هنوز شناسنامه آت بوی بازی می دهد یک بوسه ی عاشقانه زیر باران برابر یک پنجره با چشمانی پر از نعره ی…
انتشار: 2026/08/09 06:46 UTCدریافت: 2026/08/09 22:25 UTCآخرین مشاهده: 2026/08/09 22:25 UTC
هنوز شناسنامه آت بوی بازی می دهد یک بوسه ی عاشقانه زیر باران برابر یک پنجره با چشمانی پر از نعره ی توبه زبر تازیانه ی عطش زیر تابلوی آب ممنوع لبخند خنکنایی را نوشیدن و اینک یک پلاستیک در دست پر از بوی نان داروهای خواهش مادر گریه ی بی امان گرسنگی در گهواره ی پستان های بی شیر جرثقیلی نعره در سینه وسط میدان کودکی ام ایستاده ست با طنابی گره در گره به رنگ مرگ و اشک هابی که چنگ میزنند یقه ی خاک سکوت گرفته را و حصار تنهایی چشم ها و دست ها و دهان ها که می خندند شادی می کنند و پرنده ای که پر پر می شود و قوطی شیر خشکی که ضمیمه ی یک سکوت می شود #سیاوش_اهوراعضو فرهیخته #کانال_نغمه_های_دلتنگی @soorat_im


