⚽️علیرضا فغانی به عنوان داور فینال جام جهانی 2026 بین آرژانتین و اسپانیا انتخاب شد@sobhema_ir
انتشار: 2026/07/16 10:37 UTC
⚽️علیرضا فغانی به عنوان داور فینال جام جهانی 2026 بین آرژانتین و اسپانیا انتخاب شد@sobhema_ir
پستهای تلگرام — صبحما🕊
🔴گروهی که کمترین نارضایتی را دارد؛ تداوم سیاستهای سختگیرانه چقدر از حمایت اجتماعی برخوردار است؟🌱هر سیاستی برای آنکه تداوم داشته باشد، نیازمند حمایت اجتماعی است؛ حتی سیاستهایی که در فضای رسانهای و شبکههای اجتماعی با مخالفت گسترده مواجهاند، معمولاً از حمایت بخشی از جامعه برخوردارند. پرسش این است که چه نسبتی از جامعه از تداوم سیاستهایی حمایت میکنند که استمرار آنها مورد نقد بخش قابلتوجهی از کاربران شبکههای اجتماعی است؟ پاسخ به این پرسش میتواند به فهم دقیقتر جامعه ایران کمک کند.💫اخیراً فراتحلیل دو نظرسنجی مهم در فضای رسانهای کشور منتشر شده که میتواند به این پرسش پاسخ دهد. در یکی از این گزارشها با عنوان «گونهشناسی سیاسی ایرانیان» که توسط پژوهشگاه فرهنگ، هنر و ارتباطات منتشر شده، کسانی که کمترین میزان نارضایتی از سیاستهای موجود را دارند، به شرح زیر توصیف شدهاند:«اسلامگرایان حامی حکومت» با ۱۳ درصد، بالاترین سطح دینداری، قویترین باور به پیوند دین و سیاست و بیشترین اعتماد به نهادهای حکومتی را دارند. این گروه همچنین کمترین میزان نارضایتی سیاسی را نشان میدهد.🌱در گزارش دیگری با عنوان «روی دیگر افکار عمومی درباره اینترنت» که بر اساس فراتحلیل یافتههای نظرسنجی ایسپا تهیه شده است، کسانی که از سیاستهای موجود در حوزه فضای مجازی حمایت میکنند، چنین توصیف شدهاند:یافتهها از وجود هستهای منسجم در حدود ۱۲ تا ۱۳ درصد جامعه حکایت دارد که نهتنها با رفع فیلتر هیچیک از شبکههای اجتماعی موافق نیست، بلکه تقویت شبکههای اجتماعی داخلی را مهمترین اولویت سیاستگذاری میداند و در عین حال از وضعیت فعلی سرعت اینترنت نیز رضایت دارد.⚡️کنار هم قرار دادن این دو یافته، از یک همگرایی قابلتوجه خبر میدهد: در دو مطالعه مستقل، نسبت گروهی که کمترین نارضایتی را از سیاستهای موجود دارند یا حتی از برخی سیاستهای سختگیرانه حمایت میکنند، در محدوده ۱۲ تا ۱۳ درصد قرار گرفته است. این همخوانی، اگرچه بهتنهایی برای تعیین دقیق اندازه این گروه کافی نیست، اما میتواند نشانهای از وجود یک اقلیت نسبتاً پایدار و منسجم در جامعه ایران باشد که از تداوم سیاستهای موجود حمایت میکند.🌱این برآورد همچنین با نتایج دور اول انتخابات ریاستجمهوری سال ۱۴۰۳ همخوانی دارد. سعید جلیلی، بهعنوان نامزدی که در بسیاری از موضوعات سیاسی و فرهنگی به این طیف نزدیک بود، در دور اول حدود ۱۵.۴ درصد از کل واجدان شرایط رأی دادن را به خود اختصاص داد. البته نمیتوان این دو عدد را دقیقاً معادل یکدیگر دانست؛ زیرا رأی دادن به یک نامزد انتخاباتی حاصل مجموعهای از عوامل و مواضع مختلف است. با این حال، نزدیکی این نسبتها میتواند بهعنوان شاهدی دیگر در تأیید تقریبی اندازه این طیف مورد توجه قرار گیرد.