.3️⃣«قالَ لِمَنْ حَوْلَهُ أَ لا تَسْتَمِعُون»گاهی یک سخن کارکردی دارد دقیقا نقیض مفادی که در آن گن…
انتشار: 2026/08/07 11:23 UTCدریافت: 2026/08/19 02:15 UTCآخرین مشاهده: 2026/08/19 02:15 UTC
.3️⃣«قالَ لِمَنْ حَوْلَهُ أَ لا تَسْتَمِعُون»گاهی یک سخن کارکردی دارد دقیقا نقیض مفادی که در آن گنجانده شده است:فرعون برای اینکه کسی سخن حضرت موسی ع را نشنود و بدان گوش ندهند که مقصود وی را درست متوجه شوند، گفت: آیا نمیشنوید؟ با دعوت افراد به شنیدن، میخواهند جلوی شنیده و فهمیده شدن سخن حق را بگیرد!شاید این از قویترین نمونههای «كلمة حقّ يراد بها الباطل» باشد.📝تحلیل اجتماعی:نکتهای در #سواد_رسانهایاز ترفندهای سانسور در دنیای غلبه رسانههای جمعی این است که برای جلوگیری از شنیده شدن و اثرگذاری یک سخن، بقدری پیرامون آن اطلاعات ریخته و درباره آن، حرفهای کماهمیت زده شود که اصل مساله گم ویا لوث شود؛ و دست کم کسی درباره مفاد صحیح و عمیق آن تأمل نکند.@yekAaye#شعراء_۲۵
تاریخچه بازدید مشاهدهشده
حدود 0 بازدید تازه در ساعت در این نمونهپستهای تلگرام — حسین سوزنچی
نسبت #اراده انسان با #علیت و #علم_ازلی الهی:تبیینی نو از مسئله #اختیاربسم الله الرحمن الرحیمراهحل رایج در فلسفه اسلامی برای مسئله اختیار از جنس راهحلهایی است که میخواهند در عین قبول عمومیت ضرورت علّی و علم ازلی الهی، محملی برای اراده پیدا کنند. اما در این راهحل، #نظام_احسن به #تنها_نظام_ممکن فروکاسته و گویی بین #علم و #حکمت خداوند خلط و دست قدرت خداوند بسته میشود. به علاوه، در این مدل، تبیین اراده در آدمی تفاوتی جدی با تبیین اراده در حیوانات ندارد. در مقاله حاضر با روش تحلیل فلسفی و با مبنا قرار دادن نظریه #اوسعیت_واقع_از_وجود (قبول واقعیت برای جهانهای ممکن)، و باز کردن محملی برای قبول ترجیحِ مبتنی بر #اولویت به جای #ضرورت ، طرح متفاوتی از #نظام_احسن ارائه شده است که ضمن جدی گرفتن تفاوت بنیادین بین انسان و سایر موجودات، اختیار انسان به گونهای تبیین شود که در عین قبول قاعدۀ «الشیء ما لم یجب لم یوجد» در درون هر یک از #جهانهای_ممکن ، و نفی شمول آن بر اراده کردنهای خاص انسان، بتوان از وجود گزینههای مختلف پیش روی انسان، و امکان دست به انتخاب زدن میان آنها دفاع کرد. این تبیین جدید از مسئله اختیار، علاوه بر اینکه از اشکالات راهحلهای سابق مصون است، توان حل برخی معضلات مانند مسئله بداء را نیز دارد.تذکراصل این مقاله در قالب علمی-پژوهشی در پژوهشنامه فلسفه دین (نامه حکمت) (دوره 24، شماره 1 – شماره پیاپی 47 – خرداد 1405 – صفحه 109-125) منتشر شده است، که کسانی که میخواهند فایل آن را دریافت کنند به سایت مذکور مراجعه کنند:prrj.isu.ac.ir/article_78176.html%D8%A7%D… آنجا که نشریات علمی-پژوهشی به لحاظ حجم مقاله محدودیتهایی دارند ناچار برخی از مطالبی که در مقاله اصلی به صورت متن یا پاورقی نوشته شده بود، حذف شد. متن اولیه قبل از ارسال برای نشریه را در سایت خود بارگذاری کرده ام که مشتمل است بر تمامی آن حذفیات:souzanchi.ir/the-relation-of-human-will-t… به ذکر است که قبلاً مقاله ای در مقام حل مسئله اختیار نوشته بودم بر مبنای فلسفه صدرایی با عنوان «دوراهی های من، درآمدی به مسأله جبر و اختیار»souzanchi.ir/determinism-and-free-will/%D… مقاله حاضر به یک معنا فرارفتن از این موضع است و پاسخ به چالشی که در مقاله مذکور واقعا پاسخ نیافته بود.@souzanchi
