ادامه تدبر ۱ (آیا #کسب_قدرت، مزد نیست؟)در واقع مشی تمام کسانی که رسالت الهی را عهدهدار بودند، از ح…
انتشار: 2026/08/07 11:14 UTCدریافت: 2026/08/19 02:15 UTCآخرین مشاهده: 2026/08/19 02:15 UTC
ادامه تدبر ۱ (آیا #کسب_قدرت، مزد نیست؟)در واقع مشی تمام کسانی که رسالت الهی را عهدهدار بودند، از حضرت نوح به عنوان اولین پیامبر اولوالعزم، تا امامان اهل بیت ع معصوم این بود که در عین حال که شما را به اطاعت از خویش میخوانیم اما شما را به این کار مجبور نمیکنیم اگر خودتان خوش نداشته باشید؛و این یک شاخص مهم برای تشخیص حکومت دینی اصیل است، که حکمرانان بقدری با زیردستان خود مدارا میکنند که نهایتا در اغلب موقعیتها با اینکه ظاهرا در راس قدرتاند اما مظلومترین فرد جامعه خویش میشوند و اینجاست که پدیده #مقتدر_مظلوم در حکومتهای دینی اصیل شکل میگیرد.در واقع، توجه به رضایت و درخواست مردم چنان جایگاه محوریای در یک حکومت واقعا دینی دارد که حضرت امیر ع در نامه معروفشان به مالک اشتر بر این تصریح میکنند و مولفه رضایت عمومی را در کنار دو مولفه «در میانه حق بودن» و «عمومیت در عدالت» به عنوان مهمترین عوامل تصمیمگیری حاکم برمیشمرند: «وَ لْيَكُنْ أَحَبَّ الْأُمُورِ إِلَيْكَ أَوْسَطُهَا فِي الْحَقِّ وَ أَعَمُّهَا فِي الْعَدْلِ وَ أَجْمَعُهَا لِرِضَى الرَّعِيَّةِ فَإِنَّ سُخْطَ الْعَامَّةِ يُجْحِفُ بِرِضَى الْخَاصَّةِ وَ إِنَّ سُخْطَ الْخَاصَّةِ يُغْتَفَرُ مَعَ رِضَى الْعَامَّة: و باید محبوبترین کارها نزد تو میانهترین آنها در حق، فراگیرترینشان در عدالت و جامعترینشان برای رضایت عمومی باشد؛ زیرا خشمِ عامه، رضایتِ خواص [= نورچشمیها] را هم از بین میبرد، ولی خشمِ خواص با رضایتِ عامه بخشوده میشود.» (نهج البلاغه، نامه۵۳)با این مقدمه معلوم میشود که چرا این طلب اطاعت، مزد و پاداشی برای صاحبان رسالت الهی نیست: زیرا دعوت آنان به اینکه از من اطاعت کنید به هیچ عنوان «قدرت» مورد نظر دنیامداران – که یک امتیاز بر دیگران است- را برای آنها ارمغان نمیآورد و کسانی که قدرت دینی را برای اعمال نظرات خود (ولو نظراتشان را مستند به دین کنند) استفاده میکنند، در مسیر حاکمیت اصلی دینی قدم برنمیدارند. ✳️*پینوشت: کلمه اصیل را از این جهت افزودیم که چون دین ظرفیت فراوانی برای کسب قدرت در اختیار افراد قرار میدهد بسیاری از حاکمان در جهان ادعای دینی بودن دارند و از قدرت دین برای رسیدن به جایگاه خود استفاده میکنند و حتی گاه اسم حکومت دینی بر حکومت خویش میگذارند در حالی که حقیقتا دین را فقط ابزاری برای کسب قدرت قرار دادهاند که نمونه بارز آن معاویه است.مهمترین ضابطه واقعا دینی بودن حکومت آن است که به قواعد دینی علیه خود ملتزم باشد، که در متن توضیح داده شد.@yekAaye#شعراء_۱۲۷