رفته بودم تبریزبه مامان بزرگم گفتم ننه من خونم هیچی ظرف ندارمیکم بعد دیدم یه کارتن جمع کرده میگه ای…
انتشار: 2026/07/02 10:05 UTC
رفته بودم تبریزبه مامان بزرگم گفتم ننه من خونم هیچی ظرف ندارمیکم بعد دیدم یه کارتن جمع کرده میگه اینارو یواشکی ببر بزار تو ماشینت کسی نبینهالان باز کردم دیدم این همه ظرف گذاشته برام-🎯 شکارچی 🏹-@sut_tw


