💠 سنجش در سایه بحران؛ تأملی بر برگزاری امتحانات نهایی در شرایط جنگ! ✍🏼 عبدالحی دشتی - سرباز – سیستا…
انتشار: 2026/07/21 07:34 UTC
💠 سنجش در سایه بحران؛ تأملی بر برگزاری امتحانات نهایی در شرایط جنگ! ✍🏼 عبدالحی دشتی - سرباز – سیستانوبلوچستان 🔸آموزش، صرفاً مجموعهای از کتاب، کلاس و امتحان نیست؛ بلکه نظامیست که بر پایه عدالت، امنیتِ روانی، فرصتِ برابر و اعتماد عمومی استوار است. از همین رو، هرگاه جامعه در معرض بحرانی فراگیر همچون جنگ قرار گیرد، پرسش اساسی دیگر این نیست که چگونه تقویم آموزشی بدون کمترین تغییر اجرا شود، بلکه این است که چگونه میتوان ضمن حفظ روند آموزش، عدالت در سنجش و آرامش روانی دانشآموزان را نیز پاس داشت! 🔸امتحانات نهایی، بهویژه در سالهای اخیر و پس از آنکه سهمی تعیینکننده در آزمون سراسری(کنکور) و پذیرش در دانشگاهها یافتهاند، دیگر تنها آزمونی برای دریافت دیپلم نیستند؛ بلکه بخشی از سرنوشت علمی و آینده تحصیلی دانشآموزان را رقم میزنند. ازاین جهت، هر تصمیم درباره زمان و شیوه برگزاری آنها، باید افزون بر ملاحظات اداری، بر مبانی علمی، روانشناختی و اجتماعی نیز استوار باشد. 🔸در دفاع از برگزاری امتحانات، از سوی آموزشوپرورش دو استدلال بیش از همه مطرح شد؛ نخست آنکه نظام آموزشی ناگزیر است چرخه طبیعیِ خود را حفظ کند و دانشآموزان پایه یازدهم باید به پایه دوازدهم راه یابند و دانشآموزان دوازدهم نیز باید دیپلم خود را دریافت کنند. دوم آنکه امتحانات پیشتر نیز به تعویق افتاده بود و دانشآموزان از آمادگی علمیِ لازم برای شرکت در آزمون برخوردار بودند. 🔸این دو استدلال، در ظاهر منطقی به نظر میرسند؛ اما پرسش آن است که آیا استمرار آموزش، الزاماً به معنای استمرار همان شیوه سنجش است؟ اگر دغدغه اصلی سیاستگذاران آموزش، پایان یافتن سال تحصیلی و فارغالتحصیلی دانشآموزان بود، راهکارهای دیگری نیز وجود داشت؛ ازجمله برگزاری امتحانات بهصورت داخلی، کاهش یا حذف موقتِ تأثیرِ قطعیِ سوابق تحصیلی، یا بازگرداندن نقش اصلی به آزمون سراسری، همانگونه که سالها نظام آموزشی کشور بر همین مبنا اداره میشد. در چنین شرایطی، هم چرخه آموزشی متوقف نمیشد و هم فشار روانی ناشی از جنگ و امتحانات نهایی، که مستقیماً بر آینده تحصیلی دانشآموزان اثر میگذارد، کاهش مییافت. 🔸از سوی دیگر، آمادگی علمی را نباید با آمادگی اجتماعی و روانی یکسان دانست. پژوهشها نشان دادهاند که استرس شدید، احساس ناامنی و اضطراب ناشی از بحران، تمرکز، حافظه و توانایی بازیابی اطلاعات را بهطور چشمگیری کاهش میدهد. بنابراین، حتی دانشآموزی که از نظر علمی آمادگی کامل دارد، ممکن است در شرایط جنگی نتواند توان واقعی خود را در جلسه امتحان نشان دهد. در چنین وضعیتی، اعتبار و عدالت آزمون نیز با تردید جدی روبهرو میشود؛ زیرا امتحان، بیش از آنکه دانش را بسنجد، میزان تأثیرپذیری افراد از شرایط بحرانی را اندازهگیری میکند. 🔸آنچه بیش از همه محل تأمل است، تناقضی است که در روند تصمیمگیری مشاهده شد. در روزهای آغازین، بر ضرورت برگزاری امتحانات تأکید فراوان شد و از دانشآموزان خواسته شد با حفظ آرامش در حوزههای امتحانی حاضر شوند، اما تنها چند روز بعد، با تشدید درگیریها در برخی استانهای جنوبی کشور و گسترش تهدیدها علیه زیرساختهای حیاتی، همان امتحانات تا اطلاع ثانوی لغو شدند. این تغییر ناگهانی، این پرسش را پیش میآورد که اگر شرایط از ابتدا برای برگزاری آزمونی با چنین اهمیت سرنوشتسازی مناسب بود، چه عاملی در فاصله چند روز، مبنای آن تصمیم را دگرگون ساخت؟ و آیا نمیشد این احتمال از همان ابتدا در سیاستگذاری لحاظ شود؟ آنهم با وجود اعتراض گسترده دانشآموزان و خانوادهها و حتی بسیاری از نهادها و مؤسسات آموزشی از سراسر کشور! 🔸پیامد عدم توجه به اعتراضها و اتخاذ تصمیمِ مبتنی بر آغاز امتحانات نهایی بدون تغییر نیز روشن بود؛ نه تقویم آموزشی به شکل مطلوب حفظ شد و نه آرامش اجتماعی و روانیِ دانشآموزان. گروهی بخشی از امتحانات را پشت سر گذاشتند و گروهی دیگر در انتظار زمان نامعلوم آزمون ماندهاند؛ برنامهریزیهای آموزشی بر هم خورد، اضطراب افزایش یافت و احساس بیعدالتی در میان بسیاری از دانشآموزان و خانوادهها شکل گرفت. به تعبیر عامیانه، «هم سیخ سوخت و هم کباب»؛ اما در زبان سیاستگذاری آموزشی، این یعنی تصمیمی که نتوانسته است اهداف اصلی خود را بهطور کامل محقق سازد!👇🏼
