ادامه☝️🟡 شرحی نو بر سورهٔ اعلی (بخش پنجم)«اسم»؛ چرا قرآن نفرمود «ذات»؟اکنون بار دیگر به واژه «اسم»…
انتشار: 2026/07/15 12:26 UTC
ادامه☝️🟡 شرحی نو بر سورهٔ اعلی (بخش پنجم)«اسم»؛ چرا قرآن نفرمود «ذات»؟اکنون بار دیگر به واژه «اسم» بازمیگردیم؛ زیرا هنوز یکی از مهمترین نکات آن ناگفته مانده است. اگر مقصود خداوند، ذات الهی بود، چرا نفرمود: «سَبِّحْ رَبَّکَ الْأَعْلَىٰ» یا «سَبِّحِ اللَّهَ»، بلکه فرمود: «سَبِّحِ اسْمَ رَبِّکَ»؟در اینجا یکی از لطیفترین نکات خداشناسی قرآن آشکار میشود. ذات خداوند، فراتر از احاطه عقل بشر است. عقل انسان میتواند از راه آثار و نشانهها، خدا را بشناسد، اما هرگز نمیتواند بر حقیقت نامتناهی ذات او احاطه یابد.امام علی (عَلَیْهِ السَّلَامُ) نیز در خطبه نخست نهجالبلاغه با بیانی ژرف به همین حقیقت اشاره میکنند که هیچ اندیشهای توان درک حقیقت ذات الهی را ندارد و هیچ وصفی نمیتواند او را آنگونه که هست، در قلمرو فهم انسان محدود سازد. از همین رو، خداوند خود را از طریق اسماء و صفاتش به انسان معرفی میکند؛ زیرا اسماء الهی، راههای شناخت اویند، نه حقیقت محاط بر ذات او.پیوند آیه نخست با آیه دومبا ورود به آیه دوم، سوره بلافاصله نخستین جلوه ربوبیت را پیش روی مخاطب قرار میدهد؛ نه در عرصه تشریع، بلکه در خود نظام آفرینش.گویی سوره میخواهد بگوید: اگر میخواهی «رَبِّکَ الْأَعْلَىٰ» را بشناسی، پیش از هر چیز به جهان آفرینش بنگر؛ زیرا آفرینش، نخستین کتابی است که ربوبیت خداوند را به نمایش میگذارد.از همینجا پیوند ژرف میان آیه نخست و آیه دوم آشکار میشود و روشن میگردد که عبارت «الَّذِی خَلَقَ فَسَوَّىٰ» در حقیقت، تفسیر عینی و عملیِ «رَبِّکَ الْأَعْلَىٰ» است.در این نقطه، انسجام شگفتانگیز سوره خود را نشان میدهد. اگر آیه نخست انسان را به شناخت پروردگار برتر فراخواند، آیه دوم نخستین دلیل این برتری را پیش چشم او مینهد. قرآن خدا را تنها با استدلالهای انتزاعی معرفی نمیکند، بلکه انسان را به تماشای آثار ربوبیت او در جهان دعوت میکند؛ گویی میفرماید: اگر میخواهی «رَبِّ اعلی» را بشناسی، به جلوههای ربوبیت او در آفرینش بنگر.آیه دوم«الَّذِی خَلَقَ فَسَوَّىٰ»(سوره اعلی، آیه ۲)ترجمه:«همان که آفرید، سپس به اعتدال و کمال سامان بخشید.»در نگاه نخست، این آیه تنها از دو فعل تشکیل شده است: «خَلَقَ» و «سَوَّىٰ»؛ اما همین دو واژه، خلاصه یکی از عمیقترین مباحث قرآن درباره آفرینش جهاناند.نکتهای که نباید از آن غافل شد، این است که خداوند تنها نفرمود: «الَّذِی خَلَقَ»، بلکه بیدرنگ فرمود: «فَسَوَّىٰ».همین حرف «فاء» که در زبان عربی بر ترتیب، پیوستگی و تعقیب بیدرنگ دلالت میکند، نشان میدهد که در منطق قرآن، آفرینش پایان کار نیست، بلکه آغاز فرایندی حکیمانه است. خداوند تنها موجودات را پدید نمیآورد، بلکه آنها را متناسب با هدف آفرینششان سامان میبخشد و برای ایفای نقش خود در نظام هستی آماده میسازد. این، همان حقیقت ربوبیتی است که آیه نخست از آن سخن گفت.معناشناسی «خلق»واژه «خَلَقَ» از ریشه «خ ل ق» گرفته شده است. در زبان عربی، «خلق» تنها به معنای «ایجاد کردن» نیست. لغتشناسان بزرگی مانند ابنفارس و راغب اصفهانی یادآور شدهاند که اصل این ریشه، بر اندازهگذاری دقیق، نظم و تقدیر حکیمانه دلالت دارد.آنان برای توضیح این معنا، صنعتگری مانند نجار یا خیاط را مثال میزنند که پیش از ساختن، اندازهها را با دقت میسنجد و سپس بر اساس همان اندازهها دست به کار میشود. مقصود از این مثال، آن نیست که آفرینش الهی با کار انسان قیاس شود، بلکه تنها برای تقریب معنا به ذهن است؛ یعنی در مفهوم «خلق»، از همان آغاز، سنجیدگی، نظم و حکمت نهفته است.از همین رو، «خلق» در قرآن هرگز به معنای آفرینشی تصادفی یا بیهدف نیست؛ بلکه به معنای پدید آوردن هر موجود بر پایه اندازه، حکمت و غایتی معین است.این نکته، یکی از تفاوتهای بنیادین جهانبینی قرآن با دیدگاههایی است که جهان را محصول تصادف یا ضرورت کور طبیعت میدانند. در منطق قرآن، هیچ موجودی بیحساب، بیاندازه و بیهدف آفریده نشده است.چنانکه خداوند میفرماید:«إِنَّا كُلَّ شَیْءٍ خَلَقْنَاهُ بِقَدَرٍ»(سوره قمر، آیه ۴۹)ترجمه:«ما هر چیزی را با اندازهای دقیق آفریدیم.»بنابراین، «خلق» همواره با اندازه، نظم و حکمت همراه است. از همین رو، هرچند سوره اعلی در آیه سوم بهطور مستقل از «تقدیر» سخن خواهد گفت، بذر این معنا از همین واژه «خلق» کاشته میشود؛ زیرا آفرینش الهی، از همان نخستین لحظه، آفرینشی سنجیده، هدفمند و حکیمانه است.ادامه👇SobheEslam
