قدم زدی کنار من، مسافر زمان شدم!ورق بزن که جلدی از کتاب باستان شدم !مرا دوباره کشف کن؛ شبیه قامت تو…
انتشار: 2026/08/11 07:53 UTCدریافت: 2026/08/12 05:00 UTCآخرین مشاهده: 2026/08/12 05:00 UTC
قدم زدی کنار من، مسافر زمان شدم!ورق بزن که جلدی از کتاب باستان شدم !مرا دوباره کشف کن؛ شبیه قامت توام!که سرستون قلعه ی دیار دیلمان شدمتو را که کهمثل کوزه ای درون موزه مانده ای-پر از شراب کردم و تمام شب، دهان شدم !هزار سال زنده ام به شکل سرو"هَرزَویل"برای هُرم شانه ات همیشه سایه بان شدمتوشاه دختران شدی به جمع دلبران و من میان بزم ِ رودکی، خدای شاعران شدم !تو را شبی ربودم از حرمسرای ناصری و بعد زیر آنهمه شکنجه نیمه جان شدمفقط به خاطر توای زن ترنج و ترمه ها،به دست هر زمانه ای دوباره امتحان شدم!من آن نشان بوسه ام به روی سنگ بیستون به لطف دست های تو چه خوب جاودان شدم!#محمد_علی_نیکومنشعضو فرهیخته #کانال_نغمه_های_دلتنگی @soorat_im


