.زمزمه 4. " سالیانی که در انگلستان مشغول درس و مشق فلسفی و نوشتن پایان نامه بودم و ایام را سپری می…
انتشار: 2026/06/28 20:21 UTC
.زمزمه 4. " سالیانی که در انگلستان مشغول درس و مشق فلسفی و نوشتن پایان نامه بودم و ایام را سپری می کردم، بر این باور بودم که فلسفه ورزی و فلسفیدن رهگشاتر و کار آمدتر، عبارتست از سبک گفتاری و نوشتاری فیلسوفان سنت تحلیلی: واضح و متمایز سخن گفتن و مدعیات را صورتبندی کردن و ادله ای به نفع آنها اقامه کردن و به نتایج و لوازم منطفی مدعیات خود ملتزم بودن و تن دادن. در آن دوران، به نزد من میتوانستی مرز روشنی بین فلسفه و شعر ترسیم کنی و فرآورده های زبانی این دو دیسیپلین را از یکدیگر تفکیک کنی. در این راستا، سبک نگارش فلسفی اسپینوزا در " اخلاق"، ویتگنشتاین جوان در "رساله منطقی- فلسفی"، فرگه، راسل، دیوید راس.. و در میان معاصران جاناتان دنسی و رابرت آئودی را می پسندیدم و دلبسته آنها بودم. مقالات فلسفی اولیه ام ، به قدر وسع در این حال و هوا و سبک نوشته شد. در گذر زمان، زیست- جهانم فراختر شد و در پرتو دم زدن در فضای فیلسوفانی نظیر شوپنهاور، کیر کگور، هایدگر، یاسپرس، گادامر ...و به جان نشستن فلسفیدنی که با اگزیستانس من و تو گره خورده و از جنس "شبانی وجود" است و محصولاتش در زبانی بروز و ظهور می یابد که "خانه وجود است"، مرز روشن میان زبان فلسفه و زبان شعر رفته رفته برایم کم رنگ شد. در حال حاضر با این سخن نغز ویتگنشتاین متاخر در "فرهنگ و ارزش" همداستانم و آنرا به قدر وسع مزه مزه کرده ام: «به گمانم این خلاصه دیدگاه من در فلسفه باشد که : «به گمانم این خلاصه دیدگاه من در فلسفه باشد که : به واقع فلسفه را فقط باید سرایید». هر چند هنوز دلمشغول نسبت سنجی میان مدعیات و ادله و سازواری درونی هستم، در عین حال روشهای مختلف فلسفه ورزی را به رسمیت شناخته و از یکدیگر تشخیص داده ام. هم میتوان به شیوه فرگه و راسل و راس نوشت و فلسفید، هم میتوان به شکل خلوت خود بود و درباره امور اگزیستانسیلی چون مرگ، تنهایی، عشق، معنای زندگی... که با بود و باش انسانها بر روی کره خاکی گره خورده، اندیشید و فلسفید. هر دو روش، از جنس سرایش اند، سروده شده اند و طیفی از فلسفیدن را به تصویر می کشند. فلسفه ورزی با بازیگوشی ها و کنجکاوی های ذهنی، وجودی، روانی و زبانی ما موجودات دو پا سخت عجین گشته و سروده شده؛ بازیگوشی هایی که هم از جنس استدلال ورزی است، هم از سنخ مفهوم سازی و واکاوی قلعه هزارتوی زبان، هم از جنس نجواها و زمزمه های اگزیستانسیل. بازیگوشی هایی که در ژانرهای رنگارنگ گفتگوی سقراطی، مقاله آکادمیک نویسی، جستار نویسی، گزین نویسی اگزیستانسیل، .. سر بر آورده و جهان انسانی را آکنده است."نقل از: زمزمه های مخملین 2"نویسنده: سروش دباغ instagram.com/p/DaI4l3PRbic/?igsh=MXY3cnF…
