در همین چارچوب، باید تأکید کرد که مدرسه فقط محل انتقال محفوظات نیست؛ مدرسه باید جذاب، با نشاط، شادا…
انتشار: 2026/08/18 14:42 UTCدریافت: 2026/08/18 16:25 UTCآخرین مشاهده: 2026/08/18 16:25 UTC
در همین چارچوب، باید تأکید کرد که مدرسه فقط محل انتقال محفوظات نیست؛ مدرسه باید جذاب، با نشاط، شاداب و الهامبخش باشد. مدرسهای که کودک در آن احساس امنیت، کرامت، تعلق و امید کند، مدرسه موفقتر ، مدرسهای نیست که صرفاً برنامه درسی را اجرا میکند؛ مدرسه ای است فراگیر، مدرسهای است که بجای، پذیرش میآفریند؛ بجای جداسازی، همزیستی میآموزد و بجای برچسبزنی، فرصت رشد را برای همگان مهیا میکند. اگر جامعه دوستدار انسان میخواهیم، باید از مدرسهای آغاز کنیم که در آن، *همه* واقعاً به معنای "همه" باشد.علاوه بر آنچه گفته شد؛ برای آنکه *مدرسه برای همه* باشد؛ بسیار ضروری ست تا به دو موضوع توجه خاص شود.*✓* _کودکان دارای معلولیت بازمانده از تحصیل._این گروه، با همان مداخلاتی که برای سایر کودکان بازمانده از تحصیل پیش بینی میشود، قطعأ قابل بازگشت به مدرسه نیستند و لازم است تا به نوع و شدت معلولیت ایشان، وضعیت خانواده، وجود مدرسه دسترس پذیر، مشکلات حملونقل، خدمات توانبخشی و حمایتی، موانع نگرشی و...توجه جدی شود.*✓* با تأکید بر لزوم وجود قطعی مدرسه فراگیر، باید به این موضوع هم توجه داشت که "حق آموزش" برای همه کودکان لزومأ به معنای حضور فیزیکی و مستمر در مدرسه نیست؛ چرا که ممکن است برخی کودکان دارای معلولیت به دلایل فردی یا شرایط محیطی، امکان حضور مستمر در مدرسه را نداشته باشند.لذا باید برای این گروه، امکان استفاده از مدلهای مکمل و جایگزین مانند آموزش در منزل، آموزش برخط یا ترکیبی، آموزش فرد محور و استفاده از ظرفیت خدمات توانبخشی و آموزشی متناسب با شرایط کودک، مورد توجه قرار بگیرد. بنابراین هدف اصلی باید _"تضمین دسترسی کودک به آموزش متناسب با نیاز او"_ باشد و مدرسه یکی از مهمترین(اما نه تنها)مسیرهای تحقق این حق، تلقی شود.ایران از نظر قانون، سند و تجربه اجرایی، نقطهٔ صفر نیست؛ گزارشهایی از مناسب سازی صدها فضای آموزشی منتشر شده و در دستگاههای مختلف، از وزارت آموزش و پرورش تا سازمان نوسازی مدارس و سازمان بهزیستی، تلاشهایی انجام شده است. اما مسئله اصلی همچنان فاصله میان ضابطه و واقعیت است؛ مدارس فرسوده، مدارس مناطق محروم و محیطهای پیرامونی مدارس، بطور جدی نیازمند تحول هستند. بنابراین گفتوگو درباره مناسبسازی باید از سطح پروژههای پراکنده عبور و به تعهد ملی با زمان بندی، شاخص و مسئول مشخص، تبدیل شود. اگر قرار باشد این بحث به جمعبندی عملی برسد، سه مطالبه روشن باید در صدر قرار بگیرد.• تدوین استاندارد ملی مدرسه دسترس پذیر و فراگیر. • ایجاد سامانه مشترک داده و پایش.• اجرای برنامه مرحلهای برای مناسب سازی مدارس موجود با اولویت مناطق محروم و مدارس پذیرا. اگر این مطالبات دقیق پیگیری و اجرا شوند، میتوان به کم شدن فاصله میان حق و واقعیت، خوشبین بود. در کنار این سه مطالبه، یک اصل راهنما نیز باید همواره پیش چشم سیاستگذاران، مدیران آموزشی و جامعه باشد؛ *مدرسه برای همه است. نه برای گروه و طبقه ای خاص، نه برای، نه برای کودک "برگزیدهتر"* مدرسه برای همه است.هر چه بیشتر بتوانیم از قیدها، مرزبندیها و صورت بندیها فاصله بگیریم به همان میزان به مدرسه انسانی، عادلانه و آیندهساز نزدیکتر شدهایم. _مدرسهای که برای همه قابل دسترس باشد، نشانهای است از اینکه جامعه تفاوت را به رسمیت شناخته و برای آن راهحل ساخته است._ چنین مدرسهای نه تنها مدرسهای برای کودکان دارای معلولیت بلکه مدرسهای برای آینده است و در مقیاسی بزرگتر، نشانهای است از حرکت به سوی همان آرمان بزرگ؛ *جامعهای دوستدار انسان؛ جامعهای برای همه.*@seyed_javad_hosseini_tel@drseyedjavadhosseiniباسپاسصالحانعضو کمیته آگاهی رسانی گروه پژوهشی ، نوآوری و تحصیلات تکمیلی دانشگاه🔺️پیام های علمی دانشگاهt.me/SSAFU


