
@AmirZa7aa10@Amilrlaهزینه ی تبلیغات کانال: گپ ساعتی 20هزارتومان, کانال ساعتی 25هزار تومانشعر ومتن های ادبی وعاشقانه, تبلیغات سالم و اخلاقی خودتان را بما بسپاریدمخاطبین ما از سراسر ایران و خارج از کشورمیباشند.
مشاهدات عمومی نمایه؛ این اعداد توسط مالک کانال ارائه نشدهاند.
مشاهده تازه · اطمینان متوسط · 2302 نمونه پست · پوشش داده: 2026/06/18 تا 2026/08/17
دسترسی برابر است با میانه بازدید پستهای منتشرشده در ۳۰ روز گذشته تقسیم بر آخرین تعداد مشاهدهشده اعضا. خط تیره یعنی داده تاریخی کافی نیست. channel-v1
این امتیاز چگونه محاسبه میشود
محاسبهشده از 2316 پست مشاهدهشده و 0 مشاهدهٔ عضو. وزنها میان مؤلفههایی که برای این کانال قابل اندازهگیری بودهاند تقسیم میشود، بنابراین مؤلفهای که نتوانستهایم مشاهده کنیم به زیان کانال محاسبه نمیشود.
هفت روز اخیر
ویرایش و حذف پست از داده تجمیعی فعلی در دسترس نیست؛ بنابراین بهجای صفر، ناموجود نمایش داده میشود. · بازه 2026-08-11 تا 2026-08-17
گاهی مطمئن شدن از عشقِ یک نفر،آدم راجسور نمیکند؛بیاحتیاط میکند…و اینخطرناکترین شکلِ دوست داشتن است
عاشق که باشیغرورواژهی غریبیست…چطور میشودکسی راتا مرزِ جنون خواستو هنوزاز گفتنِ«دلم برایت تنگ شده»هراسید؟جانم،گاهییک اعترافِ ساده نجاتبخشِ یک عشق است..
برای تویک «دوستت دارم»کنار گذاشتهام…همان دوست داشتنیکه آغوشِ تو رابیتابانه میخواهد؛که وقتی کنارم نیستی،قلبم بیتو دلتنگِ تپیدن میشود.
﮼ختم ڪلام دوست داشتنفقط اونجا ڪه مولوے میگهمن زخم تو را به هیچ مرهم ندهم
تقدیم به عشقم💋💋💋
براے مالڪِ قلبم❤️❤️❤️
یه آهنگ قشنگ تقدیم ڪسی ڪه دلیل زندگیمه🌹🌹
غیر از تـــ♡ــــوکَسی در دلِ من جا شدنی نیست💞
🌸 ســــلــامــ💗️صــبــحــِ دوشــنــبــہ تــون بــخــیــر و نــیــڪے 🌸زنــدگــے تــون پــر از مــهربــونــیــ💗لــحــظــہ هاتــون ســرشــاراز آرامــشــ🌸ســفــرہ هاتــون پــر بــرڪتــ💗و لــحــظــہ لــحــظــہ عــمــرتــونــ🌸ســرشــار از نــعــمــتــهاے بــے مــنــت خــدایــیــ🌸 امــیــدوارم 💗روز خــوبــے پــیــش رو داشــتــہ بــاشــیــد
🦋 ساعت به وقت عاشقی 🦋💕💕💕💕💕💕💕💕💕💕💕چشمهایت را آسوده ببند...کسی در همین حوالی،هر شب پیش از آنکه خواب به سراغش بیاید،رؤیای با تو بودن راسخت در آغوش میگیرد...و شاید ندانی،اما توآخرین فکرِ شبهای کسی هستیکه دلش میخواهدصبح را با خیالِ تو شروع کند..💕💕💕💕💕💕💕💕💕💕💕🦋 ساعت عاشقی مبارکمون عزیزم 🦋💙💙00:00💙💙
