کسی که از خدا بهشت بخواهد ، و در انجام عبادات صبر نکند و در ترک معاصی صبور نباشد خودش را فریب داده!4- کسی که از آتش جهنم به خدا پناه ببرد ، ولی از لذت گناه دست بر ندارد خودش را فریب داده!5- آنکس که یاد مرگ کند و از آن ترس داشته باشد ، ولی خود را برای مرگ آماده نکند (یعنی اعمال خیر انجام ندهد و از گناهان دوری نکند) خودش را فریب داده!6- کسی که خدا را یاد کند و مشتاق دیدار او باشد ، ولی در گناهان اصرار بورزد خودش را فریب داده!7- کسی که بدون توبه از خداوند طلب عفو و بخشش کند ، خودش را فریب داده!@siratalrasool
🌴🕋🕌 4⃣5⃣زندگانی پیامبر اسلامﷺ ﴿۵۴﴾ نمونهای از شکنجهها و آزار مسلمانان توسط قریش: «رسول اکرم ﷺ بعد از مذاکره با «ابوطالب» به دعوتش ادامه داد ۔ «قریش» قدرت نداشتند به او و «ابوطالب» تعرض کنند، ناچار آتش خشم خود را بر کسانی که مسلمان شده بودند و مدافعی نداشتند،…🌴🕋🕌5⃣5⃣زندگانی پیامبر اسلامﷺ ﴿۵۵﴾سيْدالمرسلین با اذیت و آزارگوناگون قریش مواجه میشود: وقتی «قریش» دیدند که نمیتوانند جوانان تازه مسلمان را از دین اسلام منصرف سازند ۔ از طرفی رسول اکرم ﷺ در دعوتش پابرجا و استوار است، این موضوع مایه نگرانی شدید آنان گردید ۔ اینجا بود که نادانان خود را، علیه رسول اکرم ﷺ تحریک نمودند تا او را مورد اذیت و آزار قرار دهند، و آنحضرت ﷺ را تکذیب کرده، به ساحری و شاعری متهم نمودند، و به کاهن گری و جنون نسبتش دادند و در این زمینه راههای گوناگونی را در پیش گرفتند ۔ روزی اشراف «قریش» در مقام «حجر اسماعیل» گرد آمده بودند۔(¹) در همین موقع حضرت رسول اکرم ﷺ در حالی که مشغول طواف بیت اللّٰه بود از کنار آنان گذر کرد ۔ اشراف «قریش» با کلماتی به وی طعنه زدند، آنها تا سه بار این عمل را تکرار کردند، آنگاه حضرت رسول اکرم ﷺ ایستاد و فرمود: ای «قریش» آیا میشنوید؟ سوگند به آنکه جانم در دست اوست برای ذبح شما آمدهام! «قریش» با شنیدن این سخن طوری ساکت شدند که هیچ حرکتی نکردند، سپس با ملاطفت و نرمی گفتگو نمودند ۔ همان روز در حالی که آنان در جایگاه خود بودند، حضرت رسول اکرم ﷺ دوباره ظاهر شد ۔ همگی باتفاق هم بر آنحضرت ﷺ حمله بردند و او را احاطه نمودند ۔ یکی از آنان اطراف لباس رسول اکرم ﷺ را گرفته و به قصد خفه کردن، گلوی آنحضرت ﷺ را محکم فشرد، «ابوبکر صدیقؓ» وقتی این منظره را دید، بلند شد و به دفاع پرداخت و در حالی که گریه میکرد این کلمات را میگفت: «أَتَقْتُلُوْنَ رَجُلا أَنْ یَقُوْلَ رَبِّیَ اللّٰهُ؟» «آیا مردی را صرفاً به این اتهام میکشید، که میگوید: پروردگارم اللّٰه است» ۔«قریش» آنحضرت ﷺ را رها کردند۔(²)روزی رسول اکرم ﷺ «از خانه بیرون آمد ۔ هرکس که آنحضرت ﷺ را میدید به او دروغگو میگفت و اذیتش میکرد ۔ حضرت به خانهاش برگشت و از شدت ناراحتی چادری برخود پیچید ۔ و دراز کشید، در همین دوران خداوند متعال این آیه را نازل فرمود: ﴿يَا أَيُّهَا اَلْمُدَّثِّرُ۞ قُمْ فَأَنْذِرْ﴾ (³)«ای جامه بر خود پیچیده به پا خیز و مردم را بیم ده»۔ منابع:(¹) - «حجر» عبارت از فضای واقع میان حطیم و دیوار بیت است به آن «حجر اسماعیل» نیز گفته میشود ۔ حطیم به آن قسمت گفته میشود، که در میان دیوار کمان نما و کعبه قرار دارد و دو کناره آن به قسمت شمالی و غربی بیت اللّٰه متصل است ۔ «حجر» قبلاً جزء کعبه بود ۔ تا این که یک سال قبل از بعثت دیوارهای کعبه بر اثر سیل منهدم شد ۔ قریش آن را نوسازی نمودند امّا به دلیل مشکلات اقتصادی این قسمت را نتوانستند بنا نمایند، لذا آن را با دیوار کوتاهی احاطه نمودند ۔(²) - أخرجه البخاري في: كِتَابُ فَضَائِلُ أَصْحَابِ النَّبِيِّ صَلَّی اللّٰهُ عَلَیْهِ وَسَلَّمَ؛ بابُ قَوْلِ النَّبِيِّ صَلَّی اللّٰهُ عَلَیْهِ وَسَلَّمَ لَوْ كُنْتُ مُتَّخِذَاً خَلِيلاً، برقم (٣٦٧٨) وأحمد (٢/ ٢١٨) والبيهقي في الدلائل (١٢/ ٢٧٤) من حديث عروة بن الزبير ۔(³) - سورة المدثر: ۱-۲ ۔ سيرة ابن هشام، ج: ١ ص: ٢٨٩- ٢٩١، ورواه البخاري مختصرا في بَابُ مَا لَقِيَ النَّبِيُّ صَلَّى اللَٰهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ وَأَصْحَابُهُ مِنْ الْمُشْرِكِينَ بِمكَّةَ برقم (۳۵۹۲)t.me/siratalrasool
🌴🕋🕌تلاوت زیبا از استاد محمود شحات انورسوره مبارکه شوریاجرا شده در مصر، استان شرقیه مورخ 29.05.2012 میلادی (9 خرداد 1391)(کانال سیرة الرسول باخرز مولوی عبدالرحمن خوافی)@siratalrasool
