🟢کاهش وابستگی به هرمز؛ راهبرد جدید همسایگان ایران✍🏻حامد شفیعی، روزنامهنگار🔻وبسایتEconomy Middle E…
انتشار: 2026/06/30 14:28 UTC
🟢کاهش وابستگی به هرمز؛ راهبرد جدید همسایگان ایران✍🏻حامد شفیعی، روزنامهنگار🔻وبسایتEconomy Middle East در گزارشی از راهاندازی خط کشتیرانی کانتینری Red Sea Express توسط عربستان سعودی خبر داد؛ مسیری که بندر صنعتی ملک فهد در ینبع را به بندر اسلامی جده و سپس به بنادر عقبه اردن و عینالسخنه مصر متصل میکند. بر اساس این گزارش، این پروژه با همکاری سازمان بنادر عربستان (Mawani)، شرکت Folk Maritime، شرکت صنایع پایه عربستان (SABIC) و پایانه Red Sea Gateway راهاندازی شده و هدف آن، افزایش سرعت جابهجایی کالا، «تقویت زنجیره تأمین»، توسعه صادرات غیرنفتی و تبدیل عربستان به یکی از قطبهای اصلی لجستیک منطقه بیان شده است.✨در نگاه نخست، این خبر صرفاً از افتتاح یک مسیر جدید حملونقل دریایی حکایت دارد، اما اگر آن را در بستر تحولات چند سال اخیر خاورمیانه قرار دهیم، میتوان آن را بخشی از روندی بزرگتر دانست؛ روندی که در آن، «امنیت زنجیرههای تأمین» به یکی از مؤلفههای اصلی امنیت ملی کشورها تبدیل شده است.⚡️در دهه گذشته، خاورمیانه با مجموعهای از بحرانهای امنیتی، از حمله به نفتکشها در خلیج فارس و ناامنی در دریای سرخ گرفته تا جنگ اخیر ایران و اسرائیل و آمریکا، روبهرو بوده است. این تحولات، یک واقعیت را بیش از گذشته آشکار کرد: «اتکا به یک مسیر یا یک گلوگاه راهبردی، میتواند اقتصاد کشورها را در برابر بحرانهای ژئوپلیتیکی آسیبپذیر کند.»در چنین شرایطی، توسعه مسیرهای جایگزین دیگر صرفاً یک پروژه اقتصادی نیست؛ بلکه بخشی از راهبرد «افزایش تابآوری زنجیره تأمین» و «کاهش ریسکهای امنیتی» محسوب میشود. 🍃بر این اساس خط «رد سی اکسپرس» نیز در همین چارچوب قابل تفسیر است.اتصال بنادر غربی عربستان به مصر و اردن از راه دریای سرخ، علاوه بر تسهیل تجارت، به ریاض امکان میدهد، بخشی از جریان کالا و صادرات خود را از مسیرهایی مدیریت کند که وابستگی کمتری به خلیج فارس و «تنگه هرمز» دارد.این اقدام نیز یک پروژه منفرد نیست. توسعه بنادر ینبع و جده، سرمایهگذاری مستمر بر زیرساختهای دریای سرخ، استفاده از خط لوله شرق–غرب برای انتقال نفت به ساحل غربی عربستان و گسترش همکاریهای لجستیکی با کشورهای همسایه، همگی نشان میدهد که ریاض در حال ایجاد شبکهای از مسیرهای مکمل است؛ شبکهای که هدف آن، کاهش آسیبپذیری در برابر شوکهای ژئوپلیتیکی است.در این میان، جایگاه ایران نیز شایسته توجه است. 🪽تنگه هرمز طی دهههای گذشته یکی از مهمترین مزیتهای ژئوپلیتیکی ایران بوده است. عبور بخش قابل توجهی از تجارت جهانی نفت و گاز از این آبراه، همواره به ایران یک «ظرفیت بازدارندگی بالقوه» داده و در دورههای مختلف تنشهای منطقهای، موضوع احتمال اختلال در تردد از تنگه هرمز بارها در ادبیات سیاسی و امنیتی ایران و درمقابل واکنشهای بینالمللی از سوی مقامات و چهرههای سیاسی ایران مطرح شده است.اما در ژئوپلیتیک، هر اهرم قدرت میتواند در عین حال انگیزهای برای «خنثیسازی» آن نیز ایجاد کند. یکی از قواعد شناختهشده روابط بینالملل این است که «هرچه یک بازیگر بیشتر بر یک مزیت راهبردی بهعنوان ابزار فشار تکیه کند، سایر بازیگران نیز سرمایهگذاری بیشتری برای کاهش وابستگی خود به آن مزیت» انجام میدهند. نمونههای مشابه را میتوان در تلاش اروپا برای کاهش وابستگی به گاز روسیه پس از جنگ اوکراین یا سرمایهگذاری چین بر کریدورهای جایگزین برای کاهش وابستگی به تنگه مالاکا مشاهده کرد.از همین منظر، میتوان این فرضیه را مطرح کرد که «برجسته شدن نقش تنگه هرمز» در معادلات امنیتی منطقه طی سالهای گذشته، در کنار تحولات امنیتی اخیر، یکی از عواملی بوده که انگیزه کشورهای عربی حاشیه خلیج فارس را برای توسعه مسیرهای جایگزین افزایش داده است. البته این به معنای آن نیست که پروژههایی مانند «رد سی اکسپرس» صرفاً در واکنش به سیاستهای ایران تعریف شدهاند؛ این طرحها ریشه در برنامههای کلان اقتصادی عربستان، از جمله «چشمانداز ۲۰۳۰»، نیز دارند. با این حال، تردیدی نیست که تشدید مخاطرات امنیتی، توجیه و ضرورت چنین سرمایهگذاریهایی را بیش از گذشته تقویت کرده است.🔻نکته آن است که در این روند، «حذف تنگه هرمز» نیست، بلکه «کاهش وابستگی» به آن است. هیچ مسیر جایگزینی، دستکم در آینده قابل پیشبینی، ظرفیت جایگزینی کامل تنگه هرمز را ندارد و این آبراه همچنان یکی از مهمترین گلوگاههای انرژی جهان باقی خواهد ماند. اما اگر کشورهای منطقه بتوانند سهم بیشتری از تجارت و صادرات خود را از مسیرهای جایگزین عبور دهند، «قدرت تأثیرگذاری هرگونه اختلال» در هرمز نیز به همان نسبت کاهش خواهد یافت.متن کامل اینجا@sobhema_ir

