.«سرها در گریبان استنگه جز پیش پا را دید، نتواند،که ره تاریک و لغزان است که سرما سخت سوزان استنفس،…
انتشار: 2026/07/23 20:31 UTCدریافت: 2026/08/06 01:22 UTCآخرین مشاهده: 2026/08/06 01:22 UTC
.«سرها در گریبان استنگه جز پیش پا را دید، نتواند،که ره تاریک و لغزان است که سرما سخت سوزان استنفس، کز گرمگاه سینه می آید برون، ابری شود تاریکچو دیوار ایستد در پیش چشمانت» وضعیت غریب و مه آلودی است در آستانۀ مردادماه سوزان تابستان، خصوصا برای هم میهنان عزیزمان در جنوب کشور. متاسفانه، جنگ سومِ ایران و آمریکا وارد روز سیزدهم خود شده؛ زیرساختهای نظامی و اقتصادی متعددی آسیب جدی دیده اند؛ خط و نشان کشیدنِ و تهدید کردنِ مقامات رسمی طرفین افزایش یافته و احتمال شدت یافتن جنگ خانمانسوز کم نیست؛ بحث و گمانه زنی دربارۀ جنگ زمینی و چند و چون آن نیز در رسانه ها پررنگ شده. بدان بیفزاییم وضعیت معیشتی وخیم میلیونها هموطنی که زیر خط فقر اند و با تامین هزینه های یک زندگی حداقلی سخت دست و پنجه نرم می کنند و کمرشان زیر بار فشار هزینه های روزانه خم شده. همچنین است شنیدنِ مکرر اخبار تلخ و تکان دهندۀ اعدام شماری از دستگیر شدگان جوانِ اعتراضات دیماه که در میانۀ جنگ جاری، غمی بر انبوه غمهایمان افزوده... در این هنگامۀ تیره و غبارآلود که ره تاریک و لغزان است، گاهی اوقات تصور می کنم به سبب انباشت اخبار نگران کننده و هیجانات منفی که بام تا شام می شنویم و در معرض آن هستیم؛ طاقتمان طاق شده و دچار «بی حسی هیجانی» شده، عمق و ابعاد آنچه در پیرامون مان می گذرد، چنانکه باید حس نمی کنیم... اکنون که این سطور را می نویسم، سخت دلواپسِ سرزمین مادری مان هستم؛ دلنگران ایران و مردمانی که روزگار سخت و مشحون از هول و ولا و خوف و رجایی را تجربه می کنند و از وضعیتّ فردای خود بی خبرند. افسوس که از دست منی که فرسنگ ها از آن مرز و بوم دورم ، در این شرایط جز نیایش کردن و امنیت، ثبات و خیرِ مُلک و ملت را به دعا از جانِ جهان خواستن، کاری بر نمی آید: « تو اگر در تپش باغ خدا را دیدی، همت کن و بگو ماهی ها حوضشان بی آب است». instagram.com/reel/DbJhEdvqoQd/?igsh=anF4…