⚡️بنابراین، در پاسخ به پرسشی که در مقدمه مطرح شد، میتوان با احتیاط گفت که احتمالاً حدود ۱۲ تا ۱۵ درصد جامعه ایران از تداوم سیاستهای فعلی، از جمله سیاستهایی که ممکن است سختگیرانه و محدودکننده تلقی شوند، حمایت میکنند. این عدد شاید در نگاه اول چندان بزرگ به نظر نرسد، اما اهمیت سیاسی یک گروه صرفاً به اندازه جمعیتی آن وابسته نیست.🍃یک اقلیت نسبتاً کوچک، اگر منسجم، سازمانیافته و دارای امکان مطالبهگری مستمر باشد، میتواند در تعیین جهت سیاستگذاری اثرگذاری بسیار بیشتری از وزن جمعیتی خود داشته باشد.🔸در مقابل، اکثریت ۸۵ تا ۸۸ درصدی جامعه، به دلیل تکثر دیدگاهها، پراکندگی و فقدان سازمانیافتگی مشابه، الزاماً نمیتوانند با همان استمرار و انسجام بر فرآیند سیاستگذاری اثر بگذارند و صرفا میتواند دیدگاههایش را در انتخابات از طریق عدم شرکت یا رأی به نامزد رقیب، آشکار سازد.به همین دلیل، شاید مسئله اصلی در فهم تداوم برخی سیاستها نه صرفاً این باشد که «چند درصد» جامعه از آنها حمایت میکنند، بلکه این باشد که کدام بخش از جامعه از توان بیشتری برای تبدیل ترجیحات خود به مطالبهای مستمر و مؤثر برخوردار است.@sobhema_ir
🟢ما بیشرفها!✍🏻رحیم قمیشی🔱ناصر دانشفر، دوست بسیار عزیز و جانبازم خبر داده بزودی برای چند سالی میرود زندان. به جرم نقد کردن.مهدی محمودیان، رفیق خوبم نیز، خبر داده بهزودی باید برود زندان.🔻برادر رزمندهام، اکبر دانشسرارودی خبر داده بالاخره قبول کردهاند با پابند الکترونیکی بیاید خانه، شاید خانوادهاش کمتر صدمه ببینند. او باید تحتالحفظ باشد. خطرناک است!استاد عزیزم دکتر علیرضا بهشتی شیرازی هم، حکم محکومیتش را گرفته، شاید همین روزها ساک کوچکش را بردارد، برود زندان.دوست عزیزم جواد دردکشان همینطور.و چقدر بینام و نشانها که بیصدا میروند زندان و هیچکس خبردار نمیشود.از خانواده آقای تاجزاده خجالت میکشم سراغی بگیرم، یا حالشان را بپرسم. از بس حبس مصطفی و بسیاری همبندهای بیگناهش طولانی شد. و هیچکدام به فکرش نبودیم.همه یادمان رفت حصر پیرمرد و پیرزنی بیمار شد ۱۶ سال و ۱۷ سال.ما بیشرفها ماندهایم...🌱وقتی گفتند ماشینی به رگبار بسته شده و کودکی زیبا جانش را از دست داده، ما خیلی کار داشتیم.وقتی خبر دادند کولبری هدف قرار گرفته، ما فرصت فکر کردن نداشتیم.خبر دادند جوانهایی بدون آنکه اتهام قتلی در پروندهشان باشد، حکم اعدام گرفتهاند، ما اصلاً وقت نداشتیم. ما لال شده بودیم!وقتی شنیدیم چند هزار نفر در یکی دو شب جان باختند، فکر کردیم این تنها یک خبر است! هزار یک عدد است، آدمها آسان میمیرند.وقتی گفتند مادر یکی از کشته شدهها، به زندگیاش خاتمه داد، ککمان هم نگزید.ما حتی نپرسیدیم کمیته حقیقتیابی اصلاً تشکیل شد. خانوادههایشان الان چه میکشند.خانواده قربانیان هواپیمای اکراینی زندهاند!خانوادههای جوان از دست داده.ما بیشرف شده بودیم!🍃دوستم، پسرش سالها کار کرده بود، به هزار دردسر و شب نخوابی، و دو سه شیفت کار کردن، سه میلیارد تومان جمع کرده بود. پدر به او گفته بود من هم تمام پس اندازم را در اختیارت میگذارم، یک سر پناه کوچک برای خودت تهیه کنی، شاید انگیزهای برای تشکیل زندگی پیدا کند. میگفت چند هفته است به هر بنگاهی سپرده شش میلیارد توانسته فراهم کند، دریغ از یک پیشنهاد!⚡️میگوید گفتهاند خودتان را خسته نکنید، با این مبالغ اندک خانه پیدا نخواهید کرد!