🟢در اوصاف «احمقان»✍🏻سهند ایرانمهر✨اما بعد؛ خواهم فصلی بنگارم در بیان احوال قومی که اگر خِرد را شهری…
انتشار: 2026/07/02 06:51 UTC
🟢در اوصاف «احمقان»✍🏻سهند ایرانمهر✨اما بعد؛ خواهم فصلی بنگارم در بیان احوال قومی که اگر خِرد را شهری بود، ایشان را از دروازه آن راه نمیدادند و اگر سفاهت را دیوانی بود، کلید خزانه به ایشان میسپردند. پس خواهم نبشتن در اوصاف احمقان: طایفهای که فلک تختبند ایشان است و فضای مجازی خیمه و خرگاهشان و ملاحت سخن ایشان دامنگیر آنان که عقل را برای روز مبادا در پستوی خانه کردهاند. ⚡️بدان که ایشان را خدای تعالی از گل نیافرید؛ از کفِ وعده، بخارِ غرور و اندکی خاک فراموشی سرشت، و در سینهشان به جای دل، نفخ متراکمی از یقین نهاد تا هرچه کمتر بداند، بیشتر ورم کند.احمق را از خویشتن هیچ نباشد. چون پیچک است؛ ایستادن نداند، آویختن داند و چون دیگر آویزخصالان هرجا دویی بیند این درمیانشان تاب میخورد. اگر درختی تنومند بیند، بدان پیچد؛ اگر دیواری بلندتر یابد، درخت را فراموش کند؛ و اگر کاخی رفیعتر سر برآورد، سوگند خورد که از ازل جز همان سرای را نمیشناخته است و اگر کلاهی و دیواری بیند، بدان التجا بَرَد.🍃و طُفیلی را چند مرتبه باشد؛ اما احمق، قطب طفیلیان باشد. بر خوان دیگران نان خورَد، بر سفره اعتبار دیگران نمک، و بر سفره شهرت دیگران دندان خلال کند، بر دیگِ اعتبار دیگران کفگیر زند، و با تیغ دیگران، همآورد خواهد و از مشایخ و اعاظم گفتهاند که بعید نباشد که العیاذ بالله در فراش خویش نیز ازخود نجوشد و دیگری را بخواند، چنین تحفهای، با شکم گرسنه و با بوی طعام دیگری، آروغ زند و سبلت را پاک کند که یعنی از مطبخ خود سیرم.🌱و احمق را دکانی است که در آن جز آرزو نفروشد. امروز، فردا را نسیه دهد، فردا پسینفردا ، و چون موعد وفا رسد، وعدهای تازهتر از آستین برآورد. اگر آرزو، خراج میداد، احمق سلطان هفت اقلیم بود به خزانهای چنین پر و اگر مبالغت را وزن میکردند، شتران از حمل دنانیر او زانو بر شن میسودند.🔅حسرتش را تمامی و طمعش را کرانه نباشد، طفلی است به قامت پیری، حافظهاش به غربال ماند؛ حقیقت از سوراخهایش فرو ریزد و تعصب چون سنگ در آن بماند. جهان را نه چنان که هست، بلکه چنان که خواهد، بیند. هر نظّاره که بر چشم نهد، جهان به رنگ شیشه آن بیند و چون کسی شیشه را از برابر دیدهاش بردارد، جهان را تسخر زند که چرا رنگ عوض کرده است؟〽️احمق را حیا نباشد؛ و قلتبانان را در حریم او سروری است. اگر خطا کند، پوزش نخواهد؛ خطا را وادارد که از او عذر بخواهد. اگر رسوا شود، آینه را بشکند و اگر نان در پیش نباشد از پس خورَد.🌱احمق را دهان بی آداب و هرزه است، کلون حیا بر دروازه لسانش چفت نباشد و اگر درمانَد، نسب گوید؛ اگر نسب سود ندهد، طعنه زند؛ و اگر آن نیز کارگر نیفتد، مادر و پدر خصم را به میدان آرد و دست بر اسافل اعضا دارد به جای تیرو کمان و گمان برد که هرکه دریده تر، غالب تر و اگر عورت نمایان تر، منزلت بیشتر!🔻از اینرو، هرگاه آواز احمق بلند شود، خردمند گوش فروبندد؛ چه آسیاب چون تهی گردد، بانگش بیشتر باشد و طبل خالی از طبله پر، غوغایی افزونتر دارد.✨و از عجایب احوال او آن است که «نمیدانم» را دشمن دارد و پندارد که همه چیز را داند. بندِ دستک قدرت است چه نزد حکام چه نزد مردمان، و اسیر تملق آنان باشد و چون شاهدان بازار از انبان علم و فلسفه تا هیات و نجوم و سیاست بردارد و پسین بجنباند به جهت هلهله خلق. هر آنچه خوانده از لوح مبارک موبایل باشد و هرانچه شنیده از صفحه منور تِلفاز!🪽در طب حکیم است، در سیاست وزیر، در اقتصاد خزانهدار، در فلسفه افلاطون و در هر هنری که نامش را همان روز شنیده باشد، استادِ مسلم و چون طوطی همه به تکرار .🌿و آخر آنکه احمق هرگز تنها نیست؛ زیرا همواره فوجی از یاران دیگر گرد اویند که هر یک آینه دیگریاند و هر آینه، دیگری را خورشید میپندارد و تجربه را هیچ. از این روست که سفاهت، برخلاف خرد، همیشه جمعیت بسیار دارد؛ چه عقل را برهان باید و حماقت را تنها هورا.🪷و دیگر آنکه احمق را نه خانمان در دل منزلتی باشد و نه وطن در دیده حرمتی. هر کجا سفرهای رنگینتر بیند، قبلهٔ اخلاص بدان جانب گرداند و هر کجا سایهای فربهتر یابد، نسب خویش بدان خاک رساند. اگر منفعتی اندک در سوختن سرای خویش بیند، خود نخستین کسی باشد که هیزم بر آتش نهد و چون سقف فرو ریزد، بر خاکسترش تبسم زند و گوید: «قضا چنین بود.» و دیوارحاشا بلند دارد که بر سر خرابهای که خود بر سر آدمیان فرود آورده گوید:« من نکردم».متن كامل🤏🏼 اينجا@sobhema_ir


