سهیل؛ داغی که میتواند توسعه و امنیت را همراه کند، نه رقیب؛ با یک تصمیم ملی✍م.خالد بیابانیسالهاست…
انتشار: 2026/07/27 20:14 UTCدریافت: 2026/08/02 04:02 UTCآخرین مشاهده: 2026/08/02 04:02 UTC
سهیل؛ داغی که میتواند توسعه و امنیت را همراه کند، نه رقیب؛ با یک تصمیم ملی✍م.خالد بیابانیسالهاست که در اورامانات زندگی و کار میکنم؛ دیاری که شکوه کوهستانهایش با سختی زندگی مرزنشینان درهم آمیخته است. بارها از خود پرسیدهام: آیا میتوان میان امنیت مرزها و توسعه زندگی مردم این سرزمین، پیوندی پایدار برقرار کرد؟ پرسشی که هر بار با رخدادی تلخ، دوباره جان میگیرد.خبر جانباختن سهیل فردوسی، جوانی از دیار مرزی اورامانات، تنها خبر از دست رفتن یک انسان نبود؛ زخمی بود بر دل خانوادهای داغدار و تلنگری برای همه کسانی که سالهاست دغدغه آینده جوانان مناطق مرزی را دارند.سهیل رفت، اما پرسشی را برای همه ما به یادگار گذاشت که نباید با فروکش کردن احساسات به فراموشی سپرده شود:آیا میتوان کاری کرد که جوانان این سرزمین برای تأمین معاش، ناچار نباشند زندگی خود را در مسیرهای پرخطر به مخاطره بیندازند؟این پرسش، نه مطالبه یک روستا و نه دغدغه گروهی خاص، بلکه پرسشی درباره آینده توسعه، امنیت و حکمرانی در مناطق مرزی کشور است.🔻 مرز؛ سرمایه ملیمرز، تنها یک خط روی نقشه نیست؛ مرز، محل زندگی انسانهایی است که نسلها در کنار آن زیستهاند، سختیهایش را تحمل کردهاند و همواره بخشی از حافظان واقعی این سرزمین بودهاند. ماندگاری جمعیت در مرزها، سرمایهای ملی است و هر سیاستی که امید، اشتغال و کرامت را در این مناطق تقویت کند، به استحکام امنیت ملی نیز یاری میرساند.🔹اورامانات، با ویژگیهای منحصربهفرد خود، نیازمند نگاهی متفاوت است. دهستانهای سیروان و شرام، روستای تاریخی دزاور (زاوەر) و دیگر سکونتگاههای مرزی، فقط نقاطی بر نقشه نیستند؛ آنها بخشی از سرمایه انسانی، فرهنگی و اجتماعی ایراناند و شایستهاند آیندهشان با نگاهی جامع بررسی شود.🔹 پیوند امنیت و توسعه؛ هنر حکمرانیتجربه بسیاری از کشورها نشان داده است که امنیت پایدار، تنها با ابزارهای کنترلی به دست نمیآید؛ همانگونه که توسعه پایدار نیز بدون امنیت دوام نخواهد داشت.امنیت، بدون توسعه، پرهزینه و شکننده است.توسعه، بدون امنیت، ناپایدار و ناتمام.هنر حکمرانی آن است که این دو را در کنار هم بنشاند، نه در برابر یکدیگر.از همین رو، هدف این یادداشت ارائه نسخهای از پیش تعیینشده نیست، بلکه طرح یک پرسش کارشناسانه است:آیا ظرفیتهای اقتصادی، اجتماعی، عمرانی، فرهنگی و امنیتی این منطقه تاکنون در قالب یک مطالعه جامع و بینبخشی ارزیابی شده است؟اگر چنین مطالعهای تاکنون انجام نشده یا بهروز نشده است، شاید امروز زمان آن رسیده باشد که دولت، با مشارکت نهادهای مسئول، مطالعهای ملی درباره آینده این بخش از اورامانات را در دستور کار قرار دهد؛ مطالعهای که در آن منافع ملی، امنیت مرزها، معیشت مردم، حفظ جمعیت مرزنشین و توسعه پایدار، همزمان دیده شوند.چنین مطالعهای میتواند ظرفیتهای مغفول، فرصتهای قابل بهرهبرداری و راهکارهای قانونیِ بهبود معیشت و مدیریت کارآمدتر منطقه را آشکار سازد.🔸هدف این یادداشت، دفاع از راهکاری خاص نیست؛ بلکه دعوتی است به آغاز گفتوگویی ملی و کارشناسانه درباره آینده منطقهای که هم برای مردمش ارزشمند است و هم برای ایران.نباید فراموش کنیم که مرزنشینان، تنها ساکنان نوار مرزی نیستند؛ آنان نخستین چهرههای ایران در همسایگی کشورند. هر اندازه امید، اشتغال، سرمایهگذاری و احساس تعلق در این مناطق تقویت شود، امنیت نیز از پشتوانهای عمیقتر و پایدارتر برخوردار خواهد شد.▪️امروز، یاد مرحوم سهیل فردوسی بیش از آنکه به پیامهای تسلیت نیاز داشته باشد، محتاج آن است که به پرسشی ملی تبدیل شود؛ پرسشی که پاسخ آن نه در احساسات لحظهای، بلکه در اندیشه، برنامهریزی و تصمیمسازی مسئولانه جستوجو شود.اگر از دل این داغ، ارادهای برای مطالعه، گفتوگو و تصمیمسازی ملی شکل بگیرد، سهیل تنها یک قربانی نخواهد بود؛ او آغازگر پرسشی خواهد شد که پاسخ آن میتواند آینده اورامانات و دیگر مرزهای کشور را روشنتر سازد.#کولبری#اورامان#سهیلفردوسی#توسعه@sirwan_weekly


