تجربه جهانی نشان داده است "قابل ورود بودن" کافی نیست؛ مدرسه باید "قابل استفاده" باشد. افزون بر این،…
انتشار: 2026/08/18 14:42 UTCدریافت: 2026/08/18 16:25 UTCآخرین مشاهده: 2026/08/18 16:25 UTC
تجربه جهانی نشان داده است "قابل ورود بودن" کافی نیست؛ مدرسه باید "قابل استفاده" باشد. افزون بر این، مدرسه باید عاری از خطر باشد؛ یعنی محیط آن نه. تنها برای تردد ایمن،بلکه برای زیست روزمره همه کودکان، بویژه کودکان دارای نیازهای ویژه، مطمئن، آرام و امن باشد. *دوم*، _محتوای آموزشی و کتاب درسی_برای دانشآموز نابینا کتاب های بریل و صوتی، برای کم بینا درشت خط، برای بخشی از دانشآموزان دارای ناتوانی یادگیری، محتوای ساده تر و چند سطحی و برای همه نسخههای دسترسپذیر الکترونیکی لازم است. تصویر و نمودار اگر بدون توضیح متنی عرضه شوند، برای بخشی از دانش آموزان عملاً بیفایده است. الگوی درست در اینجا همان Universal Design for Learning است. ارائه محتوا از راههای متنوع، امکان پاسخگویی با شیوههای مختلف و حفظ مشارکت و انگیزش یادگیرنده.*سوم*، _فرآیند یاد دهی-یادگیری و مدرسه پذیرا_حتی بهترین ساختمان و کاملترین کتابها، بدون معلم توانمند، نتیجه مطلوب نمیدهند. آموزش معلمان و مدیران مدارس عادی برای کار با دانش آموزان دارای نیازهای ویژه باید جدی، منظم و مهارت محور باشد.مثلأ در خصوص کودکان اختلال طیف اتیسم خفیف و کودکان دارای اختلال هوشی رشدی در حد خفیف یا مرزی، حضور ایشان در مدارس عادی دارای معلم آموزش دیده و با همراهی مربی کمکی، امکان پذیر است و صرفا ملاحظات آموزشی، جهت افزایش تمرکز و استفاده از تکنیک های بروز آموزشی مورد نیاز استبرنامه درسی باید انعطاف پذیر و زمان بندی قابل انطباق باشد و مدرسه بتواند از حمایتهای تخصصی مانند گفتار درمانی، کار درمانی و مشاوره بهره بگیرد.مهمتر از همه، فرهنگ مدرسه باید از ترحم به سمت حق مشارکت و احترام حرکت کند. یونیسف بدرستی یادآوری میکند که موانع نگرشی و تبعیض، گاه به اندازه موانع ساختمانی، مانع حضور و پیشرفت کودک میشوند. _مدرسه مطلوب، مدرسهای است که هم یاد دهنده باشد و هم یادگیرنده؛_ یعنی نهادی که نه تنها به دانشآموز آموزش میدهد، بلکه خود نیز از تنوع، تفاوت و تجربههای زیسته کودکان میآموزد و پیوسته خود را اصلاح میکند.*چهارم*، _فناوری و ابزارهای کمکی_ صفحه خوان، بزرگنمایی، تبدیل متن به گفتار و گفتار به متن، زیرنویس، تقویت کننده صوت و سامانههای کمک شنیداری، رایانه و تبلت دسترس پذیر و محتوای آموزشی الکترونیک، امروز بخشی از زیرساخت عدالت آموزشی هستند.(خوشبختانه سازمان بهزیستی و آموزش و پرورش استثنایی در این خصوص اقدامات خوبی انجام می دهند)همچنین، در کنار این ابزارها، وب سایتها، سامانههای آموزشی، اپلیکیشنها و محتوای الکترونیکی آموزش و پرورش نیز باید برای دانشآموزان دارای معلولیت دسترس پذیر باشند. در کشوری با گستره جغرافیایی ایران، قطعأ فناور ابزار جبران نابرابری است.*پنجم*، _حملونقل و مسیر دسترسی_ اگر کودک نتواند با سرویس مناسب و پیادهرو ایمن به مدرسه برسد، مناسب سازی مدرسه ناقص میماند. اینجا همکاری شهرداریها، فرمانداریها و آموزش و پرورش تعیین کننده است. مدرسه در دسترس، فقط مدرسهای نیست که ورودی آن مناسب باشد؛ مدرسهای است که مسیر رسیدن به آن نیز برای همه هموار و امن باشد.*ششم*، _خدمات پشتیبان و مشارکت خانواده_خانواده، مدرسه، آموزش و پرورش استثنایی و بهزیستی باید در یک زنجیره منسجم عمل کنند. کودک دارای نیاز ویژه با شبکهای از حمایتها رشد میکند. آموزش همسالان و خانوادهها برای کاهش انگ اجتماعی نیز بخشی از همین سازوکار است. _مدرسه فراگیر، مدرسهای است که خانواده بجای تماشاگر در آن شریک است_ و دانش آموز در آن، صاحب حق است نه مورد ترحم.*هفتم*، _داده، اولویتبندی و پایش_ هیچ سیاست بزرگی بدون داده به مقصد نمیرسد؛ لازم است سامانهای مشترک میان آموزش و پرورش، آموزش و پرورش استثنایی، بهزیستی و سازمان نوسازی مدارس شکل بگیرد تا مدارس بر اساس درجه دسترس پذیری، نیازمند مداخله فوری و اولویتدار برای تجهیز و بازسازی، دستهبندی شوند.در تجربه بینالمللی، از یونیسف تا یونسکو و سازمان جهانی بهداشت، یک پیام مشترک تکرار میشود؛ _آموزش فراگیر فقط یک سیاست آموزشی نیست، بلکه بخشی از عدالت اجتماعی و سلامت اجتماعی است._ سازمان جهانی بهداشت در گزارشهای اخیر خود، محرومیت از آموزش را از عوامل مهم نابرابری در سلامت افراد دارای معلولیت دانسته است. یعنی مدرسه دسترسپذیر، فقط به معنای مدرسهای بهتر برای کودکان دارای معلولیت نیست؛ معنای جامعهای سالمتر، منسجمتر و کارآمدتر برای همه است.


