معيشت در مهاجرت داخل به ويژه شهرهاي اطراف به سر ميبرد و بخشي ديگر در مهاجرت خارج، هر دو حالت ميتو…
انتشار: 2026/06/30 07:41 UTC
معيشت در مهاجرت داخل به ويژه شهرهاي اطراف به سر ميبرد و بخشي ديگر در مهاجرت خارج، هر دو حالت ميتوانند تهديدي براي آينده آن باشند.كارگزاران چه منطقهاي و چه مركزي و مهمتر از آن «حوزه نمايندگي » تا زمانيكه برنامههاي توسعه بخش خدماتي و عمراني را در اين منطقه بدون اراده جدي به اما و اگر و ترديد گره بزنند بادي به اين وادي نخواهد وزيد و بدون شك فرصتها هستند كه جبرانناپذير هدر ميروند. مثلا در همين پيگيري پرونده شيميايي؛ واقعيت اين است دولت در پوشش رسانهاي و بالا گرفتن سند اين جنايت در داخل و محافل جهاني موفق عمل كرد و انصاف حكم ميكند اين حقيقت را بپذيريم، اعتراف مقامات رده بالاي كشور در تريبونهاي رسمي براي رسميت بخشيدن و موضوعيت يافتن آن گوياي واقعيت است، اما چه آوردهاي داشت؟ چرا قربانيان و بازماندگان در پيگيريهاي « حق» خود همچنان به در بسته ميكوبند؟ عدهاي اعتقاد دارند اگر اين حادثه در جايي غير از اين شهر اتفاق ميافتاد شرايط به گونهاي ديگر يا متفاوت رقم ميخورد و سريعتر و جديتر دعاوي حقوقي به سرانجام ميرسيد يا مغتنم از مزاياي آن ميشد. از نظر اين دسته منتقدين خود مردم و بيشتر انجمنهاي مردمي و نخبگان و گروههاي مرجع مقصرند. ابزار و توان و اختيار ما محدود است و راهبرد ما با راهبرد حاكميت يا مراجع رسمي صاحب توان و اختيار به نوعي متفاوت است و گاهی به بن بست ميرسد، البته از اين منظر اگر واقعبينانه بنگريم خطاي گروههاي مرجع مانند انجمنهاي مدافع حقوق بازماندگان، نخبگان و روشنفكران را نميتوان ناديده گرفت، آنان در جايگاه خود بايد تحليلي درست و راهبردهاي عملگرايانه و سودمند از اين موضوع به دست دهند، تا نه در تقابل و تعارض كه در تعامل و راهگشاي تصميمات قرار گيرد. چون هر تلاشي به منزله دستاوردسازي نيست، اين دسته از گروههاي مرجع (انجمنهاي دفاع از قربانيان- حوزههاي شوراها و نمايندگي مجلس- نخبگان و رسانهها) بايد در دفاع از قربانيان و كليت منافع سردشت، ذهنيت و تعلقات شخصي و فكري خاص خود را كنار بگذارند تا به منافع عموم آسيب نرسد، بيان مصاديق خارج از حجم اين يادداشت ميباشد.چندي پيش يكي از بازماندگان آن روز نكبتبار هفتم تير، بعد از مدتها كشيدن درد و رنج از ميان ما رفت. مصطفي اسدزاده متعلق به خانوادهاي 10نفره كه در روز نكبت تنها خودش زنده ماند، بستگانش را به شهرهاي ديگر اعزام كرده بودند و او همانند نقش قهرمان ماراتن، شهر به شهر در جستوجوي عزيزانش بود اما افسوس تا قبل از رسيدن يكي يكي جان ميدادند، اين از نظر ما شايد به نمايشي تراژيك شبيه باشد، اما داستان اسدزاده و آنچه بر سر او رفت ميتواند پاسخي باشد براي پرسشي كه در آغاز اين يادداشت آمد.كارشناس ارشد روابط بينالمللبازنشر:بنیاد توسعه صلح و مهربانی@sopskf



