8⃣6⃣﴿وَ قَالُوْا لَوْ لاَ نُزِّلَ هَذَا اَلْقُرْآنُ عَلىٰ رَجُلٍ مِنَ اَلْقَرْيَتَيْنِ عَظِيْمٍ﴾(⁹)…
انتشار: 2026/08/20 06:32 UTCدریافت: 2026/08/20 07:51 UTCآخرین مشاهده: 2026/08/20 07:51 UTC
8⃣6⃣﴿وَ قَالُوْا لَوْ لاَ نُزِّلَ هَذَا اَلْقُرْآنُ عَلىٰ رَجُلٍ مِنَ اَلْقَرْيَتَيْنِ عَظِيْمٍ﴾(⁹) «چرا این کتاب قرآن بر مردی بزرگ از اهالی این دو آبادی نازل نشده است۔» از میان «ثقیف» مردی بنام «حارث بن کلده» که دارای نبوغ بود، به «فارس» رفت و علم پزشکی را…🌴🕋🕌9⃣6⃣زندگانی پیامبر اسلامﷺ ﴿۶۹﴾در طائف چه گذشت؟: «طائف» از نظر اهمیت و آبادانی و رفاه و تمدن بعد از «مکه» قرار داشت ۔ قرآن گفتار «قریش» را در خصوص «طائف» نقل کرده است که گفتند: چرا قرآن بر یکی از مردان بزرگ این دو آبادی «مکه» و «طائف» نازل نشده است۔(¹) «طائف» مرکز عبادت «لات» بود ۔ مردم از هر سو برای پرستش این بت روی میآوردند ۔ همچنان که «مکه» مرکز عبادت «هبل» بزرگترین بت «قریش» بود ۔ وقتی رسول اکرم ﷺ به «طائف» تشریف برد، نخست به ملاقات چند تن از سرداران «ثقیف» رفت و آنها را به آیین اسلام دعوت کرد ۔ امّا آنها نه تنها دعوت رسول خدا را نپذیرفتند، بلکه آنحضرت ﷺ را مورد استهزا و تمسخر قرار دادند و بچهها و بردگان خود را به اهانت آنحضرت ﷺ وادار نمودند ۔ بطوری که همگی، رسول اکرم ﷺ را با دشنام، فریاد و پرتاب سنگ بدرقه کردند ۔ رسول اکرم ﷺ درحالی که ناراحت و نگران شده بود زیر سایه درخت خرمایی نشست ۔ اذیت و آزار اهل «طائف» شدیدتر از آن بود که از اهل «مکه» دیده بود ۔ اهالی «طائف» در دو طرف مسیر رسول اکرم ﷺ صف کشیدند ۔ همین که آنحضرت ﷺ خواست از آنجا بگذرد، چنان او را سنگ باران کردند که نمیتوانست پا را بر زمین گذارد، تا جایی که پاهای مبارکش خونآلود شد ۔ اینجا بود که پیامبر سخت دل آزرده شد و زبان به دعا گشود و از ضعف و ناتوانی و درماندگی خود به پیشگاه خداوند متعال شکایت نمود و با پناه جستن به ذاتش، خواهان امدادهای غیبی از جانب رب العالمین شد و چنین دعا کرد:اَللَّهُمَّ إِلَيْكَ أَشْكُوْ ضُعْفَ قُوَّتِي، وَقِلَّةَ حِيلَتِي، وَهَوَانِيْ عَلَى النَّاسِ، يَا أَرْحَمَ الرَّاحِمِيْنَ! أَنْتَ رَبُّ الْمُسْتَضْعَفِيْنَ، وَأَنْتَ رَبِّي، إِلَى مَنْ تَكِلُنِي؟ إِلَى بَعِيْدٍ يَتَجَهَّمُنِي؟ أَمْ إِلَى عَدُوٍّ مَلَّكْتَهُ أَمْرِي؟ إِنْ لَمْ يَكُنْ بِكَ غَضَبٌ عَلَيَّ فَلَا أُبَالِي، غَيْرَ أَنَّ عَافِيَتَكَ هِيَ أَوْسَعُ لِي، أَعُوذُ بِنُورِ وَجْهِكَ الَّذِي أَشْرَقَتْ لَهُ الظُّلُمَاتُ، وَصَلَحَ عَلَيْهِ أَمْرُ الدُّنْيَا وَالْآخِرَةِ، مِنْ أَنْ تُنْزِلَ بِيْ غَضَبَكَ، أَوْ يَحِلَّ عَلَيَّ سَخَطُكَ، لَكَ الْعُتْبَى حَتَّى تَرْضَى، وَلَا حَوْلَ وَلَا قُوَّةَ إِلَّا بِاللّٰهِ»(²)«بارالها! ای مهربان ترین مهربانان! من از ضعف و ناتوانی و کمی تدابیر و ذلت خود نزد مردم، به تو شکایت میآورم ۔ تویی پروردگار مستضعفان، و تویی پروردگارم ۔ پس مرا به چه کسی میسپاری؟ آیا مرا به کسی میسپاری که بر من-جهت نابودیام- هجوم میآورد؟ یا به دشمنی که کارم را در اختیار او قرار دادهای؟ اگر این، ناشی از خشم و غضب تو بر من نباشد، باکی ندارم ۔ لیکن عافیت تو بر من، سهلتر و باگشایشتر است ۔ پناه میجویم به آن نور جمال تو که تاریکیها را به روشنایی مبدل ساخت و به سبب آن امور دنیا و آخرت سامان یافت و از این که خشم تو بر من فرودآید، و از من ناخشنود شوی ۔ دور کردن نارضایتی تو تا زمانی که راضی نشدهای لازم است نیست بجز از تو نه طاقتی و نه قوّتی»۔ پس از این دعا، خداوند متعال فوراً «فرشته کوهها (مَلَك الجبال)» را فرستاد، فرشته از آنحضرت ﷺ اجازه خواست دو کوهی را که «طائف» وسط آن قرار گرفته بهم بچسباند تا همگی نابود گردند ۔ امّا رسول مشفق و مهربان فرمودند: «خیر! من امیدوارم که از نسلهای آینده آینها کسانی پیدا شوند که خدای واحد را پرستش کنند و با وی احدی را شریک نسازند»۔(³)وقتی «عتبه بن ربیعه» وشیبه بن ربيعه» این حالت رسول اکرم ﷺ را دیدند، بر سر غيرت آمدند و غلام مسیحی خود را که «عداس» نام داشت صدا زدند و به او گفتند که این خوشه انگور را در داخل این ظرف بگذار و نزد آن مرد(رسول اکرم ﷺ) ببر تا از آن بخورد ۔ «عدّاس» نزد آنحضرت ﷺ رفت؛ اما پس از این که سخنان رسول اکرم ﷺ را شنید و اخلاق گرامیاش را دید، مشرف به اسلام گردید(⁴) حضرت رسول اکرم ﷺ از «طائف» به سوی «مکّه» بازگشت امّا قومش به جای این که روش قبلی خود را تعدیل کنند، برعکس دشمنی و مخالفت خود را تشدید نموده و آنحضرت ﷺ را بیشتر مورد استهزا و اذیت و آزار قرار دادند ۔۔منابع:(¹) - سورة الزخرف: ۳۱ ۔(²) - أخرج الطبرانيّ قصّة ذهابه صلى اللّٰه عليه وسلم إلى الطائف ودعائه، من حديث عبد اللّٰه بن جابر رضي اللّٰه عنه، كما في مجمع الزوائد (۳۵/۶) ۔(³) - أخرجه البخاريّ في: كِتَابُ بَدْءِ الْخَلْقِ؛ بَابُ: إِذَا قَالَ أَحَدُكُمْ آمِيْنَ وَالْمَلَائِكَةُ فِيْ السَّمَاءِ،.. برقم: (٣٢٣۱) ومسلم في صحيحه، كِتَابُ الْجِهَادِ وَالسِّيَرِ؛ بَابُ مَا لَقِيَ النَّبِيُّ صَلَّى اللّٰهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ مِنْ أَذَى الْمُنَافِقِينَ والْمُشْرِكِينَ، برقم: (۱۷۹۵) من حديث عائشة رَضِیَ اللّٰهُ عَنْهَا ۔t.me/siratalrasool