." زمزمۀ 3. گادامرِ فیلسوف، با وام گرفتن از والری، «زبان روزمره» را با «زبان شعر» قیاس می کند. به ن…
انتشار: 2026/06/19 20:00 UTC
." زمزمۀ 3. گادامرِ فیلسوف، با وام گرفتن از والری، «زبان روزمره» را با «زبان شعر» قیاس می کند. به نزد وی، زبان روزمره به چیزی فراتر از خود اشاره میکند و پشت چیزی پنهان می شود. شبیه به پول کاغذی است که واجد ارزشی که آنرا نمایندگی می کند، نیست. در مقابل، زبان شعر بسان سکه های طلاست؛ فلزهایی که واجد ارزش واقعی ای اندکه خود را می نمایانند. به روایت نویسندۀ «حقیقت و روش»، زبان در شعر در خودمختاریِ کامل خود را بروز می دهد، صرفا به خودش ارجاع می دهد و خود را در برابر ما قرار می دهد؛ بر خلاف زبان روزمره که زبانی بیانگر است و عموما به اموری ورای خود اشاره می کند و ارجاع می دهد. در زبان روزمره، ما بیشتر متوجه «پیام» هستیم، حال آنکه در زبان شعر، چنانکه جرالد برنز تاکید می کرد، جسمانیتِ واژگان محوریت دارند و به صورتی نمایان می درخشند؛ جسمانیتیِ که با فراتر رفتن از زبان روزمره و بکار بستن و ترکیب کردنِ بازیگوشانه و ذوق ورزانۀ واژگان، با در هم آمیختنِ «لفظ» و «معنا» در زبان، در کار آشنایی زدایی و غافلگیر و مبهوت کردن خواننده است و خلقِ یک اثر خلاقۀ هنریِ اصیل. مولوی که می سرود: « آمده ام که سر نهم عشق ترا به سر برم/ ور تو بگوییم که نی، نی شکنم شکر برم»؛ با جسمانیتِ واژۀ «نی» بازی می کرد؛ که « نیِ» اول به معنای « نه» است و «نی» دوم، از جنس «نِی» و نیشکر است که با شکستن و شکسته شدن، شیرینی اش بیرون می زند و کام را شکرین می کند. سهراب هم که با خود زمزمه می کرد: « و صدای صافِ باز و بسته شدنِ پنجرۀ تنهایی»، « و صدای پاک پوست انداختنِ مبهم عشق»، «و ترا ترسی شفاف فرا می گیرد»؛ با جسمانیتِ واژگان « تنهایی»، «عشق» و «ترس» درگیر بود و با آنها به نحو دل انگیزی بازی می کرد. فروغ هم که با خود زمزمه می کرد: « گوش کن/وزش ظلمت را می شنوی؟/ ...من به نومیدی خود معتادم»؛ دلمشغولِ جسمانیت واژگان « ظلمت» و « نومیدی» بود و با آنها بازی می کرد. بی حکمت نبود که شاملو با خود زمزمه می کرد: « باران را گو اکنون بازیگوشانه ببار!». گویی روح نواز بودنِ بازی کردنِ با جسمانیت واژگان را به تصویر می کشید؛ اکسیری که در شعر نابِ خلّاقانه موج می زند؛ «لمس حضور» و «هجوم خالی اطراف» را به سمت من و تو می وزاند، ما را به سبکی پر می رساند و «به خلوت ابعاد زندگی» پرتاب می کند."نقل از: "زمزمه های مخملین 2"نویسنده: سروش دباغ instagram.com/p/DZx6R8TKHU4/?igsh=MXA0anl…
