.3️⃣ «فَاتَّقُوا اللَّهَ وَأَطِيعُونِ»این آیه با حرف «ف» بر مفاد آیه قبل مترتب گردید، در تدبر ۱ مطر…
انتشار: 2026/08/07 11:14 UTCدریافت: 2026/08/19 02:15 UTCآخرین مشاهده: 2026/08/19 02:15 UTC
.3️⃣ «فَاتَّقُوا اللَّهَ وَأَطِيعُونِ»این آیه با حرف «ف» بر مفاد آیه قبل مترتب گردید، در تدبر ۱ مطرح شد که چرا با اینکه در تمام این پنج مورد، در دو آیه قبل، آن پیامبر تعبیر «أَ لا تَتَّقُونَ: آیا تقوا پیشه نمیکنید؟» (آیات ۱۰۶ و ۱۲۴ و ۱۴۰ و ۱۶۱ و ۱۷۷) را آورده بود دوباره در اینجا بر «اتَّقُوا اللَّهَ» تأکید کرد، و اکنون اضافه میکنیم یعنی چرا بعد از اینکه تذکر میدهد که من پیام و رسالتی را خداوند به من داده به نحوی امانتدارانه به شما میرسانم: «إِنِّي لَكُمْ رَسُولٌ أَمينٌ» (آیات ۱۰۷ و ۱۲۵ و ۱۴۱ و ۱۶۲ و ۱۷۸)، به همین که از این پیام پیروی کنید بسنده نکرد و از مخاطبان اطاعت از خویش را هم طلب کرد؟🌴الف. این نشان میدهد که پیامبران صرفا یک واسطه محض برای انتقال پیام نیستند که فقط پیامی را به مخاطب برسانند و کاری به کار واکنش مردم در قبال این پیام نداشته باشند؛ بلکه اقتضای همان رسالت این است که از مردم بخواهند که اولا تقوای الهی در پیش گیرند، یعنی وقتی پیام را شنیدند به اقتضای آن عمل کنند، و ثانیا اینکه از خود آنها اطاعت کنند.📝نکته تخصصی #انسانشناسی: جایگاه #تقوا و #اطاعت از دیگران در زندگیخداوند به انسان اختیار داده است و اقتضای اختیار این است که انسان دائما در مقابل دوراهیها [یا چندراهیها] قرار بگیرد که خودش باید دست به انتخاب بزند. خود کلمه «اختیار» از ماده «خیر» است، یعنی قبول خیر، یعنی اساسا این پدیده عظیمی که در انسان قرار داده شده که در مقابل دوراهیها بنایش بر این است که آنچه بهتر میبیند انتخاب کند؛ یعنی حتی بدکارترین انسان هم در حین انجام کارش نزد خود توجیهی دارد که انجام آن کار را برای خود بهتر از ترک آن کار میبیند. 🔹این انتخاب زمانی درست انجام میشود که 🔺در درجه اول، شخص خود حقیقیاش را جدی بگیرد و مراقب خویش باشد (اصل تقوا که در دو آیه قبلتر مورد تأکید قرار گرفت)، و کسی که حقیقتش خویش و جایگاه خود در عالم را جدی بگیرد نیاز به اینکه خداوند مهربان هدایت ویژهای برای وی بفرستد را درک خواهد کرد (که در تدبر ۱ توضیح داده شد)، 🔺آنگاه بلافاصله متوجه میشود نیازمند دو چیز است: اول معیاری برای تشخیص اینکه واقعا چه غایتی برای او بهتر است؛ ودوم در پیش گرفتن مسیری که وی را بدان غایت برساند. 🔹در همه این ۵ مورد دقیقا با توجه دادن به این مساله مواجهیم:ظاهرا مهمترین رسالت پیامبران این است که انسان را متوجه گزینه درست در این دو بکنند:▪️اول اینکه غایت ما خداوند است که کمال مطلق و صاحب همه خوبیهاست، و مواظب باشیم هیچ چیز دیگری را غایت و معبود خویش نگیریم، ▫️خواه آن چیز دلخواههای سطحی ما باشد - که در این صورت آگاهانه به گمراهی میافتیم: « أَ فَرَأَيْتَ مَنِ اتَّخَذَ إِلهَهُ هَواهُ وَ أَضَلَّهُ اللَّهُ عَلى عِلْمٍ» (جاثیه/۲۳) و حتی پیامبرش هم نمیتواند برای ما کاری بکند: «أَ رَأَيْتَ مَنِ اتَّخَذَ إِلهَهُ هَواهُ أَ فَأَنْتَ تَكُونُ عَلَيْهِ وَكيلاً» (فرقان/۴۳) – ▫️خواه ابلیس که دشمن قسمخورده ماست و با تمام توان در مقام فریب ما برمیآید، و ▫️خواه انواعی از طاغوتها که هریک سرکشیای را از ما در برابر خداوند طلب میکنند و باید دائما از آنها کنارهگیری کرد تا غایت بودن خداوند جدی شود: «وَ لَقَدْ بَعَثْنا في كُلِّ أُمَّةٍ رَسُولاً أَنِ اعْبُدُوا اللَّهَ وَ اجْتَنِبُوا الطَّاغُوت» (نحل/۳۶). یعنی کسی که معبود خود را الله قرار میدهد باید خود را در قبال الله نگه دارد که این همان معنای تقوی الله است؛ وگرنه غیر خدا را معبود خویش قرار داده است هرچند در ظاهر خود را خداپرست بداند.@yekAaye👇ادامه مطلب👇