خانومی با این شکایت که شوهرش خیلی شوخی میکنه و شوخیهاش هم خیلی زننده و فیزیکی هست اومد کلینیک.قبلش…
انتشار: 2026/06/27 14:51 UTC
خانومی با این شکایت که شوهرش خیلی شوخی میکنه و شوخیهاش هم خیلی زننده و فیزیکی هست اومد کلینیک.قبلش اینو بگم که «شوخی و شیطنت» از خصیصههای اصلی من بوده و هست.به ندرت درمانجویی داشتم که تجربهی قهقهه زدن در جلسه درمان رو نداشته باشه.در دوران مختلف تحصیلی و کاری هم در جمع آدمهای هِرهِر و کِرکِر رفت و آمد میکردم.خلاصه از مُراجع پرسیدم که میتونم با همسرتون صحبت کنم که ایشان گفتن:" بله اتفاقا همین نزدیکیهاست الان میگم بیاد"وقتی از شوخیهای همسرش حرف میزد، همش مسخرهبازی های خودم و دوستام یادم میومد.شوهرش وارد اتاق شد...اون چیزی که ازش میترسیدم اتفاق افتاد.امیر بود....رفیق پایهام در شوخیهای خرکی!به محض ورود به اتاق و دیدن من، رو کرد به خانومش و گفت: "خاک توی سرت شهلا چرا اومدی پیش اییییین!" (((((((((((((:با موافقت طرفین، به درمانگر دیگری ارجاعشون دادم چون رفاقتم با امیر مانع قضاوت و کمک موثر میشد.[ازشون اجازه گرفتم که با اسم مستعار این تجربه رو بیان کنم]^🔮سعید خان(صبح فردا)^@sut_tw