💋💋00:00💋💋❣ ساعت عاشقی ❣شب بِخير كه ميگويیتمامِ آرامشِ دنيا برایِ من ميشود...!هر چه حسِ خوب...حالِ خوب...در دنيا هست به سراغم مے آيد...!با رويایِ اينكه شبیدر كنارِ تو ...در آغوشِ تو ...با نوازشِ دستان توبه خواب بروم ميخوابم...💋💋00:00💋💋
♥️♥️00:00♥️♥️در ساعت صفر عاشقیتمامِ زندگےام را شعر مےڪنمو روےِ پیشانےِ تبدارت مےگذارم تا یڪ درجہ از وجودت تمامِ یخبندانهاےِ وجودم را آب ڪند❤️🔥 ساعت عاشقی مبارک ❤️🔥 ❤️❤️00:00❤️❤️
براے شب بخیرهایمو دلتنـڪَیهاے بیامانم....بهانهاے قشنڪَ تراز منظرهے چشم هایت ندارم...شب بخیر اے ستارهترینستارهے شبهاے بی ستارهے من... شبت بخیـــر شوق زندگیم♡💓
اسطــوره_ قسمت_447 برو، به سلامت.پایش را روي زمین کوبید و گفت: - سر سد هم نفرستن مهم نیست. حداقل بهم دروغ نمی گن. دستم را به طرف در گرفتم و گفتم: - هر طور راحتی. خشم از چشمش رفت و ناباوري جایش را گرفت. - دانیار؟ هنوز هم بعد از این همه مدت از دانیار گفتنش دلم می لرزید. - یعنی میگی برم؟ از ظرف روي میز شکلاتی برداشتم و گفتم: - من نمی گم، خودت میگی. نشست. می دانست که سر حرفی که زده ام می مانم. - تو به من قول دادي. اصلا من به عشق این کار گرایش ارشدم رو هیدرولیک انتخاب کردم. چرا اون موقع کمکم کردي؟ چرا اون موقع مخالفت نکردي؟ چرا اون موقع هیچی نگفتی؟ شکلات را توي دهانم چرخاندم. - گفتم. همون موقع هم گفتم که این گرایش به دردت نمی خوره، .اما بهت قول دادم هر جا خودم رفتم ببرمت. هر جا خودم باشم، هر جا خودم تشخیص بدم و هر وقت خودم بخوام. الانم سر قولم هستم، اما این پروژه مال من نیست. در نتیجه با رفتنت موافقت نمی کنم. انگشتانش را در هم قفل کرد. - پروژه هاي خودت رو هم دیدم. یه جوري میري که من اصلا نمی فهمم. وقتی می رسی اونجا تازه بهم خبر میدي. با دقت حرکاتش را زیر نظر گرفتم. مدت ها بود که سعی می کرد بدون اشک ریختن مشکلاتش را حل کند، اما هنوز هم در شرایط سخت مجبور بود بغضش را تند و تند قورت دهد. - واقعیتش احساس می کنم تو با مستقل بودن من مشکل داري. یه جورایی دلت نمی خواد من کار اجرایی کنم. انگار از نظرت نهایت پیشرفت من تو همین کاراي دفتري خلاصه میشه. باورت نمی شه که منم بتونم نظارت کنم. خط بدم، کنترل کنم. خب درسته. شاید الان نتونم، ولی دو بار که ببینم، دو بار که تو شرایطش باشم یاد می گیرم، اما تو بهم فرصت نمی دي. پر و بال نمی دي. استقلالم رو به رسمیت نمی شناسی. در دل خندیدم. چه استقلال استقلالی می کرد براي من جوجه تازه از تخم در آمده. مشتم را روي میز کوبیدم تا تمام حواسش جمع من شود.
