.1️⃣ به نظر میرسد محور سوره قریش آیه ۳ است که میفرماید «پس باید صاحب [پروردگار] این خانه را بپرست…
انتشار: 2026/08/07 11:12 UTCدریافت: 2026/08/19 02:15 UTCآخرین مشاهده: 2026/08/19 02:15 UTC
.1️⃣ به نظر میرسد محور سوره قریش آیه ۳ است که میفرماید «پس باید صاحب [پروردگار] این خانه را بپرستند» و از دو سو این ضرورت پرستش، با اشاره به دوگونه نعمتی که خداوند بر قریش ارزانی داشته، تبیین شده است، یکی از سوی الفتی که خداوند برای آنها ایجاد کرده که با این الفت کاروانهای مسافرتی در تابستان و زمستان راه میانداختند، و دوم به خاطر اینکه خداوند اوضاع آنان را چنان قرار داد که در آن منطقه لمیزرع غذایشان را تأمین کرده و در آن منطقه در میان بادیهنشینانی که شغل اصلیشان راهزنی بوده، امنیت آنان را برقرار فرموده است.نکته قابل توجه این است که این محور، یعنی ضرورت #عبودیت خداوند، که در واقع محور کل معارف قرآنی است، کاملا در فضای مولفههای یک زندگی متداول #عرفی قرار دارد، نه به عنوان مسیری متفاوت.نکته تخصصی دینشناسی: ضرورت #عرفیگرایی برای رهایی از #سکولاریسم!از نکاتی که چهبسا این سوره به چالش میکشد، ذهنیتی درباره جایگاه دین در زندگی است که در ذهن بسیاری از افراد (اعم از متدینان و بیدینان) رسوخ کرده است؛ که آن ذهنیت این است که دینداری امری مستقل از #زندگی_عرفی و در تقابل با آن است؛ و انسان یا باید مسیر زندگی عرفی را در پیش گیرد یا مسیر دینداری را❗️این ذهنیت ناروا بقدری در جامعه ما رسوخ کرده که کلمه #سکولاریسم - که شالوده و محور آن جلوگیری از دخالت دین در امور دنیوی است- را به #عرفیگرایی ترجمه میکنند؛ گویی روی آوردن به سمت و سویی که عرف انسانها در پیش میگیرند، لازمهاش کنار گذاشتن دین است❗️این در حالی است که پدیده #عرف و آنچه متعارف در زندگی است بقدری در ادبیات قرآنی موضوعیت دارد که از واجبات دینی به #معروف تعبیر میشود و اساسا برای مهمترین راهکار توسعه رویه دینداری در زندگی از تعبیر #امر_به_معروف استفاده میشود؛ و اتفاقا از آنچه در مقابل رویههای مورد قبول دین است با #منکر (یعنی چیزی که مورد انکار عرف جامعه قرار میگیرد)یاد شده است؛ و کسانی که در عرصه فقه اسلامی کار کردهاند نیز میدانند که #عرف یکی از مهمترین منابع معتبر ذیل مدخل «عقل» است که بهویژه در تشخیص موضوعات احکام دین، حرف اول را میزند.💢این سوره نیز عملا همین را گوشزد میکند: اگر قرار است مسیر عبودیت خداوند در جامعهای در پیش گرفته شود، فلسفه این عبودیت را در اموری معرفی میکند که کاملا در زندگی عرفی و متعارف آن مردمان برایشان محسوس است:🌴اولا خداوندی را که باید بپرستند با «رب هذا البیت» (نه حتی «رب البیت») مورد توجه قرار میدهد؛ یعنی با کاری که خداوند به طور کاملا محسوس و ملموس در حق مردم آن جامعه انجام داده و جلوی چشمشان بوده، ا را معرفی میکند؛🌴ثانیا مساله را از الفت و همبستگی و پیوندی که خداوند برای زندگی عادی و عرفی آن مردم برقررا ساخته شروع میکند، که بارزترین نمود هر زندگیای در وضعیت اقتصادیای است که در آن جامعه رایج است و در آن جامعه سفرهای تجاریشان مد نظر بوده، و بقدری مساله را ملموس میکند که حتی به اینکه آنها دو سفر تجاری تابستانی و زمستانی داشتهاند نیز اشاره میکند؛🌴ثالثا به مساله خوراک، که هم یکی از نیازهای بنیادین هر موجود زندهای است و شاید مهمترین دغدغه انسانها در گذران زندگی باشد، اشاره میکند. خصوصا اگر توجه کنیم که مهمترین مسیر تأمین غذا از مسیر کشاورزی میگذرد و این برای مردم مکه که در منطقهای زندگی میکردند که زمینش لمیزرع است امکانپذیر نبوده است؛ ولی غذایشان همواره تأمین شده است.و🌴رابعا به مسأله امنیت اشاره میکند، که شاید بنیادیترین نیاز هر جامعهای برای بقا باشد؛ که باز برای مردم دیاری که پیرامون آنها بادیهنشنانی زندگی میکردهاند که مهترین شغلشان راهزنی بوده است اهمیت مضاعفی پیدا میکند.📝تاملی با خویشآیا واقعا ما دینداری را این اندازه در مسیر زندگی عرفی و متعارف انسانها تعقیب میکنیم یا هواره انتظار داریم که دینداری مسیری غیر از مسیر زندگی متعارف داشته باشد تا حدی که غالبا با کلماتی مثل #متعالی را که اقتضای زندگی دینی است در مقابل #عرفی قرار میدهیم؟!@yekAaye#قریش