🌴🕋🕌🎙سخنران :مولوی عبدالرحمن خوافی#۳۶۵_روز_با_پیامبر 2⃣6⃣قسمت شصت و دوم موضوع :دلایل انتخاب سرزمین ح…
انتشار: 2026/08/19 16:57 UTCدریافت: 2026/08/20 07:51 UTCآخرین مشاهده: 2026/08/20 07:51 UTC
🌴🕋🕌🎙سخنران :مولوی عبدالرحمن خوافی#۳۶۵_روز_با_پیامبر 2⃣6⃣قسمت شصت و دوم موضوع :دلایل انتخاب سرزمین حبشه برای هجرت چه بود؟ ( نشر کلیب های سيرت صدقه جاریه هست)
پستهای تلگرام — سيرة الرسول(مولوی عبدالرحمن خوافی)
8⃣6⃣﴿وَ قَالُوْا لَوْ لاَ نُزِّلَ هَذَا اَلْقُرْآنُ عَلىٰ رَجُلٍ مِنَ اَلْقَرْيَتَيْنِ عَظِيْمٍ﴾(⁹) «چرا این کتاب قرآن بر مردی بزرگ از اهالی این دو آبادی نازل نشده است۔» از میان «ثقیف» مردی بنام «حارث بن کلده» که دارای نبوغ بود، به «فارس» رفت و علم پزشکی را…🌴🕋🕌9⃣6⃣زندگانی پیامبر اسلامﷺ ﴿۶۹﴾در طائف چه گذشت؟: «طائف» از نظر اهمیت و آبادانی و رفاه و تمدن بعد از «مکه» قرار داشت ۔ قرآن گفتار «قریش» را در خصوص «طائف» نقل کرده است که گفتند: چرا قرآن بر یکی از مردان بزرگ این دو آبادی «مکه» و «طائف» نازل نشده است۔(¹) «طائف» مرکز عبادت «لات» بود ۔ مردم از هر سو برای پرستش این بت روی میآوردند ۔ همچنان که «مکه» مرکز عبادت «هبل» بزرگترین بت «قریش» بود ۔ وقتی رسول اکرم ﷺ به «طائف» تشریف برد، نخست به ملاقات چند تن از سرداران «ثقیف» رفت و آنها را به آیین اسلام دعوت کرد ۔ امّا آنها نه تنها دعوت رسول خدا را نپذیرفتند، بلکه آنحضرت ﷺ را مورد استهزا و تمسخر قرار دادند و بچهها و بردگان خود را به اهانت آنحضرت ﷺ وادار نمودند ۔ بطوری که همگی، رسول اکرم ﷺ را با دشنام، فریاد و پرتاب سنگ بدرقه کردند ۔ رسول اکرم ﷺ درحالی که ناراحت و نگران شده بود زیر سایه درخت خرمایی نشست ۔ اذیت و آزار اهل «طائف» شدیدتر از آن بود که از اهل «مکه» دیده بود ۔ اهالی «طائف» در دو طرف مسیر رسول اکرم ﷺ صف کشیدند ۔ همین که آنحضرت ﷺ خواست از آنجا بگذرد، چنان او را سنگ باران کردند که نمیتوانست پا را بر زمین گذارد، تا جایی که پاهای مبارکش خونآلود شد ۔ اینجا بود که پیامبر سخت دل آزرده شد و زبان به دعا گشود و از ضعف و ناتوانی و درماندگی خود به پیشگاه خداوند متعال شکایت نمود و با پناه جستن به ذاتش، خواهان امدادهای غیبی از جانب رب العالمین شد و چنین دعا کرد:اَللَّهُمَّ إِلَيْكَ أَشْكُوْ ضُعْفَ قُوَّتِي، وَقِلَّةَ حِيلَتِي، وَهَوَانِيْ عَلَى النَّاسِ، يَا أَرْحَمَ الرَّاحِمِيْنَ! أَنْتَ رَبُّ الْمُسْتَضْعَفِيْنَ، وَأَنْتَ رَبِّي، إِلَى مَنْ تَكِلُنِي؟ إِلَى بَعِيْدٍ يَتَجَهَّمُنِي؟ أَمْ إِلَى عَدُوٍّ مَلَّكْتَهُ أَمْرِي؟ إِنْ لَمْ يَكُنْ بِكَ غَضَبٌ عَلَيَّ فَلَا أُبَالِي، غَيْرَ أَنَّ عَافِيَتَكَ هِيَ أَوْسَعُ لِي، أَعُوذُ بِنُورِ وَجْهِكَ الَّذِي أَشْرَقَتْ لَهُ الظُّلُمَاتُ، وَصَلَحَ عَلَيْهِ أَمْرُ الدُّنْيَا وَالْآخِرَةِ، مِنْ أَنْ تُنْزِلَ بِيْ غَضَبَكَ، أَوْ يَحِلَّ عَلَيَّ سَخَطُكَ، لَكَ الْعُتْبَى حَتَّى تَرْضَى، وَلَا حَوْلَ وَلَا قُوَّةَ إِلَّا بِاللّٰهِ»(²)«بارالها! ای مهربان ترین مهربانان! من از ضعف و ناتوانی و کمی تدابیر و ذلت خود نزد مردم، به تو شکایت میآورم ۔ تویی پروردگار مستضعفان، و تویی پروردگارم ۔ پس مرا به چه کسی میسپاری؟ آیا مرا به کسی میسپاری که بر من-جهت نابودیام- هجوم میآورد؟ یا به دشمنی که کارم را در اختیار او قرار دادهای؟ اگر این، ناشی از خشم و غضب تو بر من نباشد، باکی ندارم ۔ لیکن عافیت تو بر من، سهلتر و باگشایشتر است ۔ پناه میجویم به آن نور جمال تو که تاریکیها را به روشنایی مبدل ساخت و به سبب آن امور دنیا و آخرت سامان یافت و از این که خشم تو بر من فرودآید، و از من ناخشنود شوی ۔ دور کردن نارضایتی تو تا زمانی که راضی نشدهای لازم است نیست بجز از تو نه طاقتی و نه قوّتی»۔ پس از این دعا، خداوند متعال فوراً «فرشته کوهها (مَلَك الجبال)» را فرستاد، فرشته از آنحضرت ﷺ اجازه خواست دو کوهی را که «طائف» وسط آن قرار گرفته بهم بچسباند تا همگی نابود گردند ۔ امّا رسول مشفق و مهربان فرمودند: «خیر! من امیدوارم که از نسلهای آینده آینها کسانی پیدا شوند که خدای واحد را پرستش کنند و با وی احدی را شریک نسازند»۔(³)وقتی «عتبه بن ربیعه» وشیبه بن ربيعه» این حالت رسول اکرم ﷺ را دیدند، بر سر غيرت آمدند و غلام مسیحی خود را که «عداس» نام داشت صدا زدند و به او گفتند که این خوشه انگور را در داخل این ظرف بگذار و نزد آن مرد(رسول اکرم ﷺ) ببر تا از آن بخورد ۔ «عدّاس» نزد آنحضرت ﷺ رفت؛ اما پس از این که سخنان رسول اکرم ﷺ را شنید و اخلاق گرامیاش را دید، مشرف به اسلام گردید(⁴) حضرت رسول اکرم ﷺ از «طائف» به سوی «مکّه» بازگشت امّا قومش به جای این که روش قبلی خود را تعدیل کنند، برعکس دشمنی و مخالفت خود را تشدید نموده و آنحضرت ﷺ را بیشتر مورد استهزا و اذیت و آزار قرار دادند ۔۔منابع:(¹) - سورة الزخرف: ۳۱ ۔(²) - أخرج الطبرانيّ قصّة ذهابه صلى اللّٰه عليه وسلم إلى الطائف ودعائه، من حديث عبد اللّٰه بن جابر رضي اللّٰه عنه، كما في مجمع الزوائد (۳۵/۶) ۔(³) - أخرجه البخاريّ في: كِتَابُ بَدْءِ الْخَلْقِ؛ بَابُ: إِذَا قَالَ أَحَدُكُمْ آمِيْنَ وَالْمَلَائِكَةُ فِيْ السَّمَاءِ،.. برقم: (٣٢٣۱) ومسلم في صحيحه، كِتَابُ الْجِهَادِ وَالسِّيَرِ؛ بَابُ مَا لَقِيَ النَّبِيُّ صَلَّى اللّٰهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ مِنْ أَذَى الْمُنَافِقِينَ والْمُشْرِكِينَ، برقم: (۱۷۹۵) من حديث عائشة رَضِیَ اللّٰهُ عَنْهَا ۔t.me/siratalrasool
🌴🕋🕌وَاتْلُ عَلَيْهِمْ نَبَأَ إِبْرَاهِيمَ {۶۹}(ای پیغمبر!) سرگذشت ابراهیم علیهالسلام برای کافران بیان کن.إِذْ قَالَ لِأَبِيهِ وَقَوْمِهِ مَا تَعْبُدُونَ {۷۰}هنگامی که به پدرش (آزر) و قوم (بتپرست) خود گفت: چه چیز را پرستش میکنید؟ (چیزهائی را که میپرستید، کی شایستهی پرستش میباشند؟).تلاوت زیبا و ماندگار آیات 69 تا 90 سوره مبارکه شعراء، آیات 26 تا آخر سوره مبارکه نازعات و سوره های مبارکه تکویر و انفطار با صدای استاد محمد اللیثی(کانال سیرة الرسول باخرز مولوی عبدالرحمن خوافی)@siratalrasool