اسطــوره_ قسمت_446تمام وجودم دوباره در آغوش گرفتنش را می طلبید.- میشه. لبخندش غمگین بود، اما بهتر از هیچی بود. - آقا دانیار؟ - بله؟ - میشه منو به خاطر امشب ببخشین؟ کاش زودتر افشین و تبسم از راه برسند. - به شرطی که دیگه از من فرار نکنی، آره، میشه. خنده اش وسعت گرفت. - نمی کنم. من که به جز شما دوست دیگه اي ندارم. خدایا اجازه نده خبط کنم. خدایا! - آقا دانیار؟ - بله؟ - من چه جوري می تونم جبران کنم؟ کمی فکر کردم و گفتم: - فقط به یه شکل جبران میشه. با اشتیاق نگاهم کرد و گفت: - هر چی بگین قبوله. نفسم را به بیرون فوت کردم و گفتم: - هر چی؟بدون فکر جواب داد: - هر چی. خندیدم. - خوب نیست دخترا بدون فکر و نشنیده خواسته پسرا رو قبول کنن. ممکنه خطرناك باشه ها. او هم خندید، هر چند مصنوعی. - شما با بقیه پسرا فرق دارین. خوب بود که از گذشته من خبر داشت و مرا پسر پیغمبر می دید. ابروهایم را بالا دادم. - مطمئنی؟ بگم؟ همان لحظه اعتراف کردم که عاشقم. همان لحظه که با وجود بی پناهی اش، مطمئن و راسخ توي چشمم نگاه کرد و بدون ذره اي تردید و مکث جواب داد: - مطمئنم بگین. هر چی باشه قبوله. چند قدم جلو رفتم و گفتم: - خب شرطش اینه که ... نه ترسید، نه تکان خورد. انگار واقعا به من اعتماد داشت. - شرطش چیه؟ همان وسط ایستادم. او اعتماد داشت اما من به خودم مطمئن نبودم. دست هایم را پشتم مخفی کردم و گفتم: - شرطش اینه که دیگه به من نگی آقا دانیار. فصل سوم یک سال و هشت ماه بعد دانیار: با خونسردي به چشمان عصبی و خشمگینش زل زدم و گفتم: - نه. کیفش را برداشت و گفت: - پس من از این شرکت میرم. کمی با صندلی گردانم بازي کردم و گفتم: - باشه. اگه فکر می کنی جایی هست که یه دانشجوي ترم اول ارشد رو که از قضا دخترم هست بفرسته سر سد، برو، به سلامت.
اسطــوره_ قسمت_444 پشت سرم آمد. به اتاق بردمش. از کمد یک دست گرمکن در آوردم و گفتم: - حموم اونجاست. اینم حوله تمیز. برو دوش بگیر تا یخت آب شه. نگاهش گنگ بود. دستش را گرفتم و کشیدم و به حمام بردم. - ببین، در رو قفل می کنی، لباسات رو همین جا عوض می کنی، هیچ…اسطــوره_ قسمت_445وقتی برگشتم دیدم که پاهایش را روي مبل جمع کرده و شیر را هم نصفه کنارش گذاشته. - چرا نخوردي؟به سادگی جواب داد: - از طعم شیر خشک خوشم نمیاد. کمی جمع و جور شد تا من هم کنارش جا شوم. - می خواي یه کم دراز بکشی؟ - نه. من بهتره برم خونمون. شما هم نباید اینجا باشین. عروسی برادرتونه مثلا. حسابی شرمنده شدم. یواش یواش هوش و حواسش داشت بر می گشت. - تو با این سر و وضع هیچ جا نمی ري. معلوم نیست مامان بابات کی برگردن. نمی شه که تنها بمونی. شب رو همین جا هستی. با تبسمم هماهنگ می کنم که به مادرت بگن شب خونه اونایی. من و من کرد. - نمی شه که، درست نیست. می دانستم دردش چیست. - اگه از بودن تو خونه من می ترسی میگم افشین و تبسم بیان اینجا. خوبه؟ سریع جواب داد. - نه به خدا. منظورم این نبود. لبخند زدم و گفتم: - خوبه؟ سرش را پایین انداخت و گفت: - آره. این ترسش ارزشش را هزار برابر کرد. هزار برابر. - باشه الان زنگ می زنم. خودت با تبسم صحبت کن. بعدشم برو دراز بکش. اگه خواستی در اتاق رو هم قفل کن. لبش را گاز گرفت و خجولانه گفت: - من به شما اعتماد دارم آقا دانیار. شماره افشین را گرفتم و گفتم: - می دونم. گوشه اي ایستادم تا پتو را کنار زد و روي تخت نشست. - میشه خواهش کنم برین؟ آخه این جوري تا آخر عمرم عذاب وجدان دارم که عروسی برادرتون رو خراب کردم. خواهش می کنم. به خدا من خوبم. بیشتر از این شرمنده م نکنین. به عکس سه در چهار دیاکو که روي میز توالت گذاشته بود نگاه کردم و گفتم:تبسم و افشین تو راهن. اونا که برسن من میرم. نفس راحتی کشید و گفت: - ببخشید که این جوري شد. خیلی اذیتتون کردم. دستانم را روي سینه قفل کردم و به دیوار تکیه دادم. - آقا دانیار؟ - بله؟ چشمانش را دزدید. - میشه کمکم کنین واسه ارشد مث شما هیدرولیک قبول شم؟ منم دلم می خواد از شهر دور باشم، مث شما. میشه؟ تمام وجودم دوباره در آغوش گرفتنش را می طلبید.