.8️⃣ «فَفَرَرْتُ مِنْكُمْ لَمَّا خِفْتُكُمْ فَوَهَبَ لي رَبِّي حُكْماً وَ جَعَلَني مِنَ الْمُرْسَلينَ»میشود انسان کاری مرتکب شود که از نظر صاحبان قدرت، که در جامعه صدایشان بیش از همه شنیده میشود، ناروا باشد، تا حدی که قصد کشتن او را بکنند، و فضای اجتماعی را بقدری بر او ناامن کنند که او از اینها بترسد تا حدی که فرار کند، با این حال خداوند به چنین کسی، و نه به افرادی که نزد قدرتهای حاکم سابقه خوب و مقبولیتی دارند، حکم دهد و او را برای رسالت خویش برگزیند.📝ثمره #اخلاقی_اجتماعیاقبال و ادبار تریبونها و رسانههای اجتماعی، که علیالقاعده تحت تأثیر قدرتهای حاکم نظر میدهند، مبنای اراده و عنایت خداوند به اشخاص، ویا بیاعتنایی خداوند به آنها نیست!@yekAaye#شعراء_۲۱
.2️⃣ «فَرَرْتُ مِنْكُمْ لَمَّا خِفْتُكُمْ»حضرت موسی ع که قرآن او را یکی از پیامبران اولوالعزم معرفی میکند صریحا هم اذعان میکند که از شما ترسیدم و هم اذعان می کند که از شما فرار کردم. پس:نه ترسیدن در موقعیتهای خطرناک لزوما بد استو نه حتی به اقتضاءات این ترس تن دادن و فرار کردن از دست اعداء الله.📝نکته تخصصی #دینشناسی (۳): پیچیدگی جدی گرفتن واقعیات ناگوار اجتماعی در مقام انجام وظیفهذیل آیه ۱۲ با عنوان «جدی گرفتن واقعیات ناگوار اجتماعی در مقام انجام وظیفه» توضیحاتی گذشت:جلسه ۱۲۲۶ تدبر ۱ yekaye.ir/ash-shuara-026-012/%D9%88 ذیل آیه ۱۴ با توجه به احادیثی که همانجا ارائه شد، با عنوان میزان جدی گرفتن این نکته بیان شد که برخی ممکن است در مراتب بالا به این خوف تن ندهند:جلسه ۱۲۲۸ تدبر۴yekaye.ir/ash-shuara-026-014/%D8%A7%DA%A9… اگر به احادیثی که ذیل آیه حاضر ارائه شد دقت شود هم امیرالمومنین ع (احادیث ۱ و ۲) و هم امام زمان ع (احادیث ۳ و ۴) در این خوف با حضرت موسی ع مشترکند و آنها هم به اقتضاءات این خوف (که خوفی برای حفظ جان بود) پایبند ماندند؛ و این نشان میدهد که مراتبی از خوف هست که حتی اهل بیت ع هم به اقتضاءات آن ملتزم میمانند.شاید وجه ممیزه برداشت زیدیه از مقاومت در راه حق، با برداشت اهل بیت ع از این امر، که موجب میشد زیدیه امامان بعد از امام حسین ع را بخاطر سکوت و عدم قیام مذمت کنند به عدم درک همین مرتبه از خوف برگردد؛ امامان زیدیه هم جانشان را فدا کردند اما آنچه امتداد و ماندگاری حقیقت اسلام ناب در صفحات تاریخ را رقم زد امامان معصوم ع بودند نه امامان زیدی؛ و شاهدش همین بس که حتی در ساحت فقه هم زیدیه عمدتا پیرو مکاتب اهل سنت هستند و به عنوان فقه اهل سنت شناخته میشوند، نه در فقه جعفری. و شاید همین یکی از نکاتی بوده است که اهل بیت بارها و بارها فرمودند که قبول امر ما بسیار سخت و دشوار است:«إِنَّ أَمْرَنَا صَعْبٌ مُسْتَصْعَبٌ لَا يَحْتَمِلُهُ إِلَّا مَلَكٌ مُقَرَّبٌ أَوْ نَبِيٌّ مُرْسَلٌ أَوْ عَبْدٌ مُؤْمِنٌ امْتَحَنَ اللَّهُ قَلْبَهُ لِلْإِيمَان» و تذکر دادند که هر مومنی مصداق امتحن الله قلبه للایمان نیست که بتواند آن را تحمل کند:«أَ لَا تَرَى أَنَّهُ يَكُونُ مَلَكٌ وَ لَا يَكُونُ مُقَرَّباً وَ لَا يَحْتَمِلُهُ إِلَّا مُقَرَّبٌ؛ وَ قَدْ يَكُونُ نَبِيٌّ وَ لَيْسَ بِمُرْسَلٍ وَ لَا يَحْتَمِلُهُ إِلَّا مُرْسَلٌ؛ وَ قَدْ يَكُونُ مُؤْمِنٌ وَ لَيْسَ بِمُمْتَحَنٍ وَ لَا يَحْتَمِلُهُ إِلَّا مُؤْمِنٌ قَدِ امْتَحَنَ اللَّهُ قَلْبَهُ لِلْإِيمَانِ.» 📚بصائر الدرجات، ج1، ص26؛ الخرائج و الجرائح، ج2، ص794@yekAaye#شعراء_۲۱
.4️⃣ «قالَ رَبِّ إِنِّي أَخافُ أَنْ يُكَذِّبُونِ؛ وَ يَضيقُ صَدْري وَ لا يَنْطَلِقُ لِساني فَأَرْسِلْ إِلى هارُونَ؛ وَ لَهُمْ عَلَيَّ ذَنْبٌ فَأَخافُ أَنْ يَقْتُلُون»چرا این چند مورد را به این صورت مطرح کرد؟چرا در آیه اول و سوم یک مورد اما در آیه دوم دو مورد را مطرح کرد؟نسبت بین خود این چند مورد با هم چیست؟ و در یک دستهبندی کلی این درخواستهای حضرت موسی ع توجه به چه ابعادی را برای یک مبلغ و دعوتکننده دینی جدی میکند؟به نظر میرسد آیه اول یک نگرانی کلی ناظر به وضعیت روحی مخاطب دعوت بود؛ آیه دوم دو مطلب داشت یکی مربوط به حالت روحی مبلغ و دیگری ناظر به توان عملیاتی او، و هردو ناظر به فاعل و انجام دهنده وظیفه (در اینجا: مبلغ و پیامرسان) بود؛ و هردوی آیه یک نحوه عمومیت نسبت به هر مبلغ و مخاطبی داشت؛ یعنی برای هرکسی در مقام تبلیغ موضوعیت دارد که هم وضعیت روحی مخاطب را جدی بگیرد و هم وضعیت روحی و توان عملیاتی خودش را؛اما در این آیه مساله دیگری را مطرح میکند که ناظر به وضعیت و موقعیت خاص و شخصی فاعل و انجامدهنده وظیفه است؛ شخص حضرت موسی ع یک سابقه منفی خاصی دارد در ذهن مخاطبان خاصی که قرار است سراغشان برود، که ممکن است همان مانعی برای انجام رسالت وی شود: اساسا پیش از آنکه وی وظیفهاش را به انجام رساند به دست مخاطبانش کشته شود.📝تکمله نکته تخصصی #دینشناسی: میزان جدی گرفتن واقعیات ناگوار اجتماعی در مقام انجام وظیفهذیل آیه ۱۲ اصل «جدی گرفتن واقعیات نامساعد و ناگوار اجتماعی در مقام انجام وظیفه» مورد اهتمام و امضای دین معرفی شد، و ظاهرا اکنون سراغ برخی ریزهکاریها در این زمینه میرود.مساله این است که دیدیم آن ترس مادام که ناظر به وضعیت روحی مخاطب بود بجا بود، اکنون اگر این ترس ناظر به موقعیت خاص کسی باشد که در مقام انجام وظیفه است (نه ناظر به وضعیتهای عمومی مربوط به مبلغ و مخاطب) آيا ترسی بجا است یا نابجا؟اگر توجه شود که از طرفی این خواسته، خواسته یک پیامبر اولوالعزم است که در درجه بالایی از تصمیمگیری مبتنی بر عصمت قرار دارد؛ و از طرف دیگر در حدیث نبوی، این مساله محل مقایسه حضرت موسی ع و حضرت علی ع قرار گرفته و به عنوان یک برتری حضرت علی ع بر حضرت موسی ع معرفی شده (حدیث۱) آنگاه شاید بتوان گفت اساسا سوال از اینکه «این ترس بجا بود یا نابجا؟» سوالی است که چون نادرست صورتبندی شده هر پاسخی بدان داده شود اشتباه خواهد بود.