🌴🕋🕌توجه… توجه… توجه…!قابل توجه همه عزیزان که کانال ديني یا گروه مذهبی دارند:کلیب های کوتاه زندگی رسول اکرم در قالب (۳۶۵ روز با پیامبر) که درواقع کل زندگی و سيرت رسول اکرم هست و از معتبرترین کتب سیره تهیه شده است و با یک کلید روی هشتک قابل دریافت است:👇👇 #۳۶۵_روز_با_پیامبر با توجه به اینکه این کلیب ها بدون لینک هست دوستان میتوانند با لینک کانال خودشان که صدقه جاریه نيز هست به اشتراک بگذارند قبلآ از همکاری صمیمانه شما سپاسگزاریم.(کانال سيرت الرسول باخرز مولوی عبدالرحمن خوافی)
🌴🕋🕌🎙سخنران :مولوی عبدالرحمن خوافی#۳۶۵_روز_با_پیامبر 9⃣4⃣قسمت چهل و نهم موضوع :مقاومت و پایداری سیدنا بلال حبشی ( نشر کلیب های سيرت صدقه جاریه هست)
🌴🕋🕌ای امت مسلمان! بیگمان جهاد راهحل و راه نجات از خواری و ذلتی است که ما را فرا گرفته است. راهحل در جهاد و بازگشت به اسلام است. به خدا سوگند که راهحل در دموکراسی، سکولاریسم و تکیه بر ظالمان و گرایش به آنان نیست.شيخ قاسم الريمی (تقبلهالله)@siratalrasool
🌴🕋🕌قرآن را با دل بخوان، نه فقط با لب!لذا اگر به آیاتِ رحمت رسیدی...به وعدههای بهشت، مقامات نورانی، نعمتهای ابدی آن توقف کن، درنگ و قدری تأمل ...دلت را به آسمان ببر و از خدای مهربان، آن رحمتها را بخواه…اگر به آیاتِ عذاب و وعيد رسیدی ... • از دوزخ، • از تهدید، • از سنگینی خشم الهی، بیتفاوت عبور نکن...• از پروردگارت پناه بخواه، نجات بطلب!این دستورالعمل تلاوت قرآن کریم است، نه فقط خواندن بیوقفه...بلکه خواندنی همراه با:1- دعا هنگام رحمت،2- استعاذه هنگام عذاب،3- و تدبّر در هر لحظه،سلف صالح و صحابه مرام (رضی الله عنهم اجمعین) نیز چنین بودند:در برابر آیات رحمت، نالهی محبت و دعا...و در برابر آیات عذاب، اشک و پناه بردن...پس قرآن را مثل روزنامه نخوان!نه دنبال پایان سوره باش، و نه به فکر رسیدن به انتهای جزء...اگر حال خواندن نداری، نخوان...قرآن را برای تدبّر بخوان، «لِيَدَّبَّرُوا آيَاتِهِ وَلِيَتَذَكَّرَ أُولُو الْأَلْبَابِ» نه فقط برای تلاوت تنها…!@siratalrasool
🌴🕋🕌 3⃣5⃣زندگانی پیامبر اسلامﷺ ﴿۵۳﴾ مخالفت قوم و مهربانیهای ابوطالب: هنگامی که رسول اکرم ﷺ «معبودان آنها را مورد نکوهش قرار داد، آنان دیگر تحمل نکردند و بر مخالفت و دشمنیاش کمر بستند، اما «ابوطالب» بر آنحضرت ﷺ مهربان شد و به دفاع و حمایت از وی برخاست…🌴🕋🕌4⃣5⃣زندگانی پیامبر اسلامﷺ ﴿۵۴﴾نمونهای از شکنجهها و آزار مسلمانان توسط قریش: «رسول اکرم ﷺ بعد از مذاکره با «ابوطالب» به دعوتش ادامه داد ۔ «قریش» قدرت نداشتند به او و «ابوطالب» تعرض کنند، ناچار آتش خشم خود را بر کسانی که مسلمان شده بودند و مدافعی نداشتند، فرود میآوردند ۔ هر قبیلهای علیه کسانی که از میان آنها مسلمان شده بودند وارد عمل شد بدین طریق که مسلمانان را محبوس کرده، با ضرب و شتم و گرسنگی و تشنگی و گرمای شدید «مکه» شکنجه میدادند ۔«بلال حبشیؓ» را آقای او، «امیه بن خلف» در گرمای سخت بیرون برده، بر پشت میخواباند و دستور میداد تا سنگ بزرگ و داغی بر سینهاش بگذارند سپس رو به او میکرد و میگفت: باید به همین صورت شکنجه شوی تا اینکه به همین حالت جان بسپاری و یا از اعتقاد به «محمد» برگردی و «لات» و «عزی» را پرستش کنی، ولی «بلالؓ» در برابر آنهمه شکنجه و آزار قاطعانه میگفت: «أَحَدٌ، أَحَدٌ»- یعنی خدا یکی است و هرگز به آیین شرک و بت پرستی بر نمیگردم۔(¹) روزی «ابوبکر صدیقؓ» از کنار «بلالؓ» رد شد ۔ وقتی این منظره را دید به «امیه» غلامی سیاه پوست و نیرومندتر از «بلالؓ» داد و «بلالؓ» را از او گرفته، آزاد نمود۔ (²)«بنی مخزوم»، «عمار بن یاسرؓ» را با پدر و مادرش (که همگی مسلمان شده بودند) هنگام گرمای ظهر بیرون میآوردند و در ریگهای داغ «مکه» میخواباندند، حضرت رسول اکرم ﷺ از کنار آنها میگذشت، آنان را به صبر و استقامت توصیه میکرد و میفرمود: «صَبْرًا آلَ يَاسِرٍ! مَوْعِدُكُمْ الْجَنَّةُ» «ای خاندان «یاسر»! صبر و شکیبایی پیشه گیرید، جایگاه شما بهشت است۔» مشرکین مادر «عمارؓ» را شهید کردند، اما او همچنان بر اسلام استقامت داشت ۔(³)«مصعب بن عمیرؓ» یکی از جوانان «مکه» بود، در جوانی و جمال نظیر نداشت، پدر و مادرش او را خیلی دوست میداشتند، مادرش ثروتمند بود، بهترین و زیباترین لباسها را به او میپوشانيد ۔ بهترین عطرها را استفاده میکرد ۔ کفشهای خضرمی (که بهترین نوع کفش بود) به پا میکرد حضرت رسول اکرم ﷺ نام او را میگرفت و میفرمود: من در «مکه» خوش قیافهتر و از نظر لباس خوش منظرتر و متنعمتر از «مصعب بن عمیرؓ» ندیدهامبه «مصعب بن عمیرؓ» خبر رسید که رسول اکرم ﷺ در «دار ارقم بن أبی الارقم» به سوی اسلام دعوت میدهد ۔ «مصعبؓ» خود را آنجا رسانده، به آنحضرت ﷺ ایمان آورد و مسلمان گردید ۔ او اسلام خود را از ترس مادر و قومش کتمان میکرد ۔ مخفیانه خدمت رسول اکرم ﷺ آمد و رفت داشت ۔ روزی «عثمان بن طلحه» او را دید و مادر قومش را خبر داد ۔ آنها او را گرفته، زندانی کردند ۔ حضرت «مصعبؓ» تا زمان هجرت به «حبشه»، در زندان ماند، بعد از اینکه آزاد شد، به سرزمین «حبشه» هجرت نمود، سپس به همراه مسلمانان برگشت، در این زمان حالتش تغییر خورده بود، مادرش وقتی تنگدستی و پریشان حالی او را دید، از سرزنش وی دست کشید۔(⁵) عدهای از مسلمانان در تأمین بعضی از رؤسا و اشراف «قریش» بسر میبردند ۔ آنها از مسلمانان حمایت میکردند و نمیگذاشتند آسیبی ببینند ۔ از آنجمله «عثمان بن مظعونؓ» در امان «ولید بن المغيرهٔ» بسر میبرد، اما غیرتش به او اجازه نمیداد که در امان «ولید» بسر ببرد ۔ به همین دلیل امانش را رد کرد و گفت خواستم به غیر اللّٰه پناه نبرم، روزی با یکی از مشرکين به بحث و گفتگو پرداخت، مشرک عصبانی شده به چشم وی یک سیلی زد، که بر اثر آن چشمش آسیب دید، «ولید بن مغیره» در حالی که این منظر را تماشا میکرد، گفت: ای برادرزاده عزیز! قسم بخدا چشمت از چنین حادثهای محفوظ بود، در پناه مستحکمی بسر میبردی (اما آن را قبول نکردی) «عثمانؓ» گفت: قسم بخدا چشم سالم من نیز آرزو دارد که به خاطر خدا مانند چشم آسیب دیدهام دچار مصیبت گردد ۔ ای «ابوعبد شمس»! من همانا در پناه کسی بسر میبرم که از شما خیلی غالب و نیرومندتر است(⁶)وقتی «عثمان بن عفانؓ» اسلام آورد عمویش «حکم بن العاص بن امیه» او را گرفته با طنابها محکم بست و گفت: عجب! تو از آیین نیاکان خود بر میگردی و مذهب جدیدی را قبول میکنی ۔ سوگند بخدا ترا رها نمیکنم تا این که از این دین جدید بر نگردی ۔ «عثمانؓ» گفت: سوگند بخدا هرگز این دین را ترک نمیکنم و دست از آن نمیکشم، وقتی «حکم» قاطعیت و استقامت وی را دید، عاجز شده او را رها کرد ۔(⁷) «خباب بن الارتؓ» میگوید: «روزی مرا گرفتند، آتشی برایم روشن کرده مرا در آن انداختند، مردی پای خود را بالای سینهام قرار داد ۔ تا این که آتش با چربیهای پشت من خاموش شد» ۔ وقتی پشت خود را نشان داد، دیدند بر پشتش لکههایی همچون نشانههای برص (پیس) دیده میشودt.me/siratalrasool
🌴🕋🕌لَا أُقْسِمُ بِيَوْمِ الْقِيَامَةِ ﴿۱﴾سوگند به روز قيامت.وَلَا أُقْسِمُ بِالنَّفْسِ اللَّوَّامَةِ ﴿۲﴾و سوگند به نفس لوامه و وجدان بيدار و ملامتگر كه رستاخيز حق استتلاوت بی نظیر و جاودانه سوره های مبارکه قیامه، نازعات، قدر، فاتحه و اوایل بقره با صدای استاد مصطفی اسماعیل (کانال سيرة الرسول باخرز مولوی عبدالرحمن خوافی) @siratalrasool
🌴🕋🕌در دنیا هیچ چیز پایدار نیست و اگر انسان توقع بقای چیزی را داشته باشد احمق استاما اگر از آنچه که برای مدت کوتاهی دارد ، لذت نبرداز آن هم احمق تر است...@siratalrasool
🌴🕋🕌🎙سخنران :مولوی عبدالرحمن خوافی#۳۶۵_روز_با_پیامبر 8⃣4⃣قسمت چهل و هشتم موضوع :آزار و اذیت و شکنجه بعضی از اصحاب پیامبر توسط مشرکین ( نشر کلیب های سيرت صدقه جاریه هست)
🌴🕋🕌"امت اسلام بخاطر گناهانش شکست میخورد و هر کس که در زمان جهاد با دشمن، آشکارا گناه میکند اگر هم نداند در صف دشمن میایستدپسطاعت و عبادت و گناه نکردن در پیروزی امت سهیم است و گناهان نیز در شکست آن سهم دارد".علامه عبدالعزیز طریفی@siratalrasool
🌴🕋🕌دیـن شـامل هم عقیـده و هـم شـریعت است. عقیدهای که رابطه قلب با خدا را تنظیم میکند و شریعتی که واقعیت زندگی را به نام خدا اداره میکند. در هر دو حالت، هدف خداست و معبود، یک اله واحد است که هم در مسجد هنگام نماز پرستش میشود و هم در دیگر امور زندگی با اجرای شریعتش عبادت میشود.در نتیجه؛ سیاست، سیاست اسلامی خواهد بود، اقتصاد، اقتصاد اسلامی و روابط اجتماعی، روابط اسلامی.همچنین روابط بین جنسیتها اسلامی خواهد بود و فکر و هنر نیز اسلامی خواهند بود و سایر فعالیتهای انسانی هم به همین ترتیب. شریعت شامل سیاست، اقتصاد، اجتماع، روابط خانوادگی، روابط بین مرد و زن، روابط فکری، روابط علمی و روابط هنری خواهد شد. همچنین، شریعت روابط بینالمللی را در زمان صلح و جنگ نیز شامل میشود. شیخ استاد محمد قطب رحمة الله علیه @siratalrasool