مــخــااااااطــب خــاااااااصــم دوســتــتــت داااارم زنــدگــیــمــیــ💋
در این شب غم آلودٍ بی انتها ؛که ستاره های خوشبختیم،شهاب می شوند و می سوزند؛ بگذار آغوشت راه گریزم باشد از میان این همه دیوار..من هنوز،میل زندگی دارم...مرا به خاطره ها؛مسپار.......در این شب غم آلودٍ بی انتها ؛که ستاره های خوشبختیم،شهاب می شوند و می سوزند؛ بگذار آغوشت راه گریزم باشد از میان این همه دیوار..من هنوز،میل زندگی دارم...مرا به خاطره ها؛مسپار.......
شب که شد،تنها که شدیفکر و خیال سراغت را میگیرد،ذهنَت را بر میدارد و با خود به شبگردی میبردانگار شب،امتداد غروبهاست..کمی رنگ پریدهتراندکی لجبازترو چشمانی که محکومند به بیداری..غم اگر فرصت دهد،شبها به خیر میشوند..
عشقشكل های بسيار دل انگيزی داردمثل گل سرخدر دست دختری زيبامثل ماهبالای كلبه ای برفیاما منگوش بريده ونسان ونگوگمشكل تلخی از عشق ....💛
سر راهت بشینم گل بچینم دلبر...جانااانم❤️
مگه از دوست داشتنتقشنگ ترم هست دلبر؟😍🫠
یه دل نه صد دل عاشقم ♥️🖇•
عشقشكل های بسيار دل انگيزی داردمثل گل سرخدر دست دختری زيبامثل ماهبالای كلبه ای برفیاما منگوش بريده ونسان ونگوگمشكل تلخی از عشق ....💕✨💕
عشق ...یعنے دونفربے دلیل حالشون ڪنار هم خوب باشه❤️
♥️💋به شهرم بیا عزیز !فردا بیا ...همه چیز را رها کنبگو کسی مرا منتظر است،بیا ...بیا که این شهر با قدمهای تو معنا پیدا کند،بیا که دیگر از این شهر بیزار نباشم ،بیا که نفس بکشمبیا ...
گفته بودمبه کسی عشق نخواهم ورزید آمدی و همه فرضیههاریخت به هم....💓
گاهی یک نفر... تمام دلیل آرامشِ دل آدم میشود. قدرِ آدمهای خوبِ زندگیات را بدان. 🤍🍀🍀🍀🍀
ﺻﺪﺍﯾﺖ ﺭﺍ میخوﺍﻫﻢ ﻫﻤﺎﻥ لهجهای ﮐﻪ "ﺩﻭﺳﺘﺖﺩﺍﺭمـ" ﺭﺍ با ﺗﺸﺪﯾﺪ ﺗﻠﻔﻆ میکندصدا کردنت بهانست من دلم "جانم" گفتنت را میخواهد..
نهار کوبیده داشتیم 😋کوبیده سیب زمینی😐😋🤣
گفت بي من چه ميكشي؟گفتم: نَقشه واسه خوشگذرونی..والا! ...فكر كرده اگه نباشه ميميرم...!مردم چه پرتوقع شدن... 😝😝😝😂😂😂
سلامتی دختری که: وقتی فهمید وضع مالی دوس پسرش خوب نیس، کات کردکه بیشتر از اینا تو خرج نیفته …حالا هی شما بگید دخترا بدن 😐😂😂😂
هی میخوام دیلیت اڪانت ڪنم برم باز میگم شما چه گناهی ڪردین؟؟؟ڪم بدبختی دارین که، نبود منم بیاد روش..😅😅🥰🥰😅😅
سلام به اون دختری که دیشب منو از خدا خواسته☺️سلام خوش سلیقهمن ریپورتم خودت بیا پ ی وی گلم.😁😁😝😝😁😁
میخــواهمَت تا نَهـــایتِ ویـــرانی...🌹🌹
نسخ چشات شدم🫶💜
دوست داشتمو دارم💙🩵
و آمدیکه بریزی به هم#جهانم را ...
