و حال این منم؛منِ خسته..پر از تشویش...پر از افکارِ پریشان در سر...پر از کوله باری از راههای نرفته..…
انتشار: 2026/06/19 17:59 UTC
و حال این منم؛منِ خسته..پر از تشویش...پر از افکارِ پریشان در سر...پر از کوله باری از راههای نرفته...پر از کوله باری از حرفای نزده...منِ سر در گم؛ گِز میکنم؛ جاده های بی انتهای تنهایی را..آنجا ک بی هیچ کجا؛ ختم نشود...میروم ب ناکجا آباد..با کوله باری از نبودنها و نداشتن ها..من توشه ای پر دارم ک بر روی شانه هایم سنگینی میکند؛ کوله باری از خستگی و دلزدگی...میروم آنجا ک؛ هیچ کس مرا نشناسد و نامم را نداند...او ک باید میشناخت، نشناخت...او ک باید میفهمید؛ نفهمید..او ک باید میشنید؛ نشنید...او ک باید میدید؛ هرگز ندید...پس سفر ب سلامت؛ ای جانِ خسته و رنجورم...سفر ب سلامت...برو آنجا ک دلت؛ تُ را میبرد..ب ناکجا آباد...#مژگان#محدثه_حسینی#سعیدفتاح@SR77okk