🌴🕋🕌 2⃣5⃣زندگانی پیامبر اسلامﷺ ﴿۵۲﴾ دعوت علنی بر بلندای کوه صفا: حضرت رسول اکرم ﷺ «دعوتش را پوشیده نگاه میداشت ۔ سه سال به همین منوال طول کشید ۔ سپس خداوند متعال آنحضرت ﷺ را به اظهار دین اسلام مأموریت داد و فرمود: ﴿فَاصْدَعْ بِمَا تُؤْمَرُ وَ أَعْرِضْ…🌴🕋🕌3⃣5⃣زندگانی پیامبر اسلامﷺ ﴿۵۳﴾مخالفت قوم و مهربانیهای ابوطالب: هنگامی که رسول اکرم ﷺ «معبودان آنها را مورد نکوهش قرار داد، آنان دیگر تحمل نکردند و بر مخالفت و دشمنیاش کمر بستند، اما «ابوطالب» بر آنحضرت ﷺ مهربان شد و به دفاع و حمایت از وی برخاست ۔ رسول اکرم ﷺ «به دعوت و اظهار حق همچنان ادامه میداد، از هیچ چیز باکی نداشت و «ابوطالب» نیز در حمایت و دفاع کوتاهی نمیکرد ۔ وقتی «قریش» دیدند که آنحضرت ﷺ در کارش جدّی است، تعدادی از آنان نزد «ابوطالب» رفته چنین گفتند: «ای ابوطالب»! برادرزادهات خدایان ما را بد و بیراه میگوید؛ بر دین ما انتقاد میکند، به خردمندان ما تهمت جهالت میزند و نیاکان ما را گمراه میخواند ۔ از شما میخواهیم که از دو کار یکی را بکنید، یا خودتان جلوی او را بگیرید، یا او را به ما واگذار کنید و در امرش دخالت ننمایید، چرا که دین و عقیده شما مثل دین و عقیده خود ما است» ۔«ابوطالب» به سخنان آنان گوش داد و به روش مناسب و شیوهای خوب با آنان گفتگو نمود و جواب داد تا این که بلند شدند رفتند ۔(¹)گفتگوی رسول اکرم ﷺ با ابوطالب:«قریش» دست از فعالیت بر نداشتند، یکدیکر را علیه رسول گرامی تحریک کردند تا این که بار دیگر نزد «ابوطالب» رفتند و چنین پیشنهاد کردند: ای «ابوطالب»! شما در نظر ما دارای سن و شرافت، و مرتبه خاصی میباشد؛ از شما خواهش کردیم که برادرزادهات را باز دارید ۔ اما شما این کار را نکردید ۔ اینک قسم بخدا دیگر نمیتوانیم بیش از این صبر کنیم که پدرانمان مورد سب و شتم قرار بگیرند، دانایان ما نادان قرار داده شوند و خدایان ما مورد انتقاد واقع شوند، شما از دو راه یکی را انتخاب نمایید، یا خودتان جلوی او را بگیرید یا ما با شما و او به جنگ برمیخیزیم تا این که یکی از طرفین (ما یا شما) از بین برود ۔ «ابوطالب» دشمنی قوم و جدایی آنان را مهم تلقی کرد، از طرفی نسبت به اسلام رسول اللّٰه ﷺ نیز خرسند نبود لذا به رسول اکرم ﷺ پیام فرستاد و چنین گفت: برادرزاده عزیز! قوم تو نزد من آمدند و این چنین گفتند، لذا شما بر من و خودت ترحم کنید و آنچه را که قدرت تحمل آن را ندارم بر من تحمیل مفرمایید ۔اگر خورشید را در دست راست وماه را در دست چپ من بگذارند: حضرت رسول اکرم ﷺ متوجه شد که «ابوطالب» نگران شده است و از نصرت و یاری اش احساس ناتوانی میکند ۔ لذا به عمویش چنین فرمود:«يَا عَمُّ! وَاَللَٰهِ لَوْ وَضَعُوْا الشَّمْسَ فِيْ يَمِيْنِي، وَالْقَمَرَ فِيْ يَسَارِي عَلَى أَنْ أَتْرُكَ هَذَا الْأَمْرَ حَتَّى يُظْهِرَهُ اللَٰهُ، أَوْ أَهْلِكَ فِيْهِ، مَا تَرَكْتُهُ»«عموجان! قسم به اللّٰه، اینها اگر خورشید را در دست راست من و ماه را در دست چپ من بگذارند مشروط بر این که دست از این کار (دعوت) بکشم هرگز این کار (دعوت) را ترک نخواهم کرد، تا این که خداوند متعال دین خود را غالب سازد یا این که من در همین راه قربان شوم۔» ۔با گفتن کلمات بالا، اشک در چشمان حضرت حلقه زد و گریه اش گرفت، سپس از نزد عمویش برخاست ۔ هنوز دور نرفته بود که «ابوطالب» او را صدا کرده، گفت برادرزاده عزیزم! برگرد! حضرت رسول اکرم ﷺ به سوی او متوجه شد ۔ «ابوطالب» گفت: «برادرزاده عزیز! برو هرچه دوست داری بگو، و به راه خود ادامه بده ۔ به خدا سوگند، من هرگز ترا تنها نمیگذارم و به هیچ وجه دست از حمایت تو بر نمیدارم»(²) ۔ منابع:(¹) - سيرة ابن هشام، ج: ۱ ص:۲۶۴-۲۶۵ باختصار.(²) - سيرة ابن هشام: ج: ١ ص؛۲۶۵-۲۶۶ [وأخرج هذه القصة البيهقي في دلائل النبوة (٢/ ١٨٧) وأبو يعلى في مسنده (١٢/ ١٧٦ برقم: ۶۸۰۴) ، والحاكم في المستدرك (٣/ ٥٧٧) بسياق آخر عن عقيل بن أبي طالب، وقال الهيثمي في المجمع (۱۵/۶ برقم: ۹۸۰۹): «رَوَاهُ أَبُو يَعْلَى بِاخْتِصَارٍ يَسِيرٍ مِنْ أَوَّلِهِ، وَرِجَالُ أَبِي يَعْلَى رِجَالُ الصَّحِيحِ و البخاري في التاريخ الكبير: (٧/ ٥١)t.me/siratalrasool
🌴🕋🕌برای اولین بار تلاوت و شاهکار از استاد شحات محمد انورسور مبارکه حجرات و قافاجرا شده در مصرمورخ 14.06.2005 میلادی (24 خرداد 1384)(کانال سیرة الرسول باخرز مولوی عبدالرحمن خوافی)@siratalrasool
🌺اگر به محتوای اسلامی علاقهمندید، کانالهای زیر رو از دست ندید. ━━━━━━━━━••━┅┄l لیستی از بهترین نشریات اسلامی🌺 @Tab_sunnah_noor 🌺 @Motakhallefin_channel━━━━━━━━━••━┅┄
🌴🕋🕌🎙سخنران :مولوی عبدالرحمن خوافی#۳۶۵_روز_با_پیامبر 7⃣4⃣قسمت چهل و هفتم موضوع :شیوه های مختلف قریش برای جلوگیری از دعوت رسول اکرم ( نشر کلیب های سيرت صدقه جاریه هست)
🌴🕋🕌انسان ها کفش و لباس پنج سال پیش خود را استفاده نمیکنند، اما با باور های هزار سال قبلزندگی میکنند...!دکتر هلاکویی@siratalrasool