💢به نظر میرسد مسأله بر سر اقدام خوب و خوبتر است نه درست و غلط (یا خوب و بد). بیان این نگرانی توسط حضرت موسی ع - که از جنس نگرانی شخصی ناظر به سوابق و موقعیت خاص یک انسان است – نشان میدهد که این گونه نگرانیها در مقام انجام وظیفه نگرانیهای بجایی است که حتی برای پیامبران اولوالعزم که صاحب عزم جدی در انجام وظایف الهی هستند پیش میآید و اشکالی ندارد؛ اما از سوی دیگر، اینکه حضرت علی ع با اینکه اقتضای چنین نگرانیای در او وجود داشته، اما به آن اعتنایی نکرده، نشان میدهد که اینکه انسان در مقام انجام وظیفه بتواند به این ترسهایی که ناظر به وضعیت شخصی و موقعیت خاص خود انسان است (نه آنچه ناظر به واکنش مخاطب به پیام یا وضعیت عمومی پیامرسان است، که در دو آیه قبل مورد توجه واقع شد) فائق آید و بدان هیچ اعتنایی نکند امری کاملا مطلوب و نسبت به نگرانی قبلی یک وضعیت «خوبتر» است؛ و تفاوت جدی دارد با نداشتن خوفی که ناظر به واکنش مخاطب به پیام الهی بوده است (که ذیل آیه ۱۲ توضیح داده شد که نداشتن آن مذموم است).@yekAaye#شعراء_۱۴
ادامه نکته تخصصی #دینشناسی: جدی گرفتن واقعیات ناگوار و نامساعد اجتماعی در مقام انجام وظیفه💢در واقع در منطق قرآن کریم، درست است که عزم جدی داشتن برای انجام رسالات الهی نیازمند آن است که شخص فقط از خدا خشیت داشته باشد و مطلقا از غیر خدا خشیت نداشته باشد «الَّذينَ يُبَلِّغُونَ رِسالاتِ اللَّهِ وَ يَخْشَوْنَهُ وَ لا يَخْشَوْنَ أَحَداً إِلاَّ اللَّهَ» (ازاب/۳۹)؛ اما چنانکه قبلا بیان شد:خشیت ترسی است که با تعظیم طرف مقابل همراه است و شخص خود را صرفا در برابر او پاسخگو میبیند، اما «خوف» عبارت است از اینکه شخص به خاطر یک نشانه محتمل ویا قطعی، انتظار مواجهه با یک امر ناخوشایند را داشته باشد (ر.ک: نکات ادبی، جلسه ۷۲۸ yekaye.ir/al-fater-35-28/)یا به تعبیر علامه طباطبایی، خوف نارحتی نفس است از چیزی که توقع ضرر از آن را دارد ولی خشیت آن حالت نفسانیای است که انسان را به قلق و اضطراب میاندازد و توان عمل را از انسان سلب میکند؛از این رو با اینکه «خشیت از غیر خدا» در آیات متعدد قرآن بشدت مذمت شده است، اما «خوف از غیر خدا» در بسیاری از آیات جدی گرفته شده و به بسیاری از پیامبران الهی در موقعیتهای مختلف نسبت داده شده است (الميزان، ج15، ص258 )، غیر از حضرت موسی ع که بارها این تعبیر در موردش به کار رفته (طه/۲۱ و ۴۵ و ۶۷؛ شعراء/۱۲ و ۱۴ و ۲۱؛ نمل/۱۰؛ قصص/۱۸ و ۲۱ و ۳۱ و ۳۳ و ۳۴)، در مورد حضرت ابراهیم ع: «أَوْجَسَ مِنْهُمْ خيفَةً» (هود/۷۰؛ ذاریات/۲۸)، حضرت یعقوب ع: «أَخافُ أَنْ يَأْكُلَهُ الذِّئْب» (یوسف/۱۲)، و حضرت داود ع: «إِذْ دَخَلُوا عَلى داوُدَ فَفَزِعَ مِنْهُمْ قالُوا لا تَخَف» (ص/۲۲) هم مشاهده میشود؛و حتی بر اساس آن وظایفی برای پیامبر اکرم ص:«وَ إِمَّا تَخافَنَّ مِنْ قَوْمٍ خِيانَةً فَانْبِذْ إِلَيْهِمْ عَلى سَواء» (انفال/۵۸) و حتی تسهیلی برای نماز خواندن مطرح شده است:«أَنْ تَقْصُرُوا مِنَ الصَّلاةِ إِنْ خِفْتُمْ أَنْ يَفْتِنَكُمُ الَّذينَ كَفَرُوا» (نساء/۱۰۱). 💢و اتفاقا آن نکته برجسته در پیامبران اولوالعزم (که عزمشان بقدری در راه خدا جدی بوده که با این نام خوانده شدهاند) که مورد توجه خداوند است و از پیامبر اکرم ص میخواهد که مثل آنان باشد صبر کردن و عجله نکردن بر اعداء الله است: «فَاصْبِرْ كَما صَبَرَ أُولُوا الْعَزْمِ مِنَ الرُّسُلِ وَ لا تَسْتَعْجِلْ لَهُمْ» (احقاف/۳۵).@yekAaye#شعراء_۱۲