میگی مهم نیست...ولی اسمش که میاد قلبت می لرزه میگی مهم نیست...ولی با یادش داغون میشینگو مهم نیست...بگو مهمه...ولی نیست....!!
تــو ســریــال شــهرزاد یــه جــا فــرهاد بــه شــهرزاد مــیــگــه:«تــو تــنــها ڪــســے هســتــے ڪــه تــو ایــن بــدبــخــتــے وقــتــے بــهش فــڪــر مــیــڪــنــمــ،یــه لــبــخــنــد از تــه دلــم مــیــاد رو لــبــمــبــه تــو ڪــه مــیــرســم، مــڪــث مــیــڪــنــمــ،انــگــار در زیــبــایــیــات چــیــزے جــا گــذاشــتــهامــ،مــثــلــا در صــدایــت آرامــشــ،یــا در چــشــمــهایــت زنــدگــے
چه ساده بودیمکه باورمان شده بود"از محبت خارها گل میشوند"یادمان نبود که خیلی وقت استکه دیگر ضرب المثل ها اعتباری ندارند!آنقدر یک طرفه محبت کردیمو بی محبتی دیدیم که خشک شدیم،یادمان رفت قبل از هر محبتی به ظرفیت مخاطبمان توجه کنیم؛و الکی کسی را که ارزش ندارد بزرگش نکنیم’که نتیجه ی این بزرگی میشودحقارت خودمان...بیایید به هم قول بدهیمکه به اندازه ی آدم ها کاری نداشته باشیم،بعضی ها کوچک بمانند بهتر است،و خودمان را زیر سایه پوشالیبی ظرفیت ها دفن نکنیم...
💜یک عمر باید بگذردتا بفهمیم بیشتر غصه هایی که خوردیمنه خوردنی بود نه پوشیدنی،فقط دور ریختنی بودو چقدر دیر می فهمیم که زندگـی همین روزهایی است کهمنتظـر گذشتنش هستیم.
حال من تماما به تُ بستگى داردبه خيالت ،آمدنت ،بودنت ،ماندنت...و به هر فعلى كه تُ را به منوصل کند...مرز ميان احوال من و يادِ تُ بقدرىباريك است كه تنها ذره اى از خاطرت كافيست تاحالم ديدنى ترين شود...😊🌼♥️•
از تمام دنیا...♾یک تو دارم که می ارزد به تمام نداشته هایم ...💍💌
تیــتر نیازمندیهای قلبــــم ،اسم توعہ..! 🧿♥️🌸✨
فرقی نمیکند مرد باشی یا زن؛حریمت " حرمت " دارد،هر کسی که از در آمد " محرم " نیست،صبر کن تا " آدمت " را پیدا کنی،آدمی از " جنس خودت "آدمی که " حرمت سرش شود "خودت را " مدیون " خودت نکنمدیون قلبت،نگاهت،دستانت،آغوشتگاهی باید " تنهایی " را ترجیح داد،گاهی باید منتظر بود تا " محرمت " پیدا شود،تنها بمان !فرق بزرگیست میان کسی که " تنها مانده "با کسی که " تنهایی را انتخاب کرده "...