🌴🕋🕌فرض کنید شخصی نزد شما فرد دیگری را به فساد اخلاقی متهم میکندو شما میپرسی: دلیلت چیست؟و او میگوید: فقر مالی، لباس کهنه و اندام لاغرش دلیل فساد اوست!این دلایل بیربط و حقیر نشانگر سادگی بینش گوینده آن است.و همین، حکایت مسلمانان سادهلوح و خودباخته امروز است که میگویند:عقبماندگی دولتهای اسلامی از کاروان پیشرفت مادی دلیلی بر ناتوانی اسلام است!!هر انسان عاقل و منصفی که بداند اسلام با کلمه إقرأ (بخوان) شروع میشود به درستی، وضعیت کنونی مسلمانان را از حقیقت اسلام جدا میسازد.ویرژیل فرانسوی میگوید: "باید به مسلمانان تبریک گفت که کتاب مقدسشان با دستور به خواندن و قلم و تعلیم آغاز به کار میکند و این مسئله در هیچ مکتب دیگری سابقه نداشته است".چون شعار مصطفی از دست رفتقــوم را رمــز بـقـا از دسـت رفــت!@siratalrasool
🌴🕋🕌به آنجا نروید! عمر بن خطاب مدینه را به قصد شام ترک کرد، وقتی به منطقهای به نام سرق رسید، ابوعبیده و فرماندهان لشکرش، نزد عمر آمده و او را از طاعونی که در شام شایع شده بود، آگاه کردند. عمر، مهاجران را فراخواند و با آنها مشورت کرد: برخی گفتند: به مدینه برگردیم و برخی گفتند: به راهمان ادامه میدهیم. عمر گفت: بروید. سپس انصار را فراخواند و با آنها مشورت کرد، آنها نیز، همچون مهاجرین برخی گفتند: برگردیم و برخی گفتند: به راه خود ادامه دهیم. عمر گفت: بروید. سپس بزرگان قریش را که بعد فتح مکه مسلمان شده بودند، فراخواند و با آنها مشورت کرد. پیشنهاد آنها این بود که به مدینه برگردیم؛ زیرا او امیرالمومنین هست و همراهیانش، اصحاب پیامبر هستند و کارشان آنقدر مهم نیست که جان خود را به خطر اندازند. عمر نیز رای آنها را پذیرفت. ابوعبیده گفت: ای امیرالمومنین! آیا از تقدیر خدای تعالی فرار میکنی؟ عمر گفت: ای ابوعبیده! کاش تو این سخن را نمیگفتی. زیرا عمر او را دوست داشت و دلش نمیخواست خلاف رای ابوعبیده نظر دهد. عمر در ادامه گفت: اگر شتری داشته باشی و به دشتی درآیی که بخشی از آن خشک و بیعلف است و بخشی دیگر، سرسبز و خرم و با برکت مگر نه این است که اگر در دشت سرسبز و خرم بچرانی، بنا به تقدیر الهی چنین کردهای و اگر در دشت خشک هم بچرانی، بنا به تقدیر الهی کردهای؟ سپس به مردم فرمان داد آماده بازگشت به مدینه شوند. در این اثنا عبدالرحمان بن عوف که در پی کاری رفته بود و در آنجا حاضر نبود، آمده و گفت: من در این مورد از رسول خداﷺ شنیدم که فرمودند: هرگاه شنیدید در جایی طاعون شیوع یافته است به آنجا نروید و هرگاه در جایی بودید که طاعون شیوع پیدا کرد، به خاطر گریز، آن آنجا را ترک نکنید. عمر، خدای تعالی را سپاس گفت که حق را به او نشان داده و او را به سنت راهنمایی کرد. سپس همراه با مردم به مدینه برگشت.این از سنت و روش پیامبر اکرم برای زمانی است که بیماری شیوع پیدا کند. اینکه انسان به منطقه وباخیز، سفر نکند و از جایی که وبا در آن شیوع یافته، فرار هم نکند. علم پزشکی بعد از ۱۴۰۰ سال، از حدیث پیامبر این مطلب را در مییابد و تایید میکند با این توضیح که بیماریها، دوره رشدی دارند که همان مدت ابتلا به بیماری تا ظهور عوارض و آثارش است. این دوره از یک بیماری تا بیماری دیگر متفاوت است به عنوان مثال: ممکن است فرد، گرفتار ایدز شود اما عوارضش بعد از سالها ظهور و بروز یابد، اما دوره رشد ویروس کرونا دو هفته است. گاه فرد به گمان اینکه خوب شده اما در واقع خوب نشده بیماری را با خود به منطقه دیگری میبرد و گاه ممکن است سالم باشد و در سفر با فردی برخورد کند که هنوز عوارض بیماری در او بروز نیافته است در نتیجه او نیز بیمار شود و در حالی که حامل بیماری است نزد خانواده خود برگردد.رعایت کردن مطلوب است و استفاده از اسباب واجب است و بهتر است در این وضعیت از مناطق پر ازدحام دوری شود و هر که مشکوک به بیماری است، باید قرنطینه شود و حتی به مسجد نیز، نرود. لازم به ذکر است که کرونا یکی از مخلوقات الله متعال است و همانطور که پیشانی ما در دست او تعالی است، این ویروس نیز همین گونه است این ویروس به فرمان الله عمل میکند و از خود اختیاری ندارد و خداوند هیچ چیزی را نمیآفریند مگر در پی آن حکمتی است، اگرچه که ما حکمتش را در نیابیم و فهمش در اندیشههای محدود ما نگنجد.آری ترس و خوف، فطرت بشری است و استفاده از تدابیر پیشگیرانه و راههای حفظ سلامتی، در چنین حالاتی واجب است. اما این حوادث و این بیماریها فرصتی است تا بزرگی خدای تعالی و قدرتش را یادآور شویم. مردم در اقصی نقاط این کره خاکی از یکدیگر فراری شدهاند آن هم به خاطر ویروسی که با چشم غیر مسلح قابل دیدن نیست این ویروس یکی از سربازان الله متعال است که باعث شده ما به ضعف و ناتوانی خود پی ببریم و قطبنمای باور و عقیده خویش را به سمت درستش برگردانیم: به سمت الله قوی و قادر.بلا نازل نمیشود مگر در نتیجه گناه و برداشته نمیشود مگر با توبه. ابن کثیر در کتاب (البدایه و النهایه) آورده است که در سال ۸۷۴ هجری، تب و طاعون در عراق و شام و حجاز به شدت شیوع پیدا کرد، آنگونه که نه حیوانات وحشی از آن جان سالم به در میبردند نه حیوانات اهلی و نه انسانها و خلق بسیاری در نتیجه این بیماریها هلاک شدند. خلیفه آن زمان (مقتدی بامر الله) دستور داد وظیفه امر به معروف و نهی از منکر تجدید شود و آلات لهو و لعب شکسته شود که در نتیجه این حرکت اصلاحی، طاعون و سایر بیماریها از میان مردم برداشته شد. @siratalrasool
