▪️پروژه سیاسی با سرمایه احساسات مادران شهید🔸ساعت حوالی ۱۲ شب است! چهره در هم و خسته آسیه خانم با پر…
انتشار: 2026/06/29 04:56 UTC
▪️پروژه سیاسی با سرمایه احساسات مادران شهید🔸ساعت حوالی ۱۲ شب است! چهره در هم و خسته آسیه خانم با پرچمی در دست و تصویری از رهبر شهید مثل هر شب توجهم را به خود جلب کرد. با همان قامت خمیدهاش که هیچگاه پس از شهادت فرزندش در جنگ تحمیلی راست نشد، آرام و بی سر و صدا در کوچه تاریکمان قدم برمیداشت تا قفل درب خانه قدیمی و کوچکش را در محلهای فقیرنشین در جنوب تهران باز کند. این کار هر شب آسیه خانم از زمان جنگ رمضان بود. یک بار در روزهای ابتدایی جنگ به من گفت اگر شبی در تجمعات نیاید و با غریو ملت مبعوث شده ایران در رثای امام شهید و محکومیت حملات دشمن خونخوار همصدا نشود، خود را مدیون خون فرزندش میداند. آسیه خانم راست میگفت! او برافروخته بود و حق دار! آرام و قرار نداشت. نه در 40 روز جنگ، نه در دوران سکوت میدان و نه در روزهای مذاکره!🔸با آسیه خانم همگام شدم. دعایم کرد و با لهجه شیرین آذریاش سلام خود را به مادرم رساند . اما آن شب لحن آسیه خانم عوض شده بود! از خیانت مسئولین و مذاکرهکنندگان و تشبیه گندم ری به گندم کالیفرنیا سخن میگفت! میگفت «عدهای در کشور رهبر جوان و برومندمان را گروگان تصمیمات خود کرده و قصد دارند دو دستی ایران را تقدیم کاخ سفید کنند.» آسیه خانم میگفت «مذاکره کنندگان قصد دارند سند شش دانگ تنگه هرمز را به نام ترامپ بزنند.» او میگفت «اگر جنگ فقط دو هفته دیگر ادامه پیدا میکرد، دولت ترامپ سقوط میکرد، نتانیاهو و تمامی صهیونیستها سقط میشدند و دیگر همه تهدیدات علیه ایران برای همیشه از بین میرفت.» آسیه خانم همین طور میگفت و میگفت.... بغض در گلو و احساسات خالصانهاش مانع از آن میشد تا کلامی به او بگویم. دوباره نفرین کرد! البته نه ترامپ را! او به قول خود، «مسئولین کودتاگر» را مستحق بدترین کیفرها در دنیا و آخرت دانست و آرزو کرد تا هیچ گاه آب خوش از گلوی آنها پایین نرود!🔸با صدایی آرام به او گفتم: «آسیه خانم از کجا مطمئن هستی که کودتا شده و دارند مملکت را به ثمن بخس میفروشند؟» نگاه حق به جانبی به من کرد: «مگر صحبتهای نمایندگان مجلس، سخنرانان تراز اول کشور!، افشاگریهای حاج آقا نبویان و پرده برداریهای ..... را نمی بینی؟! کارشناسان خبره صدا و سیما از دکتر خوش چشم و دکتر ایزدی از صبح تا شب دارند از کلاه گشادی میگویند که بر سر این ملت گذاشته شده است. مگر نمی بینی که رهبری در پیام خود گفتهاند که من از بالا تا پایین مذاکرات را قبول ندارم و مذاکره به من تحمیل شده است؟!»

