▪️کلنگ آخر بر گور ترامپ✍🏼فاطمه کیهانی🔸در هفتههای اخیر، نام «کوه کلنگ» بیش از هر زمان دیگری وارد اد…
انتشار: 2026/07/15 10:58 UTC
▪️کلنگ آخر بر گور ترامپ✍🏼فاطمه کیهانی🔸در هفتههای اخیر، نام «کوه کلنگ» بیش از هر زمان دیگری وارد ادبیات رسانهای و امنیتی شده است. کوهی در جنوب مجموعه نطنز که بر اساس تصاویر ماهوارهای و گزارشهای منتشرشده در سالهای اخیر، گفته میشود ایران در دل آن در حال توسعه مجموعهای عمیق و زیرزمینی است؛ مجموعهای که برخی تحلیلگران غربی آن را حتی عمیقتر و ایمنتر از تأسیسات فردو توصیف کردهاند و معتقدند در صورت بهرهبرداری، دسترسی نظامی به آن بسیار دشوار خواهد بود. با وجود این، اطلاعات رسمی و مستقلی درباره ماهیت دقیق فعالیتهای این مجموعه منتشر نشده و بخش مهمی از آنچه درباره آن گفته میشود بر پایه ارزیابیهای اطلاعاتی و تحلیل تصاویر ماهوارهای است.🔸اما اهمیت کوه کلنگ، بیش از آنکه در خود این تأسیسات باشد، در جایگاهی است که اکنون در جنگ روانی و مذاکرات پیدا کرده است.🔸ترامپ در همان روزهای نخست جنگ دوازدهروزه بارها با اطمینان اعلام میکرد که برنامه هستهای ایران «کاملا نابود شده» (obliterated) و تأسیسات اصلی از بین رفتهاند. اما چند ماه بعد، وقتی دوباره از ضرورت هدف قرار دادن تأسیسات هستهای ایران و از جمله کوه کلنگ سخن گفت، این پرسش حتی در رسانههای آمریکایی نیز مطرح شد که اگر برنامه هستهای ایران به گفته خود او «کاملا نابود شده» بود، اکنون قرار است دقیقا چه چیزی دوباره هدف قرار بگیرد؟ همزمان، ارزیابیهای اطلاعاتی اولیه و تحلیلهای منتشرشده در رسانههایی مانند CNN نیز تأکید میکردند که میزان خسارت هنوز محل بررسی است و نابودی کامل زیرساخت هستهای ایران قطعی نیست.🔸از این منظر، تکرار تهدید علیه کوه کلنگ را میتوان نوعی اعتراف عملی نیز تلقی کرد؛ اعتراف به اینکه مسئله هستهای ایران با حملات اولیه پایان نیافته و زیرساختهای راهبردی همچنان پابرجا هستند یا دستکم این احتمال از نگاه واشنگتن وجود دارد. تحلیلگران غربی نیز بارها یادآور شدهاند که حتی درباره فردو، به دلیل عمق زیاد تأسیسات، از ابتدا تردیدهای جدی نسبت به امکان نابودی کامل آن وجود داشت و خود ایران نیز پیشتر از ساخت مجموعههای زیرزمینی عمیقتر خبر داده بود.🔸پس از اظهارات ترامپ، محمدی نیز هشدار داد که حمله به تأسیسات کوه کلنگ میتواند پیامدهایی فراتر از یک عملیات محدود داشته باشد و «منطقه را به جهنم تبدیل کند». این موضع در رسانههای بینالمللی از جمله CNN نیز بازتاب یافت و بار دیگر نشان داد که نام این مجموعه اکنون به بخشی از ادبیات بازدارندگی دو طرف تبدیل شده است.در چنین فضایی، تهدید ترامپ را میتوان در سه سطح تحلیل کرد.🔸نخست، فشار روانی و مذاکراتی. نام بردن از یک مجموعه مشخص، تلاشی است برای القای این پیام که آمریکا از محل و ماهیت زیرساختهای جدید ایران اطلاع دارد و میتواند آنها را نیز هدف قرار دهد؛ پیامی که همزمان میتواند در مذاکرات هستهای برای افزایش فشار بر تهران و وادار کردن آن به عقبنشینی در موضوعاتی مانند غنیسازی یا حتی اهرمهای منطقهای از جمله تنگه هرمز به کار گرفته شود.🔸دوم، حفظ بازدارندگی ادراکی. پس از آنکه ادعای «نابودی کامل» برنامه هستهای ایران با تردیدهای اطلاعاتی و رسانهای روبهرو شد، معرفی یک هدف جدید میتواند این تصور را حفظ کند که واشنگتن همچنان گزینههای نظامی مؤثر و اطلاعات دقیق در اختیار دارد و ابتکار عمل را از دست نداده است.🔸و سوم، ارسال پیام به تهران. اشاره مستقیم به کوه کلنگ این پیام را منتقل میکند که حتی اگر فعالیتهای راهبردی ایران به سایتهای جدید و عمیقتر منتقل شوند، از نگاه آمریکا پنهان نخواهند ماند. این پیام، بیش از آنکه ناظر بر عملیات نظامی قریبالوقوع باشد، بخشی از همان جنگ ادراکی و چانهزنی سیاسی است که همزمان با مذاکرات و تنشهای منطقهای دنبال میشود.