🌴🕋🕌یه جمله معروف توبازی بسکتبال وجود داره که میگه: پرتاب بعدی تو خبر نداره که پرتاب قبلیت رو خراب کردی دوباره پرتاب کن. @siratalrasool
🌴🕋🕌 همهی داستان پیشرفت در هر زمینه ای اینه که خودتو با هیچکسی مقایسه نکنی و صرفا ته تلاشتو برای خودت بکنی.بنابراین هيچوقت خودتو دست کم نگیر که خدا چقدر داره ازت در برابر چیزهایی که حتی ازشون خبر نداری محافظت میکند @siratalrasool
🌴🕋🕌برای فرزندانمان لالایی نخوانیم تا بخوابند!کتاب بخوانیم تا بیدار شوند...ملتی که کتاب نمی خواند باید تمام تاریخ را تجربه کند...برای فرزندانمان قصه هایی بگوییم که بیدار شوند،نه قصه هایی که به خواب فرو روند...بیداری وجدان و خرد دلنشین تر از خواب است...کتاب را درحالت عمودی بخوانید، نه افقی...کتاب را نخوانید که بخوابید...کتاب را بخوانید که بیدار شوید...بعضی کتاب ها قصه میگویند که بخوابید...و بعضی کتاب ها قصه می گویند که بیدار شویم...چقدر خواندن مهم نیست...چگونه خواندن مهم است...سعی نکنید که چندین کتاب را بخوانید...بلکه یک کتاب خوب را چند بار بخوانید...کتاب نردبان نور است برای پرواز شما به سرزمین روشنایی و آگاهی، نه تزیین کتابخانه...فقط بخوان و بخوان و بخوان, زیرا دانش نهفته در کتاب ها جان بسیاری از انسان ها را نجات میدهد.@siratalrasool
🌴🕋🕌 8⃣6⃣زندگانی پیامبر اسلامﷺ ﴿۶۸﴾ سفر به طائف و روبرو شدن با اذیت و آزار: «وقتی «ابوطالب» وفات یافت، «قریش» دست به کارهایی زدند که در زمان حیات «ابوطالب» جرأت آن را نداشتند ۔ رسول اکرم ﷺ را مورد اذیت و آزار قرار دادند ۔ جسارتشان به حدی رسید که یکبار مردی…8⃣6⃣﴿وَ قَالُوْا لَوْ لاَ نُزِّلَ هَذَا اَلْقُرْآنُ عَلىٰ رَجُلٍ مِنَ اَلْقَرْيَتَيْنِ عَظِيْمٍ﴾(⁹)«چرا این کتاب قرآن بر مردی بزرگ از اهالی این دو آبادی نازل نشده است۔»از میان «ثقیف» مردی بنام «حارث بن کلده» که دارای نبوغ بود، به «فارس» رفت و علم پزشکی را فرا گرفت و در میان عربها شهرت پیدا کرد ۔ بعد از وی، پسرش «نضر» که پسر خاله حضرت رسول اکرم ﷺ بود و به این حرفه معروف گردید؛(¹⁰) طب را از پدرش آموخت ۔ سپس به کشورهای مختلف سفر کرد و با دانشمندان و کاهنان زیادی مصاحبت نمود ۔ در علم فلسفه و حکمت آگاهی کسب کرد ۔ «نضر» نسبت به حضرت رسول اکرم ﷺ شدیداً دشمنی و حسادت داشت(¹¹)مرد دیگری که در «ثقیف» بسیار معروف بود «امیّه بن الصلت» است ۔ این مرد که از شعرای «مخضرم» بشمار میآید ۔ یعنی از کسانی است که زمان جاهلیت و اسلام را یافتهاند، وی راجع به کتب پیشین و مخصوصاً «تورات» اطلاعاتی داشت و پیش کسوت در گروه حنفاء بود و وقتی حضرت رسول خدا به نبوت مبعوث گردید «امیه بن الصلت» دست و پای خود را گم کرد و به علت حسد، منکر نبوت رسول اکرم ﷺ گردید، و مردم را علیه آنحضرت ﷺ تحریک مینمود و برای مقتولین کفّار در «بدر» مرثیه میسرود ۔ او درباره توحید و حکمت اشعار زیادی سروده است ۔ حضرت پیامبر در مورد او فرموده است: «آمَنَ شِعْرُهُ وَکَفَرَ قَلْبُهُ(¹²) «شعرش ایمان آورد ولی قلبش کافر ماند» ۔