🌴🕋🕌 1⃣5⃣زندگانی پیامبر اسلامﷺ ﴿۵۱﴾ اسلام خدیجه و اخلاق وی: «خدیجهؓ» به آنحضرت ﷺ «ایمان آورد؛ او اولین کسی بود که به خدا و رسولش گرویده شد، و خود را در کنار رسول اکرم ﷺ «قرار داد، و آنحضرت ﷺ «را نصرت میکرد، دلداریاش داده و برای او مشکلات را آسان جلوه…🌴🕋🕌2⃣5⃣زندگانی پیامبر اسلامﷺ ﴿۵۲﴾دعوت علنی بر بلندای کوه صفا: حضرت رسول اکرم ﷺ «دعوتش را پوشیده نگاه میداشت ۔ سه سال به همین منوال طول کشید ۔ سپس خداوند متعال آنحضرت ﷺ را به اظهار دین اسلام مأموریت داد و فرمود: ﴿فَاصْدَعْ بِمَا تُؤْمَرُ وَ أَعْرِضْ عَنِ اَلْمُشْرِكِيْنَ﴾ (¹) «پس آشکار کن به آنچه فرموده میشوی و اعراض کن از مشرکان» ۔ وارشاد فرمود: ﴿وَ أَنْذِرْ عَشِْيرَتَكَ اَلْأَقْرَبِيْنَ ۞ وَ اِخْفِضْ جَنَاحَكَ لِمَنِ اِتَّبَعَكَ مِنَ اَلْمُؤْمِنِيْنَ﴾(²)«و بیم بده فامیلهای نزدیک را ۔ و پست کن بازوی خود را برای آنان که پیروی تو کردند از مسلمانان۔» و فرمود: ﴿وَ قُلْ إِنِّيْ أَنَا اَلنَّذِيْرُ اَلْمُبِيْنُ﴾(³)«اعلام کن که من بیم دهندهٔ آشکارم۔»حضرت رسول اکرم ﷺ «با فرود آمدن این آیات بیرون آمد و بالای کوه «صفا» رفت و با صدای بلند ندا سر داد: «يَا صَبَاحَاهُ»، این صدا بسیار معروف و شناخته شده بود، رسم بر این بود که هرگاه انسانی حس خطر مینمود که دشمن بر شهری یا قبیلهای تهاجم میآورد، ندای «يَا صَبَاحَاهُ» سر میداد ۔ «قریش» بیدرنگ به این ندا لبیک گفته، نزد رسول اکرم ﷺ «جمع شدند بعضی خودشان آمدند و عدهای نماینده خود را فرستادند ۔ حضرت رسول اکرم ﷺ «فرمود: ای «بنی عبدالمطلب»، ای «بنی فهر»، ای «بنی کعب»: بنگرید اگر به شما خبر بدهم که اسب سوارانی در دامنهٔ این کوه قصد دارند بر شما تهاجم آورند، آیا حرف مرا قبول میکنید»عربها واقع گرا و جدی بودند، آنها با مردی روبرو شدند که راستگویی و امانتداری و خیر خواهی او را تجربه کرده بودند ۔ آنهم در حالتی که او بر بالای کوه قرار داشت و عقب و جلو را میدید ۔ اما آنها فقط جلوی خود را میدیدند ۔ اینجا بود که بنابر تیزهوشی و انصاف پسندی خود مجبور شدند که گوینده امین و راستگو را تأیید نمایند ۔ لذا همگی به یک زبان گفتند: آری، قبول میکنیم ۔حکمت بلیغ در دعوت و تعلیم: وقتی این مرحله طبیعی و اولی تمام شد و گواهی شوندگان تحقق پذیرفت، حضرت رسول اکرم ﷺ «فرمود: ﴿فَانِّيْ نَذِیْرٌ بَیْنَ یَدَیْ عَذَابٌ شَدِیْدٌ﴾«من بیم دهندهای هستم برایتان از عذابی دردناک که پیش روی شما قرار دارد۔» حضرت رسول اکرم ﷺ «میخواست با یک مثال بسیار رسا مرتبه نبوت را بشناساند و حضار را با ویژگیها و خصوصیات نبوت و علوم و معارف نبوی آشنا سازد ۔ حکمت و روشی که رسول اکرم ﷺ برای تفهیم اختیار نمود، در تاریخ نبوتها و ادیان بیسابقه است و روش و طریقهای بهتر از آن وجود ندارد ۔ مردم همگی ساکت شدند اما «ابولهب» گفت:«تَبًّا لَكَ سَائِرَ الْيَوْمِ ، أَمَا دَعَوْتَنَا إِلَّا لِهَذَا؟»(⁴)«هلاکت باد شما را در تمام روز، آیا تو صرفاً ما را برای همین امر دعوت کردهای؟»۔۔۔۔۔۔ منابع:(¹) - سورة الحجر: ۹۴ ۔(²) - سورة الشعراء: ۲۱۴-۲۱۵ ۔(³) - سورة الحجر: ۸۹ ۔(⁴) - أَرَأَيْتُمْ لَوْ أَخْبَرْتُكُمْ أَنَّ خَيْلًا بِسَفْحِ هَذَا الْجَبَلِ تُرِيدُ أَنْ تُغِيرَ عَلَيْكُمْ صَدَّقْتُمُونِي؟ به نقل از ابن کثیر ج: ۱ ص: ۴۵۵-۴۵۶ أخرجه البخاري: كِتَابُ تَفْسِيْرِ؛ بَابُ ﴿وَأَنْذِرْ عَشِيْرَتَكَ الْأَقْرَبِيْنَ﴾، برقم: (۴۷۷۰) و مسلم في: كِتَابُ الْإِيْمَانِ؛ بَابُ فِيْ قَوْلِهِ تَعَالَى: ﴿وَأَنْذِرْ عَشِيْرَتَكَ الأَقْرَبِينَ﴾، برقم: (۲۰۸) و أحمد (۲۸۱/۱) من حدیث ابن عباس رضی اللّٰه عنهما، والطبري في تاريخه: (۳۱۹/۲) و شمس الدین أبو عبداللّٰه محمد بن أحمد بن عثمان بن قامیاز الذهبي، في تاريخ الإسلام: (۱۴۶/۱) و ابن الأثیر في الکامل: (۶۵۹/۱) و ابن حبان: (۵۵/۱) والسهيليّ في الروض الانف: (۱۰۹/۲) و ابن منده: (۹۴۹) و (۹۵۰) والبيهقی فی دلائل النبوة: (۱۸۱/۲) و البغوی في شرح السنَّة: كِتَابُ الْفَضَائِل؛ بَابُ دُعَائِهِ صَلَّی اللّٰهُ عَلَیْهِ وَسَلَّمَ الْمُشْرکِین وَصَبِره علی أَذاهم، برقم: (۳۷۴۲) t.me/siratalrasool
