مدرسهای برای همه👆اگر قرار باشد میزان بلوغ یک جامعه را از رفتار واقعی(نه رفتار شعاری)با ضعیفترین،…
انتشار: 2026/08/18 14:42 UTCدریافت: 2026/08/18 16:25 UTCآخرین مشاهده: 2026/08/18 16:25 UTC
مدرسهای برای همه👆اگر قرار باشد میزان بلوغ یک جامعه را از رفتار واقعی(نه رفتار شعاری)با ضعیفترین، کم دفاع ترین و کم صدا ترین اعضای خود بسنجیم، مدرسه یکی از نخستین میدانهای داوری است.مدرسهای که برای کودکان دارای معلولیت، کودکان طیف اوتیسم یا دانشآموزی با محدودیتهای شناختی، قابل ورود، قابل استفاده و قابل فهم نباشد، به هر میزان هم از نظر فیزیکی نوساز و زیبا باشد، هنوز به معنای دقیق *"فراگیر"* نشده است. _مدرسه فراگیر، مدرسهای است که علاوه بر داشتن رمپ، دانش آموز بتواند وارد آن شود، بماند، یاد بگیرد، مشارکت کند و پیشرفت او سنجیده شود._ بحث مدرسه فراگیر، صرفأ بحث فنی، اداری یا عمرانی نیست؛ این موضوع در قلب یک آرمان بزرگتر قرار دارد؛ *"جامعه دوست دار انسان."* _جامعه ای که آرمان بشر و برای همه است._این جامعه، فراگیر، در دسترس، عاری از خطر و تلفیقی ست.جامعهای که در آن، تفاوت نه مایه حذف، بلکه مبنای طراحی عادلانه نهادها، خدمات و فرصتهاست. _بدون تردید راه رسیدن به چنین جامعهای از مسیر مدرسه ممکن است._ اگر بناست جامعهای برای همه ساخته شود، مدرسه نیز باید برای همه باشد. اگر جامعه باید عاری از خطر، دسترس پذیر و فراگیر باشد، مدرسه نیز لاجرم باید عاری از خطر، دسترس پذیر، با نشاط، یادگیرنده، یاددهنده و فراگیر باشد.از این رو، هر قید و هر پسوندی که مدرسه را از معنای اصیل خود، یعنی "مدرسهای برای همه" دور کند، باید مورد بازنگری جدی قرار بگیرد. مدرسه، مدرسه است و باید برای همه باشد؛ هر صفتی غیر از این، هر طبقهبندی و هر گونه تفکیکی که به جداسازی ساختاری کودکان و نوجوانان منجر شود، در نسبت با فلسفه عدالت آموزشی و جامعه فراگیر، محل سؤال است. مدرسه شاهد، مدرسه تیزهوشان، مدرسه استثنایی، مدرسه هیأتامنایی و انواع دیگر مدارس، هرگاه به چند پاره سازی نظام آموزش، تضعیف انسجام تربیتی، اختلال در اداره آموزشی و بازتولید نابرابریها منجر شود، باید با نگاه انتقادی و اصلاحگرانه مورد بررسی قرار بگیرند. مدرسه برای همه است و هر مدرسهای که نتواند همه را به رسمیت بشناسد، از ایده "مدرسه انسانی و فراگیر" فاصله میگیرد.این نگاه امروز دیگر یک خواست اخلاقی صرف نیست، بلکه در چارچوب روشن حقوق بینالملل آموزش و حقوق افراد دارای معلولیت تعریف شده است. بیانیه سالامانکا که در سال ۱۹۹۴با حضور نمایندگان ۹۲دولت و ۲۵سازمان بینالمللی تدوین شد، نقطه عطفی در گذار جهان از آموزش جدا ساز به آموزش فراگیر بود. این سند تأکید میکرد که مدارس عادی، اگر بدرستی حمایت شوند، بهترین بستر برای پاسخگویی به تنوع یادگیرندگان هستند. بعدها یونسکو و یونیسف این مسیر را بسط دادند و بر مفاهیمی چون آموزش فراگیر، طراحی همگانی برای یادگیری، تسهیلات معقول و دسترس پذیری محیط و محتوا پافشاری کردند. در همین راستا، یونیسف در گزارشی در سال ۲۰۲۱نشان داد کودکان دارای معلولیت در مقایسه با کودکان بدون معلولیت ۴۹درصد بیشتر احتمال دارد که هرگز به مدرسه نرفته باشند و ۴۲ درصد کمتر احتمال دارد مهارتهای پایه خواندن و حساب را کسب کرده باشند. این آمارها صورت بندی دقیق یک نابرابری پایدار هستند که از مدرسه آغاز میشود و تا آینده اجتماعی و اقتصادی کودک ادامه پیدا میکند. در ایران نیز پشتوانه حقوقی این مسیر روشن است؛ جمهوری اسلامی ایران به کنوانسیون حقوق افراد دارای معلولیت ملحق شد و مفاد این کنوانسیون برای کشور لازم الاجرا ست.در قوانین داخلی ایران هم، قانون حمایت از حقوق معلولان و بویژه ماده ۲، دستگاهها را به مناسبسازی و دسترس پذیری اماکن و خدمات عمومی مکلف کرده است. افزون بر این، سند تحول بنیادین آموزش و پرورش و زیر نظامهای مرتبط خصوصا زیر نظام فضا، تجهیزات و فناوری، بر متناسب سازی فضاهای آموزشی و تربیتی با نیازهای ویژه تصریح دارند. یعنی از نظر قانون و سیاست، مسئله نه مبهم است و نه بی پشتوانه؛ آنچه باقی مانده، اجرای منسجم، زماندار و قابل پایش است._سخن گفتن با زبان مباحث عمرانی درباره مناسب سازی مدارس، تقلیل دادن موضوع است._دسترسپذیری مدرسه حداقل هفت لایه دارد.*نخست*، _کالبد فیزیکی و محیطی._ مسیر خانه تا مدرسه، ورودی، کلاس، دفتر، نمازخانه، کتابخانه، آزمایشگاه، حیاط، سالن ورزشی و سرویس بهداشتی باید برای همه دانشآموزان قابل استفاده باشد.رمپ استاندارد، عرض مناسب در و راهرو، دستگیره، آسانسور، کفپوش غیر لغزنده، علائم دیداری و لمسی، نور و آکوستیک و ایمنی در شرایط بحران، اجزای بدیهی این لایه هستند.


