🔴 حکایت زن دو آلــته روزی زنی نزد شیخ رفت و گفت یا شیخ سخنی با شما دارم ولی گفتنش برایم سخت است ، خجالت میکشم حقیقتش این است که من دو آلت دارم , من با پسر عمویم ازدواج کردم و او برای من یک کنیز گرفت روزی کنیز نزد من تنها بود.....ادامه داستان حتما ببینید 👉
براساس واقعیت شوهرم حین حمام کردن کجا میرود؟!ساعت ۱۰ صبح جمعه ۲۴ شهریورماه زنی گریان با همسرش به دادگاه وارد شدند و زن هق هق میکرد و میگفت که شوهرش شبیه یک جن است ... مى گفت هر روز ساعت ۳ بعدازظهر همسرم باحالت عادی به حمام میرود و بعد از ۳ ساعت از حمام بیرون می آید... او میگفت در این ۳ ساعت همسرم از حمام نیز ناپدید میشود و فقط صدای شیر آب می آید...زن گریه میکرد و میگفت که شوهرش رفتار کاملا غیر عادی دارد...با رضايت شوهر دادگاه ترتيبى داد تا در حمام منزل دوربين قرار دهند ... تا واقعيت ثبت شود روز اول در ابتدا كاملا عادى شوهر به شستشوی خود پرداخت و همه چيز خوب بود تا در ساعت ٣:٢٥ دقيقه.... ادامه داستان