🌴🕋🕌استاذ متولى عبد العالماتيسر من ايات سورة حجرات قعام ٢٠٠١(کانال سيرة الرسول باخرز مولوی عبدالرحمن خوافی)@siratalrasool
🌴🕋🕌🎙سخنران :مولوی عبدالرحمن خوافی#۳۶۵_روز_با_پیامبر 6⃣4⃣قسمت چهل و ششم موضوع :مشوره ولید بن مغیره در باره رسول اکرم ( نشر کلیب های سيرت صدقه جاریه هست)
🌴🕋🕌انسان میتواند با یک نفر بیست سال زندگی کند و آن شخص برایش یک غریبه باشد،میتواند با یک نفر بیست دقیقه وقت بگذارد و تا آخر عمر فراموشش نکند...@siratalrasool
🌴🕋🕌کار و تلاش و قناعت این صحبت بزرگان است به ما گفتند: تا زندهای کار.. تلاش اما روزی که کسی بگوید:من فارغالتحصیل شدم و همین مقدار درس برای من بس استحالا چه حوزوی باشد، چه دانشگاهی این اولین روز جهل اوست! اولین روز جهل هر کسی آنوقت فرا میرسد که بگوید: من از فلان مدرسه و دانشگاه و.... فارغالتحصیل شدم! اگر انسان بتواند و خدا به او توفیق دهد: کار فرهنگی، فکری، علمی، دانشگاهی یا حوزوی میکند.و اگر اهل این صنف نبود و توفیق کار فکری.. وبالاخره کارهای دیگر! انسان تا زنده است باید کار کند!زیرا تا آخرین لحظه، تلاش درکار عبادت است! و در مقابلش: قناعت درمصرف! به ما نگفتند در کار قانع باشید! گفتند در مصرف قانع باشید!آنوقت چنین جامعهای میشود: تلاش در تولید قناعت در مصرف سیره بزرگان و سلف صالح هم همینطور بوده است@siratalrasool
🌴🕋🕌 0⃣5⃣زندگانی پیامبر اسلامﷺ ﴿۵۰﴾ ملاقات با ورقهٔ بن نوفل: اظهار نظر «خدیجهؓ» بر اساس عقل سیلم و نظر صحیح و مبتنی بر تجارت زندگی و شناخت وی از مردم بود ۔ اما مسأله خیلی مهم بود ۔ نیاز بود که مسئله با یکی از خبرگان تاریخ ادیان و نبوت در میان گذاشته شود…🌴🕋🕌1⃣5⃣زندگانی پیامبر اسلامﷺ ﴿۵۱﴾اسلام خدیجه و اخلاق وی: «خدیجهؓ» به آنحضرت ﷺ «ایمان آورد؛ او اولین کسی بود که به خدا و رسولش گرویده شد، و خود را در کنار رسول اکرم ﷺ «قرار داد، و آنحضرت ﷺ «را نصرت میکرد، دلداریاش داده و برای او مشکلات را آسان جلوه مینمایاند و بارش را سبک میکرد۔»اسلام آوردن علی بن ابیطالبؓ و زید بن حارثهؓ: پس از «خدیجهؓ»، «علی بن ابیطالبؓ» که کودکی ده ساله بود اسلام آورد، او قبل از اسلام تحت تکفل رسول اکرم ﷺ «بود، رسول اکرم ﷺ در دوران تنگدستی «ابوطالب»، «علیؓ» را از وی گرفته و خودش متکفل او شده بود۔(¹) در همین دوران «زید بن حارثهؓ» که غلام و پسر خوانده حضرت رسول اکرم ﷺ «بود، اسلام آورد۔(²)۔اسلام آوردن این افراد که از نزدیکترین و آگاهترین افراد به احوال وی بودند، گواهی و برهان بزرگی بر راستگویی و اخلاص و حسن اخلاق آنحضرت ﷺ «تلقی گردید ۔ زیرا که میگویند: «أهْل البیت أدری بما فیه» «اهل یک خانه از آنچه داخل آن است بهتر آگاهی دارند»۔اسلام ابوبکر بن ابی قحافهؓ و نقش وی در دعوت به اسلام:حضرت «ابوبکر بن ابی قحافهؓ»، اسلام آورد، او که بنابر جوانمردی و عدالت پسندی خویش از مرتبه خاصی نزد «قریش» برخوردار بود، اسلام آوردن خود را اعلام نمود، او مردی بسیار دوست داشتنی و نرم خو بود ۔ به انساب و احوال «قریش» آگاهی داشت ۔ پیشهاش تجارت بود و به اخلاق و نیکوکاری شهرت داشت و همینکه مسلمان شد، فوراً دعوت به سوی خدا و اسلام را آغاز کرد، هر کسی را که به او اعتماد داشت و پیش او رفت و آمد میکرد و یا با او نشست و برخاست داشت، به سوی اسلام فرا میخواند و فرصتی را از دست نمیداد۔(³) اسلام آوردن بزرگانی از قریش: بنا به دعوت حضرت «ابوبکر صدیقؓ» چند تن از بزرگان «قریش» که دارای بزرگی و مرتبه بودند، اسلام آوردند از آنجمله: حضرت «عثمان بن عفانؓ»، «زبیر العوامؓ»، «عبدالرحمن بن عوفؓ» و «سعد بن ابی وقاصؓ» و «طلحهٔ بن عبیداللّٰهؓ» میباشند ۔ حضرت «ابوبکرؓ» این بزرگواران را نزد رسول اکرم ﷺ «آورد و همگی مشرف به اسلام شدند»۔(⁴) بعد از آن تعداد دیگری از بزرگمردان «قریش» مانند «ابوعبیده بن الجراحؓ»، «ارقم بن ابی الارقمؓ»، «عثمان بن مظعونؓ»، «عبیده بن الحارث بن المطلبؓ»، «سعید بن زیدؓ»، «خباب بن الارتؓ»، «عبداللّٰه بن مسعودؓ»، «عمار بن یاسرؓ»، «صهیبؓ» و غیره مسلمان شدند۔(⁵) از این به بعد مردم گروه گروه، مرد و زن به اسلام روی آوردند تا این که آوازه اسلام در «مکه» منتشر شد و اسلام موضوع سخن مردم قرار گرفت ۔منابع:(¹) - سیرة ابن هشام، ج: ۱ ص: ۲۴۵ ۔(²) - سیرة ابن هشام، ج: ۱ ص: ۲۴۷ ۔(³) - سیرة ابن هشام، ج: ۱ ص: ۲۴۹-۲۵۰ ۔(⁴) - سیرة ابن هشام، ج: ۱ ص: ۲۴۹-۲۵۰ ۔(⁵) - سیرة ابن هشام، ص: ۲۴۷t.me/siratalrasool
🌴🕋🕌تلاوتی زیبا از استاد شحات محمد انورسور مبارکه حشر و نازعاتاجرا شده در مصردهه هشتاد میلادی(کانال سیرة الرسول باخرز مولوی عبدالرحمن خوافی)@siratalrasool