.1️⃣ «قالَ رَبِّ إِنِّي أَخافُ أَنْ يُكَذِّبُونِ»وقتی خداوند به حضرت موسی دستور میدهد که سراغ قوم ظالم فرعون برو و از آنها بخواه که چرا پرهیزگاری در پیش نمیگیرند، اولین واکنش حضرت موسی ع این است که میترسم که مرا تکذیب کنند.میدانیم که هم پیامبران هدایتگر انساناند و هم قرآن اساسا برای هدایت آمده است؛ پس وقتی این سخن به عنوان رفتار یک پیامبر اولوالعزم مطرح میشود و خداوند آن را بدون هیچ نقدی گزارش میکند، در واقع میخواهد از این رفتار آن پیامبر سرمشق بگیریم.در واقع، این ترس حضرت موسی ع (و سایر مواردی که خداوند از ترس یک پیامبر ص سخن میگوید) به هیچ عنوان یک ترس مذموم نیست، بلکه این مورد دقیقا حکم عقل است که وقتی احتمال میدهد با تکذیب مواجه خواهد شد از بیان سخن جدی خودداری کند (حدیث۱)؛ هم حرمت خویش را نگه دارد و هم حرمت سخن حق را. و از این روست که میبینیم پیامبر اکرم ص نیز وقتی درباره ابلاغ ولایت امیرالمومنین ع خوف تکذیب دارد از ابلاغ خودداری میکند تا زمانی که دستور مستقیمی به او برسد و اتفاقا جالبتر این است که آن دستور هم ناظر به این است که خداوند عواملی که موجب خوف او شده و ممکن است به او آسیب برساند را برطرف میکند و به او دلداری میدهد که من تو را حفظ میکنم و کاری میکنم که جایی برای نگرانی تو نماند (حدیث۲)، نه اینکه صرفا از او بخواهد که در مقابل دستور خدا چون و چرا نکند.📝نکته تخصصی #دینشناسی: جدی گرفتن واقعیات ناگوار و نامساعد اجتماعی در مقام انجام وظیفهاقتضای عبودیت و دینداری اصیل - برخلاف آنچه گاه به عنوان ادبیات انقلابی و دینی و حسینی بودن در جامعه رواج یافته- این نیست که انسان در مقام انجام تکلیف الهی، شرایط نامساعد اجتماعی را کاملا نادیده بگیرد و صرفا به انجام دستور اقدام کند.اتفاقا در میان پیامبران الهی که در قرآن کریم از آنها یاد شده، دو پیامبری که وجهه اجتماعی و انقلابی در آنها پررنگ است حضرت موسی ع و پیامبر اکرم ص میباشند که اتفاقا هردو از «أُولُوا الْعَزْمِ مِنَ الرُّسُلِ» (احقاف/۳۵) هستند، یعنی پیامبرانی که عزم جدی در انجام رسالت الهی داشتند و از پیامبرانی نبودند که مشمول آیه «لَمْ نَجِدْ لَهُ عَزْما» (طه/۱۵) شدند؛و میبینیم که این خوف در هردوی اینها مشاهده میشود و آن را صریحا به درگاه خداوند ابراز میدارند و تا وعده تدبیری الهی برای رفع خوف آنها نیامده، اقدامی نمیکنند؛خصوصا در مورد پیامبر اکرم ص که این خوفش مدتها بعد از برپایی حکومت و در واقع در اواخر عمرش و ناظر به ادامه ولایت و حکومت خویش بوده است. جالب اینجاست که این خوف و نگرانی از تکذیب مخالفان بقدری در قرآن کریم به رسمیت شناخته شده که وجود آن مانع میشود که خود خداوند آیات و پیامهای خود را بفرستد: «وَ ما مَنَعَنا أَنْ نُرْسِلَ بِالْآياتِ إِلاَّ أَنْ كَذَّبَ بِهَا الْأَوَّلُون».@yekAaye👇ادامه مطلب👇