.1️⃣ «وَ ما أَسْئَلُكُمْ عَلَيْهِ مِنْ أَجْرٍ إِنْ أَجْرِيَ إِلاَّ عَلى رَبِّ الْعالَمينَ»در تمام…
انتشار: 2026/08/07 11:14 UTCدریافت: 2026/08/19 02:15 UTCآخرین مشاهده: 2026/08/19 02:15 UTC
.1️⃣ «وَ ما أَسْئَلُكُمْ عَلَيْهِ مِنْ أَجْرٍ إِنْ أَجْرِيَ إِلاَّ عَلى رَبِّ الْعالَمينَ»در تمام این پنج مورد در سوره شعراء، بعد از اینکه پیامبران گفتند که «تقوای الهی پیشه کنید و اطاعتم کنید» تاکید کردند که من بابت این رسالتی که برای شما انجام دادم هیچ اجرت و مزدی نمیخواهم و مزدم تنها بر عهده پروردگار است.چنانکه عموم مفسران توضیح دادهاند مقصود از این جمله آن است که در این دعوت و تبلیغی که انجام میدهند هیچ طمع دنیوی ندارند تا از این طریق معلوم شود که این اقدام آنان صرفا از سر خیرخواهی بوده است، و از این روست که سزاوار است اطاعت شوند، چنانکه در اولین باری که این عبارت از پیامبری نقل شد بلافاصله بعدش دوباره همان جمله «فَاتَّقُوا اللَّهَ وَ أَطِيعُونِ» را تکرار کرد📚الميزان، ج15، ص296به تعبیر خلاصه، رهبر دينى نبايد در موضع تهمت دنياپرستى باشد.📚تفسير نور، ج8، ص341📝نکته تخصصی #سیاسی: آیا #کسب_قدرت، مزد نیست؟چنانکه بیان شد در این سوره دست کم ۵ بار ۵ پیامبر گفتهاند «از من اطاعت کنید» و بلافاصله گفتهاند که ما پاداشی از شما نمیخواهیم.آیا خود اطاعت دیگران را طلب کردن و خود را در موقعیتی قرار دادن که دیگران ملزم به اطاعت از وی شوند، پاداش نیست؟ میدانیم که پیوند ثروت و قدرت چنان است که بسیاری از ثروتمندان هزینههای گزافی میکنند تا در موقعیت قدرت قرار گیرند و از آنان اطاعت شود؛ که شاید ملموسترین نمونه امروزی آن شخص ترامپ (رئیس جمهور کنونی آمریکا) باشد. چگونه می توان از سویی از دیگران خواست که از انسان اطاعت کنند و در عین حال در این ادعا صادق بود که من هیچ پاداشی از شما نمیخواهم؟🔹پاسخبه نظر میرسد حل مساله به تفاوت بنیادین حکومت دینی اصیل* با سایر حکومتها برگردد.در همه حکومتها کسب و حفظ قدرت، موضوعیت دارد و افراد برای حفظ قدرت خویش (به معنای جایگاهی که بر دیگران اعمال قدرت میکند) هرکاری حاضرند انجام دهند.اما در حکومت دینی، رشد مردم تحت حاکمیت، موضوعیت دارد و قدرت مادامی مطلوب است که در مسیر رشد انسانها باشد.اقتضای رشد هم این است که در عین حال که مسیر تعالی ترسیم میشود خود مردم آن مسیر را برگزینند، نه اینکه بدان مجبور شوند. یکی از لوازم و بلکه عوارض چنین درکی از حکومت، چیزی است که به تعبیر رهبر شهید انقلاب، فرد صاحب قدرت را در موقعیت #مقتدر_مظلوم قرار میدهد.صرف نظر از موقعیت استقرار کامل حکومت مهدوی که بحثهای خود را دارد، شاید یک ضابطه مهم برای تشخیص حکومتهای دینی اصیل از مدعیان دروغین این است که صاحبان قدرت چه اندازه - به خاطر اینکه رشد مردم برایشان موضوعیت دارد - مظلوم واقع میشوند؛ اجازه دادنی که نیازمند بها دادن به درخواست و انتخاب مردم – ولو انتخاب غلط- است، وگاه ضربات جبرانناپذیری بر حکومت وارد میسازد.اوج این مساله را در حضرت امیر ع و این جمله ایشان میتوان دید که وقتی حکمیت بر ایشان تحمیل شد، با اینکه آن را کاملا نادرست میدانستند بدان تن دادند و فرمودند:«لَقَدْ كُنْتُ أَمْسِ أَمِيراً فَأَصْبَحْتُ الْيَوْمَ مَأْمُوراً وَ كُنْتُ أَمْسِ نَاهِياً فَأَصْبَحْتُ الْيَوْمَ مَنْهِيّاً وَ قَدْ أَحْبَبْتُمُ الْبَقَاء وَ لَيْسَ لِي أَنْ أَحْمِلَكُمْ عَلَى مَا تَكْرَهُون: دیروز امیر شما بودم و امروز تحت امر شما شدهام؛و دیروز نهیکننده شما بودم و امروز شما مرا امر و نهی میکنید، شما باقی ماندن [در دنیا] را دوست دارید و من قرار نیست شما را بر آنچه خوش نمیدارید مجبور سازم (نهج البلاغة، خطبه ۲۰۸).این همان است که حضرت زهرا س در بستر بیماری، بعد از گلایههای فراوانی که از نامردی مردمان زمانشان کردند که چرا امام علی ع را تنها گذاشتند در پایان خطبه، این سخن نهایی حضرت نوح را تکرار کردند که:«أَ نُلْزِمُكُمُوها وَ أَنْتُمْ لَها كارِهُون: آیا ما شما را به آن کار الزام میکنیم در حالی که آن را خوش ندارید؟!» (هود/۲۸) (بلاغات النساء، ص33).@yekAaye👇ادامه مطلب👇