مردم از کجا بیاورند ، همه دزد شوند، مثل شما؟ما نشستیم تماشا کردیم، جوانها ذره ذره آب شدند. ما تماشا کردیم استعدادها، همه ساک بستند و رفتند، که ایران نمیشود زندگی کرد.اشکهای ما دیگر خشکیده بود.ما فقط نگاه کردیم همه چیز گران شد و گرانتر، آنقدری که سیر کردن شکم ها هم شد یک آرزو، ما نگاه کردیم چطور شخصیت پدرها و مادرها له میشود، همان وقتی که در تأمین نیازهای اولیه زندگی فرزندانشان در میمانند...ما بیشرف بودیم. ما ساکت ماندیم.ما به فکر آن بودیم، دردسری برایمان درست نشود.👈🏻ما به فکر آن بودیم، هنوز زندهایم!وقتی دیدیم سرزمینمان آرام آرام میسوزد.وقتی دیدیم ظلم توجیه میشود با بهانه حفظ حکومت.این شرف ما بود که میسوخت و محو میشد.ما گمشده بودیمدر توهم زندگی🔻فکر کردیم نفسکشیدن معنایش زندگی است!فکر کردیم زنده ماندن بدون شرف، افتخار است.ما بیشرفها ماندیم!ما که سکوت مرگ، بر زندگیمان سایه انداختهما که مُردهایم، فقط نمیدانیم!و فکر کردیم خوش شانسیم زنده ماندهایم!ما آن وقتی که شرفمان را کنار گذاشتیمدیگر زندگی نکردیم.همان وقتی که ترسیدیم از حق هم دفاع کنیمدروغ شنیدیم و ساکت ماندیمترسیدیم صدمهای ببینیمترسیدیم چشمهایمان را باز کنیممبادا کتک بخوریمما شرفمان را جا گذاشتیم🪽همان وقتی که تصمیم گرفتیم فقط به آسایش خودمان فکر کنیم!ما بیشرفی را زندگیای معمولی دیدیمو ندانستیم این نه مرگی تدریجیکه خود مرگ است!⭐️شرمگین، ما بیشرفها ماندهایم...@ghomeishi3@sobhema_ir
🟢جواد امام سخنگویجبهه اصلاحات و دبیرکل حزب مجمع ایثارگران نوشت: ✍🏻مبارزه با #جاسوسی_و_نفوذ، وظیفه حکومت است؛ اما اگر به نام «نفوذ»، رسانه، دانشگاه، #منتقد و شهروند محدود شوند، دیگر مسئله مقابله با نفوذ نیست؛ مسئله، مقابله با جامعه است.🪽#امنیت_ملی با بستن دهان مردم تأمین نمیشود؛ با اقتدار اطلاعاتی، قانون شفاف و اعتماد عمومی تأمین میشود.اگر هر نقدی «نفوذ» و هر ارتباطی «همکاری با بیگانه» تلقی شود، آخرش فقط جاسوسها آزاد میمانند؛ چون منتقدی باقی نخواهد ماند❗️@sobhema_ir
🔴 امنیت ملی؛ با آزادی، نه در برابر آزادی✍🏻جواد امام سخنگوی جبهه اصلاحات ایران و دبیرکل حزب مجمعایثارگران🖋️مقابله با جاسوسی و نفوذ سازمانیافته بیگانگان، وظیفه قطعی هر نظام سیاسی و ضرورتی برای صیانت از امنیت و منافع ملی است. هیچ کشوری نمیتواند نسبت به فعالیت سرویسهای اطلاعاتی بیگانه، انتقال اطلاعات محرمانه یا اقدامات سازمانیافته علیه امنیت کشور بیتفاوت باشد.☘️اما مسئله از جایی آغاز میشود که عنوان «نفوذ» چنان گسترده و مبهم تعریف شود که مرز میان جاسوسی و ارتباط، اقدام امنیتی و فعالیت مدنی، همکاری اطلاعاتی و گفتوگو با جهان از میان برود.🔻امنیت ملی بدون آزادی پایدار نمیماند و آزادی بدون امنیت نیز بیپشتوانه است. هنر قانونگذاری، ایجاد تعادل میان این دو است؛ نه قربانی کردن یکی به نام دیگری.💫اگر قرار است با نفوذ مبارزه کنیم، نخست باید «نفوذ» را دقیق، روشن و حقوقی تعریف کنیم. باید مشخص باشد چه رفتار، با چه قصدی، در چه چارچوبی و با چه ادلهای مصداق نفوذ یا جاسوسی محسوب میشود. نمیتوان با عناوین کلی و کشدار، قلمرو امنیت را تا رسانه، دانشگاه، فرهنگ، ارتباطات علمی و فعالیت سیاسی شهروندان گسترش داد.🍃ارتباط علمی با دانشگاههای جهان، گفتوگوی فرهنگی، فعالیت رسانهای، نقد سیاستهای داخلی، ارتباط با رسانههای خارجی و تعاملات اجتماعی، فینفسه «نفوذ» نیستند. اتفاقاً جامعهای که از رسانههای مستقل، دانشگاه پویا، احزاب فعال و نهادهای مدنی برخوردار باشد، در برابر نفوذ واقعی مقاومتر است؛ زیرا جامعه آگاه و برخوردار از امکان نقد، کمتر در معرض عملیات پنهان و روایتسازی بیگانه قرار میگیرد.🔻از منظر اصلاحطلبی، امنیت ملی و آزادیهای مدنی دو دشمن یکدیگر نیستند که ناچار باشیم یکی را انتخاب کنیم. امنیت پایدار، محصول اعتماد عمومی، قانونمداری، مشارکت سیاسی، انسجام اجتماعی و اقتدار ملی است.🎋نگرانی اصلی آنجاست که «نفوذ» از یک مفهوم دقیق امنیتی به یک عنوان مبهم سیاسی تبدیل شود؛ زیرا نفوذِ تعریفنشده میتواند روزی به جای دشمن، منتقد را هدف بگیرد.قانون باید میان جاسوس و روزنامهنگار، عامل بیگانه و منتقد، انتقال اطلاعات محرمانه و تبادل علمی، عملیات سازمانیافته و فعالیت مدنی مرز روشن بگذارد.🍁مبارزه واقعی با نفوذ، با بستن پنجرههای جامعه به جهان ممکن نمیشود؛ بلکه با تقویت نهادهای ملی، افزایش اعتماد عمومی، شفافیت، حاکمیت قانون و توانمند کردن جامعه مدنی امکانپذیر است.به عنوان دبیرکل یک حزب اصلاحطلب، ضمن حمایت روشن از صیانت از امنیت و منافع ملی و مقابله قاطع با جاسوسی و نفوذ سازمانیافته، نسبت به هرگونه قانونگذاری مبهم و توسعه عناوین مجرمانه که میتواند به محدود شدن آزادیهای مشروع شهروندان منجر شود، هشدار میدهم.امنیت برای مردم است، نه در برابر مردم؛ و آزادی نیز بدون امنیت معنا و امکان پایدار ندارد.🌱مسئله امروز انتخاب میان امنیت و آزادی نیست؛مسئله، ساختن امنیتی است که با آزادی، قانون و اعتماد عمومی پایدار بماند.جواد امامدبیرکل حزب مجمع ایثارگران۲۶ مرداد ۱۴۰۵#روایت @J_emam@sobhema_ir
⭕️مشاهده کرم در غذای دانشجویان علوم پزشکی اصفهان!🔻بنا بر تصاویر منتشرشده در شبکههای اجتماعی، روز گذشته در غذای دانشجویان علوم پزشکی اصفهان کرم مشاهده شده است!پنج کرم در یکی از ظرفهای غذا مشاهده شده که دو مورد دارای حرکت بودهاند! برنج در آشپزخانه مرکزی طبخ و میان هشت خوابگاه توزیع شده بود.🟢اعتراض نسبت به کیفیت نامناسب غذا در دانشگاهها در سالهای گذشته همواره جریان داشته است و وضعیت غذای توزیعشده در برخی دانشگاهها مانند علوم پزشکی اصفهان فاجعه است.🔻در چنین شرایطی و در واکنش به اعتراضات نسبت به کیفیت غذای دانشجویی، جمهوری اسلامی در پی آن است که به طور کلی از زیر بار مسئله تغذیه دانشجویی شانه خالی کند و سازوکار توزیع غذا در دانشگاهها را تغییر دهد. اقدامی که در راستای کاهش خدمات رفاهی دانشجویان تعریف میشود و تاکنون انتقادات بسیاری را به دنبال داشته است.منبع: کانال تلگرام دانشجویان متحد@Sobhema_ir⭕️مشاهده کرم در غذای دانشجویان علوم پزشکی اصفهان!🔻بنا بر تصاویر منتشرشده در شبکههای اجتماعی، روز گذشته در غذای دانشجویان علوم پزشکی اصفهان کرم مشاهده شده است!پنج کرم در یکی از ظرفهای غذا مشاهده شده که دو مورد دارای حرکت بودهاند! برنج در آشپزخانه مرکزی طبخ و میان هشت خوابگاه توزیع شده بود.