هیأتهای عزادارییااقتصاد مصرف انسان توسط قدرت؟بخواهیم یا نخواهیم ما در تاریخ معاصر ایران، رسیدهایم…
انتشار: 2026/06/21 05:30 UTC
هیأتهای عزادارییااقتصاد مصرف انسان توسط قدرت؟بخواهیم یا نخواهیم ما در تاریخ معاصر ایران، رسیدهایم به جایی که باید خوب بدانیم بعضی رفتارها دیگر فقط یک «رفتار» نیستند. چرا؟ چون معنا تغییر میکند.زمانه، به کنش انسان معنای تازهای میدهد.در این مقطع از تاریخ ایران دیگر «عزاداری» یک «رفتار» نیست، یک «انتخاب» است.و تو به عنوان یک «ایرانی» باید خوب فکر کنی و «انتخاب» کنی که «عزادار» چه کسی هستی و کنش مناسب برای آن چیست؟این هیچ ربطی به باور تو ندارد. مسئله اصلاً باورهای شخصی نیست. تاریخ، گاهی لحظاتی میسازد که انسان باید یک سؤال مهم از خودش بپرسد:در این لحظه، من دقیقاً دارم به چه چیزی «مشروعیت» میدهم؟سالهاست جمهوری اسلامی نشان داده که بهتر از هر چیز، بلد است چگونه از انواع احساسات مردم برای «بقای سیاسی» خودش استفاده کند.نگاه کنید به وضعیت ارزشیها. آنها مَثَل اعلای کسانی هستند که حکومت از احساسات آنها برای بقای سیاسیاش تا تهِ تهِ وجودشان استفاده میکند.وضعیت ارزشیها را ببینید.حکومت آنها را بیش از صد شب در خیابان مصرف کرد. تا بمباران بود به آنها گفت در خیابان باشید، به عنوان سپر انسانی-نمایشی نظام. از ته لوزالمعده فریاد بزنید و شعار بدهید که خونخواه خون رهبرتان هستید. تمام این سالها آنها را مصرف میکند تا زمانی که لازم دارد و به شیوهای که دلش میخواهد.وقتی توافق کردند و برخی از آنها گفتند پس انتقام خون رهبر چی؟ گفتند امام زمان میآید و برایتان انتقام میگیرد! شما فعلاً خفه.خب، ارزشی الان کجاست؟ مشغول عزاداری در هیأت.اگر دوست داری از جملهی مصرفشوندگان باشی توسط حکومت، آن هم به این شکل، به هیأت برو و خیال کن عقیدهات را به «رفتار» تبدیل کردی!اما بدان که حکومت یک نی فرو کرده در کل ساختار وجودیات و دارد تو را هورت میکشد تا آخرین عصارهی هویتت، و بعد هم تفالهات را تف خواهد کرد. نگاه کنید به وضعیت ارزشیها، امروز که به چه فلاکتی افتادهاند. حتا جرأت ندارند بپرسند رهبرمان کجاست؟ ارزشیها اکنون میان سبکی معنای مقوا و سنگینی غیبت مجتبی سرگردانند و نمیدانند این غیبت را صغرا بنامند یا کبرا.سالهاست جمهوری اسلامی ثابت کرده که هیچکس به اندازهی او بلد نیست از پاکترین احساسات مردم برای بقای سیاسی خودش بهره ببرد. امروز هیأت عزاداری بیشتر از قبل کارکرد سیاسیاش را دارد تا مثل همیشه مردمی که باید خشمگین باشند، به جای مطالبهگری در یک تجربه جمعی حل شوند.چرا؟ چون اولویت همیشه روشن بوده و خواهد بود:نه مردم، که تصویر مردم.این حکومت خووووووب میداند یکی از بهترین راههای خاموش کردن اعتراض، تبدیل درد به «مناسک» است. اما امسال ماجرا حساستر از همیشه است. «خون» دهها هزار فرزند ایرانزمین هنوز روی زمین تازه است و هیأت امسال، دیگر فقط هیأت نیست. دستگاه خونشویی است. تبدیل شدن اعتقاد مردم به سرمایه سیاسی قدرت است.گاهی تاریخ به نقطهای میرسد که حتی سکوت هم موضع سیاسی است و گاهی حضور در یک مراسم، دیگر فقط حضور در یک مراسم نیست بلکه امضای ناخواسته زیر قراردادی ننگین است که حکومت به آن نیاز دارد. مراقب باشیم.امسال، بسیاری از این هیأتها برای حسین نیست.برای ایران هم که هرگز نبوده و هرگز هم نخواهد بود.برای بازسازی مشروعیت ساختاری است که سالهاست از باور «برخی مردم»، علیه «همهی مردم» استفاده کرده است.و خطرناکترین لحظه همیشه زمانی است که قدرت، اشک انسانها را وارد همان دستگاه خونشویی میکند تا خون تازهی روی زمین را بشوید و با استفاده از این روش کثیف همیشگی، سپری برای بقای لرزان خودش بسازد.#زهرا_عبدی@su_ghot