یکی از امتیازات پُر افتخار قبیله «ثقیف» این است که بعد از رحلت رسول اکرم ﷺ اغلب قبایل عرب از اسلام روی برتافتند، مگر «قریش» و «ثقیف» که همچنان بر آیین اسلام استوار ماندند ۔ مورخ بزرگ، «ابن کثیرؒ» میگوید: «وَقَدْ كَانَتْ ثَقِيفٌ بالطَّائف ثَبَتُوا عَلَى الْإِسْلَامِ، لَمْ يفرُّوا وَلَا ارتدُّوا»(¹³)«قبیله «ثقیف» در طایف بر اسلام ثابت قدم ماندند ۔ نه گریختند و نه از دین اسلام برگشتند» ۔ بنو «ثقیف» در جنگهای اسلامی همیشه نقش بسزایی ایفا کرده و رادمردیها و قهرمانیهای زیادی از خود، نشان داده اند ۔ عزیمت رسول اکرم ﷺ به «طائف» یا به این دلیل بود که این شهر بعد از «مکه» بزرگترین مرکز «نظام سردار سالاری» در «حجاز» به شمار میآمد و یا به دلیل این که فامیلهای مادری آنحضرت ﷺ از «بنی ثقیف» بودند، تا حمایت و همکاری «ثقیف» را در مقابل قوم خود جلب نمایند۔(¹⁴) رسول اکرم ﷺ به خوبی میدانست که روابط «مکه» و «طائف» بسیار مستحکم است، و گزارشهای تکذیب و اذیت و آزار مکیان هم به «طائف» رسیده بود، باوجود این، علاقه شدید به تبلیغ و دعوت و هدایت انسان ها آنحضرت ﷺ را به طرف «طائف» کشانید ۔ این اقدام رسول خدا ﷺ همانا بر همت بلند و پیامبرانه وی و نیروی توکل و اعتمادش بر خداوند متعال دلالت میکند و مبین این امر است که نباید از فطرت سلیم بشری نومید شد ۔حضرت رسول اکرم ﷺ ماه شوال سال دهم بعثت به طرف «طائف» تشریف برد۔(¹⁵) «ابن سعد»، «ابن أثیر» و «مقریزی» همگی ذکر کردهاند که رسول اکرم ﷺ در سفر «طائف» غلام آزاد کردهاش «زید بن حارثه» را نیز همراه خود برد۔(¹⁶)۔۔۔۔۔۔ منابع:(¹) - جواد علی: تاریخ العرب قبل الاسلام، ج: ۴ ص: ۱۴۲ ۔ این فاصله با اعتبار راه قدیم است اما از راه جدید مسافت طائف و مکه بیش از ۸۰ کیلومتر نیست ۔(²) - الاصطخری، المسالك و الممالك، ص: ۲۴ ۔ اما ارتفاع خود طائف ۵۰۰ پا است ۔(³) - فتوح البلدان، ص: ۶۸ ۔(⁴) - آن (زن) ناز پرورده زمستان را در مکه میگذراند و تابستان را در طائف سپری میکند ۔(⁵) - سورة سباء: ۳۴-۳۵ ۔(⁶) - الکامل لابن الأثیر، ج: ۱ ص: ۷۶۰ ۔(⁷) - بلوغ الارب في معرفة احوال العرب، تألیف: سید محمود شکری آلوسی، ج: ۳ ص: ۳۳۵ ۔(⁸) - سيرة ابن هشام، ج: ۲ ص: ۴۸۳ (⁹) - سورة الزخرف: ۳۱ ۔ الإصابة في تمييز الصحابة، علامه حافظ ابن حجر عسقلاني، ج: ٢، ص: ۴۷۷ ۔(¹⁰) - بلوغ الارب، ج: ۳ ص: ۳۳۵ ۔(¹¹) - بلوغ الارب، ص: ۳۳۵ ۔(¹²) - همان منبع، ج: ۳ ص: ۱۲۱ ۔ وَقَالَ النَّبِيُّ صَلَّى اللهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ: وَكَادَ أُمَيَّةُ بْنُ أَبِي الصَّلْتِ أَنْ يُسْلِمَ۔»أخرجه البخاري في: كِتَابُ مَنَاقِبِ الأَنْصَارِ؛ بَابُ أَيَّامِ الْجَاهِلِيَّةِ، برقم: (۳۸۴۱)، ومسلم في: كِتَابُ الشِّعْرِ؛ بَابُ فِيْ إِنْشَادِ الأَشْعَارِ... برقم: (۲۲۵۶) من حديث أبي هريرة رضي الله عنه ۔(¹³) - البداية و النهاية، ج: ۶ ص: ۳۰۴ ۔(¹⁴) - الطبری، ج: ۲ ص: ۸۰ ۔(¹⁵) - إمتاع الأسماع، ج: ۱ ص: ۲۷ ۔t.me/siratalrasool