🌴🕋🕌تدبر در قرآن برادران یوسف -علیه السلام- گفتند:{وَإِنَّا لَهُ لَحَافِظُونَ} (و ما مراقب و نگهبان وی خواهیم بود) [یوسف: ۱۲]. و پدرشان یعقوب -علیه السلام- گفت:{فَاللَّهُ خَيْرٌ حَافِظًا} (خدا بهترین حافظ و نگهدار است) [یوسف: ۶۴].نتیجه این شد که آنها یوسف را گرفتار ساختند اما الله متعال از وی نگهداری نمود..پس به خالق دل ببند نه به مخلوق.@siratalrasool
🌴🕋🕌چندتانصیحت طلایی : مخفیانه زمین بخر وخونه بسازولی وقتی تموم شدشیرینوشوبه کل فامیل بده . :اجازه بده آدمافقط نتیجه کار رو ببینن .: هرگزفکروایده وهدفتو نشون این آدماندهنذارانرژی منفی این آدمای حسود وبدخواه باجریان زندگیت قاطی بشه وگرنه کل برنامههات ازبین میره . :تو سکوت حرکت کن موفقیت خودش سر وصدا میکنه .@siratalrasool
🌴🕋🕌🎙سخنران :مولوی عبدالرحمن خوافی#۳۶۵_روز_با_پیامبر 5⃣4⃣قسمت چهل و پنجم موضوع :عواملی که مانع ورود مشرکین قریش به اسلام می شد( نشر کلیب های سيرت صدقه جاریه هست)
🌴🕋🕌نیازهای مردم برآورده میشود؛ چون خداوند بندگانش را رها نمیکند.اما وقتی خداوند شما را وسیلۀ برآورده شدن نیاز دیگران قرار میدهد، یعنی به شما لطف کرده است!شما گیرندهاید، حتی اگر فکر کنید که شما در حال بخشش هستید.شما هستید که کمک دریافت میکنید، حتی اگر گمان کنید که شما در حال کمکرسانی هستید.هرچه در راه خدا به دیگران میدهیم، برای خودمان باقی میماند.اگر چیزی بخشیدیم، به خودمان بخشیدهایم و اگر بخل ورزیدیم، به خودمان بخل ورزیدهایم! @siratalrasool
🌴🕋🕌بالی برای پرواز، یا زنجیری برای اسارت؟در دنیای پرآشوب امروز، جاییکه ارزشها در گرداب تردید و وسوسه فرو میافتند، جوانان همچون فانوسهایی برافروخته، روشنیبخش شبهای تاریکند. اما این روشنایی، زمانی ماندگار و راهگشا خواهد بود که از سرچشمهای زلال و آسمانی سیراب شود: شریعت اسلام.شریعت، نه زنجیری بر پای جوان، که بالیست برای پرواز به سوی کمال...التزام به این شریعت، بهمعنای بستن درهای لذت نیست، بلکه یافتن لذتی عمیقتر در ایمان، اخلاق، بندگی و معناست!جوانی که در فضای ایمان رشد میکند، در برابر طوفانها نمیلرزد، چراکه ریشهاش در خاکی مقدس محکم شده است.نسلی که به شریعت پایبند باشد، نهتنها خود را از سقوط حفظ میکند، بلکه جامعهای آباد، پاک و پیشرو میسازد.بدانید که شما امید فردای این امت هستید، ستونهای آیندهاید، و پرچمداران اسلام در قرنها و نسلهای بعد. خداوند متعال نعمتی به شما داده که اگر قدردان آن باشید، دنیا و آخرت را به دست خواهید آورد؛ و آن نعمت جوانیست.بدانید هر گناهی که ترک میکنید، نوری در قلبتان روشن میکند؛ و هر طاعتی که انجام میدهید، پلهای به سوی بهشت بالا میروید.پس برخیزید و دین خدا را یاری دهید، که خداوند شما را یاری خواهد کرد. آینده از آن کسانیست که با دلهای پاک، قدم در راه حق بگذارند و ثابتقدم باشند @siratalrasool
🌴🕋🕌 9⃣4⃣زندگانی پیامبر اسلامﷺ ﴿۴۹﴾ در خانه خدیجه (رَضِیَ اللّٰهُ عَنْهَا) حضرت رسول اکرم ﷺ «از این ماجرا بیمناک شد ۔ زیرا هنوز با چنین حالتی روبرو نشده و چنان سخنی نشنیده بود ۔ مدت انقطاع وحی بعد از مسیح تا آنحضرت ﷺ طولانی شده بود ۔ عربها مدتی بود که…🌴🕋🕌0⃣5⃣زندگانی پیامبر اسلامﷺ ﴿۵۰﴾ملاقات با ورقهٔ بن نوفل: اظهار نظر «خدیجهؓ» بر اساس عقل سیلم و نظر صحیح و مبتنی بر تجارت زندگی و شناخت وی از مردم بود ۔اما مسأله خیلی مهم بود ۔ نیاز بود که مسئله با یکی از خبرگان تاریخ ادیان و نبوت در میان گذاشته شود و از شناخت اهل کتاب که راجع به انبیاءؑ اطلاعاتی دارند، استفاده گردد ۔ به همین دلیل «خدیجهؓ» مناسب دانست که در این خصوص از عموزاده دانشمند خود «وَرَقَةُ بْن نَوْفَل» کمک بگیرد ۔ لذا همراه رسول خدا ﷺ نزد «ورقه» رفت، آنحضرت ﷺ آنچه را دیده بود برای «ورقه» تعریف کرد؛ «ورقه» گفت: فسم بہ ذاتی که جانم در دست اوست، تو پیامبر این امت هستی، به راستی که همان دستور بزرگ که نزد «موسیؑ» آمده، شما نیز به آن مشرف شدهای ۔ البته عنقریب قومت شما را تکذیب میکنند و به شما آزار میرسانند و شما را بیرون کرده و با شما به پیکار بر میخیزند۔»حضرت رسول اکرم ﷺ «از این سُخن «ورقه» که قومت شما را بیرون میکنند بسیار تعجب کرد ۔ زیرا او از مقام خود نزد «قریش» آگاه بود ۔ میدانست که «قریش» او را راستگو و امین صدا میزنند و لقب میدهند ۔ لذا با تعجب پرسید:«أَوَمُخْرِجِيَّ هُمْ؟!» «آیا آنها مرا اخراج میکنند؟!»«ورقه» گفت: آری، هرکس با پیغامی مثل پیغام شما آمده، مردم دشمن او شده با او به جنگ برخاستهاند، اگر من آن روز را بیابم و زندگی من وفا کند، حتماً از شما پشتیبانی خواهم کرد ۔ منابع: (¹) - از حدیث عائشهؓ، جامع صحیح بخاری و سیرة ابن هشام، ج: ۱ ص: ۲۳۹t.me/siratalrasool