🟢اعتراض نسبت به کیفیت نامناسب غذا در دانشگاهها در سالهای گذشته همواره جریان داشته است و وضعیت غذای توزیعشده در برخی دانشگاهها مانند علوم پزشکی اصفهان فاجعه است.🔻در چنین شرایطی و در واکنش به اعتراضات نسبت به کیفیت غذای دانشجویی، جمهوری اسلامی در پی آن است که به طور کلی از زیر بار مسئله تغذیه دانشجویی شانه خالی کند و سازوکار توزیع غذا در دانشگاهها را تغییر دهد. اقدامی که در راستای کاهش خدمات رفاهی دانشجویان تعریف میشود و تاکنون انتقادات بسیاری را به دنبال داشته است.منبع: کانال تلگرام دانشجویان متحد@Sobhema_ir
🟢بخشی از یادداشتم با عنوان "گشت ارشاد به درک واصل شد!" که درباب هتاکی نمایندهای با رای حداقلی در مجلس به #مهسا_امینی نوشتم و در سایت خبری مستقل آنلاین منتشر شد:مهسا امینی، دختر جوانی بود که توسط گشت ارشاد بازداشت شد و جسدش را به خانوادهاش تحویل دادند؛ مرگی که به جنبش «زن، زندگی، آزادی» دامن زد و بازتابی جهانی یافت. ✍🏻اميرحسين مصلا، روزنامه نگار اصلاحطلب🔻نمایندهای که این مرگ را با عبارتی تحقیرآمیز و عامیانه توصیف میکند، نهفقط به خانوادهای داغدار بیاحترامی میکند، بلکه دقیقاً همان نوع گفتاری را به کار میگیرد که در جای دیگر، بهدرستی محکوم شده است: زمانی که برخی حامیان حمله آمریکا و اسرائیل به ایران، در توجیه بمباران مدرسهای در میناب، کودکان کشتهشده را توهین آمیز توله «بسیجی» یا «سپاهی» خواندند تا با انسان زدایی مرگشان را کماهمیت جلوه دهند، همان جامعهای که امروز شاهد این اظهارات است، بهدرستی این زبان را نکوهش کرد.🔻میان این دو زبان یعنی زبانی که مرگ یک کودک را با انتساب هویتی توجیه میکند، و زبانی که مرگ یک دختر جوان را با تحقیر بیاثر جلوه میدهد، چه تفاوت اصولی وجود دارد؟ هر دو، در نهایت، یک کار را انجام میدهند، انسانیت قربانی را از او میستانند تا مسئولیت را از عامل مرگ بردارند.👈🏻اما نکتهای که در این ماجرا باید با صراحت گفته شود، دقیقاً برعکس چیزی است که این نماینده مدعی است. آنچه واقعاً از میان رفت نه به معنای نامناسب و توهینآمیزی که او به کار برد، بلکه به معنای واقعی و مستند کلمه، گشت ارشاد بود؛ نهادی که پس از جنبش زن، زندگی، آزادی، دیگر در سطح جامعه بهشکل سابق دیده نمیشود.🔻زنان ایرانی، از مسیر مبارزهای مدنی و خشونتپرهیز، به بخشی از خواسته خود، حق انتخاب پوشش، دستکم فعلا در عمل روزمره اجتماعی، دست یافتهاند؛ هرچند این دستاورد هنوز شکل قانونی و تثبیتشده به خود نگرفته است. به بیان دیگر، نهادی که باید مورد بازبینی و نقد قرار گیرد، همان سازوکاری بود که دختری را برای نوع پوشش بازداشت کرد و جسدش را تحویل داد، نه دختری که قربانی آن سازوکار شد.پرسش نهایی بنابراین، متوجه نهادهای نظارتی است. 👈🏻اگر معیار «جریحهدار شدن افکار عمومی» معیاری که بارها و با سرعت در قبال اظهارنظرهای مخالف با روایت رسمی بهکار گرفته شده واقعاً معیاری فراجناحی و ثابت است، چرا در برابر جملهای که بهطور مستند و آشکار احساسات میلیونها شهروند، بهویژه زنان ایرانی، را جریحهدار کرده، همان سرعت و همان جدیت دیده نمیشود؟ عدالت رفتاری، وقتی گزینشی اعمال شود، دیگر عدالت نیست؛ ابزاری است که فقط در یک جهت کار میکند.@sobhema_ir


