ادامه ☝️🟡 شرحی نو بر سورهٔ اعلی (بخش بیستودوم)ثمرهٔ تربیتی آیهاین آیه تنها شیوهٔ دعوت پیامبر را بی…
انتشار: 2026/07/16 18:05 UTC
ادامه ☝️🟡 شرحی نو بر سورهٔ اعلی (بخش بیستودوم)ثمرهٔ تربیتی آیهاین آیه تنها شیوهٔ دعوت پیامبر را بیان نمیکند، بلکه الگویی کامل برای همهٔ مربیان، معلمان، والدین و مصلحان اجتماعی ارائه میدهد.بسیاری از ما گمان میکنیم که وظیفهٔ قطعی ما، تغییر دادن دیگران است؛ از همین رو، هنگامی که نتیجهٔ مطلوب را نمیبینیم، دلسرد و خسته میشویم. اما قرآن، بار این مسئولیت را سبکتر و در عین حال، عمیقتر تبیین میکند:وظیفهٔ تو، بیدار کردن است، نه مجبور ساختن. وظیفهٔ تو، روشن کردن چراغ است، نه وادار کردن همه به تماشا. وظیفهٔ تو، کاشتن بذر است، نه تضمین روییدن آن.این همان آرامشی است که خداوند از آغاز این بخش سوره، پیوسته به قلب پیامبر عطا میکند. نخست فرمود: «ما قرآن را بر تو میخوانیم و فراموش نخواهی کرد»؛ سپس فرمود: «تو را برای این راه، آسان و آماده میکنیم»؛ و اکنون میفرماید: «تنها در صورتی که سودمند باشد، یادآوری کن.»گویی خداوند بارهایی را که انسان گاه از سر دلسوزیِ مفرط بر دوش خود میگذارد، یکبهیک برمیدارد تا روشن شود که هدایت، پیش و بیش از هر چیز، فعلِ «رب» است و پیامبر، با همهٔ عظمتش، بندهای است که در امتداد این ربوبیت، نقش ابلاغ، بیدارگری و تذکر را بر عهده دارد.اکنون سوره، مخاطبان این تذکر را به دو گروه تقسیم میکند: گروهی که دلهایشان آمادهٔ بیداری است و گروهی که از حقیقت میگریزند.آیات دهم و یازدهم«سَيَذَّكَّرُ مَنْ يَخْشَی وَيَتَجَنَّبُهَا الْأَشْقَى»سورهٔ اعلی، آیات ۱۰ و ۱۱ترجمه: «بهزودی آنکه خشیت دارد، پند خواهد گرفت؛ و تیرهبختترین انسان، از آن روی خواهد گرداند.»از اینجا، سوره وارد ژرفترین بحث خود دربارهٔ روانشناسی هدایت میشود؛ اینکه چرا یک پیام واحد، در دو انسان، دو نتیجهٔ کاملاً متفاوت پدید میآورد. آیا تفاوت در پیام است؟ یا در پیامبر؟ یا در جانِ شنونده؟ این همان پرسشی است که آیات آینده، با ظرافتی کمنظیر، به آن پاسخ خواهند داد.این پرسش، تنها به عصر پیامبر اختصاص ندارد، بلکه پرسش همیشگی تاریخ است.چرا دو انسان، یک حقیقت را میشنوند؛ یکی دگرگون میشود و دیگری بیاعتنا از کنار آن میگذرد؟ پاسخ قرآن، بسیار ژرفتر از آن است که تنها به تفاوت در میزان هوش یا دانش انسانها بازگردد.قرآن، ریشهٔ مسئله را در وضعیت قلب جستوجو میکند.این دو آیه، در حقیقت، ادامهٔ طبیعی آیهٔ پیشیناند. خداوند فرمود: «فَذَكِّرْ إِنْ نَفَعَتِ الذِّكْرَى»؛ «پس تذکر بده، اگر تذکر سود بخشد.»اکنون، بیدرنگ توضیح میدهد که این تذکر در چه کسانی سودمند خواهد بود:«سَيَذَّكَّرُ مَنْ يَخْشَی»؛ آنکه خشیت دارد، پند خواهد گرفت.پس نخستین شرط بهرهمندی از هدایت، نه دانش است، نه قدرت، نه ثروت و نه موقعیت اجتماعی؛ بلکه خشیت است. اکنون باید این واژه را با دقت بیشتری بشناسیم.مفهوم خشیت و گشودگی جان در برابر حقیقتدر زبان فارسی، معمولاً «خشیت» را به «ترس» ترجمه میکنند، اما این ترجمه تنها بخشی از معنای آن را بازمیتاباند. در فرهنگ قرآن، «خشیت» با «خوف» تفاوت دارد. خوف، بیشتر به احساس ترس از یک خطر اشاره دارد؛ اما خشیت، ترسی آمیخته با معرفت، شناخت، عظمتشناسی و احترامی عمیق است. به بیان دیگر، خشیت حالتی است که از معرفت زاده میشود و نشاندهندهٔ آمادگی درونی انسان برای تسلیم شدن در برابر حقیقت است.از همین رو، قرآن میفرماید:«إِنَّمَا يَخْشَی اللَّهَ مِنْ عِبَادِهِ الْعُلَمَاءُ»سورهٔ فاطر، آیهٔ ۲۸ترجمه: «از میان بندگان خدا، تنها دانایاناند که از او خشیت دارند.»دقت کنیم که خداوند نفرمود عالمان بیشتر میترسند، بلکه فرمود تنها آنان که خشیت دارند؛ زیرا هرچه انسان عظمت حقیقت را بیشتر بشناسد، فروتنی او نیز بیشتر میشود.برای تقریب به ذهن، انسانی را تصور کنید که در کنار اقیانوسی بیکران ایستاده است. احساس او با ترس از یک حیوان درنده متفاوت است؛ او عظمت را تجربه میکند، احساس کوچکی مییابد و در برابر آن، شگفتزده و فروتن میشود. این ادراکِ عظمت، انسان را از خودبینی و غرور رها میسازد. البته این تنها مثالی برای تقریب به ذهن است؛ چراکه عظمت خداوند، بینهایت فراتر از هر پدیدهٔ کیهانی است.رابطهٔ خشیت و تذکراکنون این پرسش مهم پیش میآید: چرا قرآن نفرمود: «سَيَذَّكَّرُ مَنْ يَعْلَمُ» (دانایان پند میگیرند)، یا «مَنْ يَعْقِلُ» (خردمندان پند میگیرند)، یا «مَنْ يَسْمَعُ» (شنوندگان پند میگیرند)، بلکه فرمود: «مَنْ يَخْشَی»؟ راز این انتخاب چیست؟پاسخ، بسیار لطیف است. دانستن یا شنیدن، همیشه به دگرگونی نمیانجامد. انسانِ متکبر ممکن است هزاران دلیل روشن بشنود و حقیقتی را در ذهن بپذیرد، اما چون درهای جانش بسته است، آن را نپذیرد. اما خشیت، نشان میدهد که معرفت از مرز ذهن گذشته و به دل راه یافته است. ادامه 👇SobheEslam
