ادامه☝️🟡 شرحی نو بر سورهٔ اعلی (بخش نوزدهم)زیرا اگر انسان رشد یابد و ظرفیتهای وجودیاش گسترش پیدا…
انتشار: 2026/07/16 14:07 UTC
ادامه☝️🟡 شرحی نو بر سورهٔ اعلی (بخش نوزدهم)زیرا اگر انسان رشد یابد و ظرفیتهای وجودیاش گسترش پیدا کند، همان راهی که برای دیگران دشوار و سنگین است، برای او هموار، شیرین و دلنشین خواهد شد.به تعبیر دیگر، هرچه جان انسان به حقیقت نزدیکتر شود، پیمودن راه حق نیز برای او طبیعیتر و آسانتر میشود. این، یکی از عمیقترین جلوههای ربوبیت الهی است؛ ربوبیتی که تنها موانع بیرونی را برطرف نمیکند، بلکه پیش از آن، انسان را برای رسیدن به مقصد میپرورد و شایستگی پیمودن راه را در وجود او پدید میآورد.از اینرو، این آیه از حقیقتی بزرگ در عرصه تربیت پرده برمیدارد: خداوند، پیامبر را تنها حامل پیام قرار نمیدهد، بلکه او را متناسب با عظمت این رسالت پرورش میدهد. این همان ربوبیت الهی است که از آغاز سوره با آن آشنا شدیم؛ ربوبیتی که تنها آفریننده نیست، بلکه پرورشدهنده و کمالبخش نیز هست.در اینجا، پیوند این آیه با آغاز سوره، روشنتر از همیشه آشکار میشود. همان خدایی که درباره همه موجودات فرمود:«الَّذِی خَلَقَ فَسَوَّىٰ وَالَّذِی قَدَّرَ فَهَدَىٰ»سوره اعلی، آیات ۲ و ۳ترجمه: «همان که آفرید و سامان داد، و همان که اندازهگذاری کرد و سپس هدایت نمود.»اکنون همان ربوبیت را در وجود پیامبر به نمایش میگذارد. گویی پیامبر نیز در قلمرو همین سنت الهی قرار دارد؛ خداوند او را میآفریند، میپرورد، ظرفیتهای وجودیاش را شکوفا میسازد، برای رسالت آماده میکند و گامبهگام به سوی مقصدی که برای او مقدر کرده است، هدایت مینماید.این، معنای ژرف تَیْسِیر است. تَیْسِیر، تنها هموار شدن راه نیست، بلکه هماهنگ شدن انسان با راه است. هنگامی که ربوبیت الهی جان انسان را پرورش دهد، آنچه پیشتر دشوار مینمود، به اقتضای طبیعت تازه او، آسان، دلنشین و حتی محبوب میشود. شاید از همین روست که پیامبر اکرم صلیاللهعلیهوآله عبادت را نه باری سنگین، بلکه مایه آرامش جان میدانست؛ زیرا روحی که در پرتو ربوبیت الهی پرورش یافته است، در مسیر حق احساس غربت نمیکند، بلکه همان مسیر را خانه حقیقی خود مییابد. این، اوج معنای «وَنُيَسِّرُکَ لِلْيُسْرَىٰ» است.از این منظر، «وَنُيَسِّرُکَ لِلْيُسْرَىٰ» تنها وعدهای برای پیامبر نیست، بلکه سنتی الهی برای هر انسان حقیقتجوست؛ گویی خداوند میفرماید: من، بیش از آنکه راه را برای تو هموار کنم، خودِ تو را برای پیمودن راه آماده و توانمند میسازم.اکنون، پس از آنکه خداوند پیامبر را برای انجام رسالت آماده میسازد، نخستین دستور عملی صادر میشود:«فَذَكِّرْ إِنْ نَفَعَتِ الذِّكْرَىٰ»سوره اعلی، آیه ۹ترجمه: «پس تذکر بده، اگر تذکر سودمند افتد.»این آیه، آغاز مرحله سوم سوره است؛ مرحله رسالت و دعوت. تا اینجا، سوره از خداوند و ربوبیت او سخن میگفت؛ اکنون از پیامبر و وظیفه او سخن میگوید. اما خواهیم دید که حتی در این فرمان نیز ظرافتی شگفت نهفته است. خداوند نمیفرماید: وادار کن، غلبه پیدا کن یا همه را تغییر بده؛ بلکه تنها میفرماید: یادآوری کن. گویی از نگاه قرآن، حقیقت، پیش از آنکه چیزی برای آموختن باشد، چیزی برای به یاد آوردن است؛ و همین نکته، ما را به یکی از بنیادیترین مباحث انسانشناسی قرآن، یعنی حقیقت «ذکر» و نسبت آن با فطرت، رهنمون میشود.آیه نهم«فَذَكِّرْ إِنْ نَفَعَتِ الذِّكْرَىٰ»سوره اعلی، آیه ۹ترجمه: «پس تذکر بده، اگر تذکر سودمند افتد.»این آیه، در نگاه نخست، بسیار کوتاه است؛ اما شاید بتوان گفت که یکی از جامعترین اصول تربیتی قرآن در همین چند کلمه بیان شده است.نخست باید به حرف «فاء» در آغاز آیه توجه کنیم. این «فاء»، همانند «فَسَوَّىٰ»، «فَهَدَىٰ» و «فَجَعَلَهُ»، نشانه پیوستگی و تداوم است. گویی خداوند میفرماید: اکنون که تو را برای دریافت وحی آماده کردم، حفظ آن را بر عهده گرفتم و تو را برای این راه پرورش دادم، پس نوبت عمل تو فرا رسیده است: «فَذَكِّرْ»؛ یعنی اکنون رسالت خود را آغاز کن.«ذِکر» و «تذکیر»؛ از بنیادیترین مفاهیم قرآنپیش از آنکه درباره فرمان الهی «فَذَكِّرْ» سخن بگوییم، شایسته است اندکی در دو واژه «ذِکر» و «تذکیر» تأمل کنیم؛ زیرا این دو، از کلیدیترین مفاهیم قرآناند و بدون شناخت دقیق آنها، بخش مهمی از منطق هدایت در قرآن پوشیده میماند.در زبان عربی، «ذِکر» تنها نقطه مقابل «فراموشی» نیست، بلکه معنایی بسیار گستردهتر و ژرفتر دارد. ذِکر، یعنی حضور یافتن یک حقیقت در افق آگاهی انسان؛ حقیقتی که ذهن و دل او را متوجه خود میسازد و در جانش حضور مییابد. این حضور، گاه پس از فراموشی است، گاه پس از غفلت و گاه پس از آنکه حقیقتی در میان اشتغالهای روزمره، از کانون توجه انسان کنار رفته است.ادامه👇SobheEslam
