ادامه تدبر ۳ (درباره جایگاه #تقوا و #اطاعت از دیگران در زندگی)▪️دوم اینکه راهی که برای رسیدن به این…
انتشار: 2026/08/07 11:14 UTCدریافت: 2026/08/19 02:15 UTCآخرین مشاهده: 2026/08/19 02:15 UTC
ادامه تدبر ۳ (درباره جایگاه #تقوا و #اطاعت از دیگران در زندگی)▪️دوم اینکه راهی که برای رسیدن به این غایت بپیماییم اطاعت کردن از همین کسانی است که رسالت خدا را برای ما آوردهاند. این تعبیر «وَ أَطِيعُونِ» که ترجیعبند سخن تمام پیامبران در این سوره است خط بطلانی است بر دیدگاه کسانی که امروزه خود را «قرآنیون» میخوانند و عملا پیرو کسی هستند که شعار «حسبنا کتاب الله» سرمیداد.مساله این است که پیامهایی که خداوند توسط پیامبران میفرستد حاوی کلیات و اصول هدایت است، اما کاربست آنها در زندگی ریزهکاریهای فراوانی دارد که استخراج آنها از این اصول و کلیات کار هرکس نیست و از این رو خداوند در جایی مومنان را مواخذه کرد که چرا وقتی مساله حادی پیش آمد بر اساس تحلیلهای شخصی خود پیش رفتند و شنیدههای خود را پخش کردند و چرا سراغ پیامبر و اولیالامری نرفتند که توان استنباط درست دارند: «وَ إِذا جاءَهُمْ أَمْرٌ مِنَ الْأَمْنِ أَوِ الْخَوْفِ أَذاعُوا بِهِ وَ لَوْ رَدُّوهُ إِلَى الرَّسُولِ وَ إِلى أُولِي الْأَمْرِ مِنْهُمْ لَعَلِمَهُ الَّذينَ يَسْتَنْبِطُونَهُ مِنْهُمْ وَ لَوْ لا فَضْلُ اللَّهِ عَلَيْكُمْ وَ رَحْمَتُهُ لاَتَّبَعْتُمُ الشَّيْطانَ إِلاَّ قَليلا: و چون مطلبی [حاكى] از ايمنى يا وحشت به آنان برسد، انتشارش دهند و اگر آن را به پيامبر و اولى الامری که در میانشان است ارجاع می دادند، قطعاً از ميان آنان كسانى كه اهل استنباطاند به حقيقت آن پى مىبردند [= راه چاره مىيافتند]، و اگر فضل خدا و رحمتِ او بر شما نبود، مسلّماً جز [شمارِ] اندكى، از شيطان پيروى مىكرديد» (نساء/۸۳). و اساسا خداوند هیچ رسولی را نفرستاده مگر اینکه اطاعت از خود شخص وی را لازم کرده است: «وَ ما أَرْسَلْنا مِنْ رَسُولٍ إِلاَّ لِيُطاعَ بِإِذْنِ اللَّهِ» (نساء/۶۴)، و اطاعت از رسول خویش را عین اطاعت از خویش دانسته است: «مَنْ يُطِعِ الرَّسُولَ فَقَدْ أَطاعَ اللَّهَ» (نساء/۸۰)▪️جدی گرفتن یک شخصی که انسان مومن در مقام عمل از او پیروی کند بقدری مهم است که وقتی حضرت امیر ع عبدالله بن عباس را برای بحث کردن با خوارج میفرستد به او توصیه میکند که صرفا بر اساس قرآن با آنها بحث نکن زیرا قرآن ظرفیتهای معنایی متکثری دارد که میتوانند از آن سوءاستفاده کنند، تو یک چیز میگویی و آنها چیز دیگر؛ بلکه بر اساس سنت و سیره پیامبر ص با آنها بحث کن که راه گریزی برایشان نخواهد ماند: « لَا تُخَاصِمْهُمْ بِالْقُرْآنِ فَإِنَّ الْقُرْآنَ حَمَّالٌ ذُو وُجُوهٍ تَقُولُ وَ يَقُولُونَ؛ وَ لَكِنْ حَاجِجْهُمْ بِالسُّنَّةِ فَإِنَّهُمْ لَنْ يَجِدُوا عَنْهَا مَحِيصا» (نهج البلاغة، نامه77).💢اینجاست که وجود یک حجت الهی که از طرف خداوند صریحا (با معجزه یا تأیید صریح توسط پیامبر) تأیید شده باشد برای دینورزی صحیح یک ضرورت است؛ و هرکس در این افق نباشد تنها در حدی که توسط حجت خداوند مورد تأیید باشد قابلیت پیروی دارد چنانکه قبلا این حدیث امام صادق ع خطاب به ابوحمزه ثمالی را نقل کردیم که فرمودند: پیروی از غیر حجت خدا را در عرض ریاستطلبی برشمردند و فرمودند «مبادا غیر از حجت خدا را پیش روی خود برافراشته بداری و وی را در هر آنچه که میگوید تصدیق کنی.» (الكافي، ج۲، ص۲۹۸) (برای متن کامل حدیث ر.ک:جلسه ۱۰۶۸، حدیث۱۶ yekaye.ir/al-hujurat-49-03/)@yekAaye#شعراء_۱۲۶