روایت صلح از بستر زخم: مسئولیت روزنامهنگاری صلح در وانمایی زیستبوم جنگ در سردشت با رویکرد «همبود…
انتشار: 2026/07/01 18:33 UTC
روایت صلح از بستر زخم: مسئولیت روزنامهنگاری صلح در وانمایی زیستبوم جنگ در سردشت با رویکرد «همبودی» و کاربست هوش مصنوعیt.me/Sopskf/8387%D9%86%D9%88%DB%8C%D8%B3%… علی شاکرمنبع: فصلنامه علمی_پژوهشی مطالعات صلح انجمن علمی مطالعات صلح ایران، سال اول، شماره اولپ.ن:+شنبه هشتم آذر ۱۴۰۴، گفتگویی وبیناری با عنوان "چیستی، چرایی و چگونگی روایتگری صلح" با تٲکید بر روایت های حین و بعد از بمباران شیمیایی سردشت و در تبیین جشنواره روایت صلح سردشت، با تولیت بنیاد توسعه صلح و مهربانی و مشارکت انجمن علمی مطالعات صلح و شبکه فعالان فرهنگ صلح، مابین علی شاکر(نویسنده این مقاله و مدیر گروه رسانه و صلح ) و رئوف آذری (دبیر بنیاد توسعه صلح و مهربانی) صورت گرفت..++در بخشی از این مقاله راهبردمنظر آمده است:"گذار از "داستان جدایی" به "هم بودی" نقد "هستی شناختی خشونت" چارلز آیزنشتاین، نظریه پرداز فرهنگی، ریشه بحرانهای مدرن و جنگ های بی پایان را در پارادایمی می جوید که آن را "داستان جدایی"(١) می نامد. در این روایتِ مسلط که بر پایه فیزیک نیوتنی و زیست شناسی نئوداروینی بنا شده است؛ هر فرد یا ملت، یک "خویشتنِ مجزا "(٢) تعریف می شود که در جهانی بی تفاوت،برای بقا ناچار به رقابت و غلبه بر "دیگری" است(26 2013: ,Eisenstein). آیزنشتاین در کتاب "اقتصاد مقدس" استدلال می کند که این جدایی تنها یک ذهنیت نیست، بلکه در سیستمهای اقتصادی ما نهادینه شده است؛ سیستمی که بر پایه رقابت، کمبود مصنوعی و رشد بی پایان بنا شده و جنگ را به پیامد اجتناب ناپذیرِ تلاش برای بقا تبدیل می کند(12 2021: ,Eisenstein)بروندادِ طبیعیِ این تفکر، شکل گیری باوری است که الهیات شناس والتر وینک آن را "اسطوره خشونت نجاتبخش" می نامد؛ باوری که گمان می کند با نابودی منبعِ شر (آدم بدها)، جهان پاکسازی شده و به صلح می رسد. اما آیزنشتاین هشدار می دهد که این استراتژی محکوم به شکست است، زیرا "جنگ با شر"، در نهایت شما را به بخشی از همان شری تبدیل می کند که با آن می جنگید و همان منطق جدایی را بازتولید می کند(102 2013: ,Eisenstein). در مقابل، چارچوب نظری این پژوهش بر مفهوم "هم بودی" استوار است. این مفهوم که آیزنشتاین آن را به عنوان یک "اسطوره فرهنگی نوین" معرفی می کند، فراتر از وابستگی متقابل است و بر این اصل هستی شناسانه تأکید دارد که "هستیِ من بخشی از هستیِ توست" و هیچ "خودِ مستقلی"وجود ندارد(27 2013: ,Eisenstein). در پارادایم هم بودگی، اصل بنیادین این است: "آنچه من با دیگری انجام می دهم، در واقع با خود انجام داده ام". در روزنامه نگاری صلح مبتنی بر هم بودی، با پذیرش این واقعیت که ما موجودات مجزایی نیستیم، پرسش از "چه کسی مقصر است؟"که به دنبال حذف فرد است، به پرسش عمیق ترِ "چه شرایطی باعث شد تا یکانسان معمولی در چنین موقعیتی دست به جنایت بزند؟" تغییر می کند. آیزنشتاین معتقد است درک هم بودگی به معنای تبرئه جنایت نیست، بلکه درک این حقیقت تکان دهنده است که "اگر من در تمام شرایط زیستی و محیطیِ تو بودم، همان کاری را می کردم که تو کردی"(289 2013: ,Eisenstein). این تغییر نگاه، راه را برای گذار از "اقتصاد جدایی" به "اقتصاد اتحاد مجدد" و ترمیم زخم های سیستمی فاجعه ای چون سردشت هموار می سازد."👏🙏🌹 با سپاس ویژه از دکتر علی شاکر و دکتر حسام قاضی و مجموعه انجمن علمی مطالعات صلح برای ثبت و ضبط این مقاله ارزشمند برآمده از آن گفت و گوی راهبردیipsanjournal.ir/article_242789.html