.همیشه که باشی ...گم میشوی مثل خیلی چیزها...که همیشه هستند و آنقدر هستند که...بودنشان در خاطر ِ آدم نمیماند!گاهی نباش...گاهی فقط کنار خودت باش و ببین...کجای این جهان ِ درندشت ...جایت خالیست...✨✨✨✨
چیه دلم گرفتی😔
تقدیم به تویی که نفسم بند`نفسته❤️
عشق،همیشه با «دوستت دارم» آغاز نمیشود...گاهیکسی بیهیچ وعدهایکنارِ سکوتت میایستد،و آرامآرامنبضِ جهان رابه قلبت برمیگرداند.آنوقت میفهمیماندنِ بعضی آدمها،بلندترین اعترافِ عاشقانهایستکه هیچ زبانیاز گفتنش برنمیآید...🦋🦋🦋🍃🤍
دیدی یه آدمایی انگار مال این دنیا نیستن؟انگار فرشتن، کلی حس خوب به آدم میدن و باعث لبخندِ روی لبات میشن حتی اگه هیچ کاری هم نکنن،توهم یکی از اونایی برایِ من....🩵
نہ طبق ِ مُد دوستت دارم نہ بہ حڪم سنت! همہ چیز بنا بر فطرت است "خوب ها"دوست داشتنے اند مثل 👈🏻 " تـــــــــ❤️ـــــو " 👉🏻
تلفظ میشہ : مواظب خودت باشولے معنیش اینہ : اگہ اتفاقے برات بیفتہ میمیرم......👌
مـــیگن آدم وقتـــــے میـمیـــــره . . . !ڪل اعـضا ے بدنـــش ڪارا ے بدشُ شـهادت مـیـــــدنمیـخوام بدونـم . . . ! ! !این زبــ?ـون مـن . . .شهادت میـده ڪہ چہ حرفایـــــے تو دلـم " سنـگینـــــے "میڪرد و نگـفتم . . . !گلــــوم . . . ! ! !میـگـــــہ چہ روزایـــــے بغضـــمُ " قورت " میـــــدادم . . . !چشــام . . . ! ! !میگـــــن ڪہ چہ شـــبایـــــے تا صـــبحاز " غــــصہ " نخوابیـــــدم . . . !ایـــــن دل . . . ! ! !این دلِ میگـــــہ . . . ! ! !خیلـــــے جاها " شڪـست . . . ؟ !
تو بهانہے هر روز منے بهانہے زندڪَے ڪردن و نفس ڪشیدن ، بهاانہے تڪـــرار ❤️دوستتدارم ...
"عَــــــروسِ" جُمله هایِ عاشقانهِ منیِ،هیچکَس بهِ اَشعارَم . . مَحرم نیستِ . . الاّ " تُ " . . ♥️😍
تو ضربان قلب منی تو خواسته ی قلب منی🤍💋
شیرینتر از جونم ❤
⌝اما من هربار میبینمٺمیمیرم براے قَشنڪًیٺ🫠هربار ڪہ بَغلم میڪنےدوباره مٺولد میشم 🌱هربار میبوسیم دوباره عاشقٺ میشم و این قشنڪًٺرین چرخہ زندڪًیمہ🫂💋⌞
بگم عشقم بگے جونم بگردم دور چشمات[ بِہ «تُـــــــو» وَصـلهِ سر رشتِه«تَمـ ـامِ آرِزوهـایِ مَـ ـنِ»♥️
چه قدر خوب استعزیز دل کسی باشی بی آنکه بخواهی برایش تلاش کنیچه قدر خوب استیکی باشد که هر زمان دلگیری به او پناه ببریو بگویی حال دلم خوب نیست و مطمئن باشی او باعث لبخندت میشود♥︎🫂
. میای پی وی 😢.😂😂😂😂😂
میگن جوانی اوج زیباییه. وقتی میبینم اوجتون اینه تن و بدنم میلرزه...😂😕😂😂😂😂
صبح همگی بخیر مخصوصا اونایی که ورزش میکنن 😍بووووس به همتون دوستتون دارم 🫶❤️💋
دلم واسه چهار پنج سال پیش خودم خیلی تنگ شده🥹صبح که از خواب بیدار میشدم۵ تا صبح بخیر عشقم داشتم 😁🚶♂
یه صبح دیگه هم شروع شد و ما با بوس و بغل بیدار نشدیم...🤦♂هی بدبختی هیبدبختی😂😂- صبح بخیر😍
تو قشنگیمثل رگه های افتاب لای ابرای پنبه ایمثل نشستن اولین برف زمستون پشت پنجرهمثل بوی شکلات داغ بعد از حموم مثل غلت خوردن لای یه بغل قاصدکمثل ستاره هایی که وقتی میخندی تو چشمات میبارنمثل تموم حرفایی که توی سرم برات نگه داشتممثل تجربه ی حس هایی که تا به حال نداشتممثل ارزو کردنت با احتمال زیادِ براورده شدنت.
تو آدم مني آدمی که نمیتونم بدون اون زندگی کنم،آدمی که نمیتونم از دستش عصبانی بمونم،و آدمی که تو همهچی هوامو داره و خیالم از داشتنش راحته.اینکه «آدم» یه نفر باشي مثل این میمونه که بهش تعهد داشته باشی ♥️👫🏻🫧
رها کردن کسیکه دوستش داری❤️آخرین فصل درد و رنجه؛به قول انوری که میگه:جانان من سفر کردبا او برفت جانم...!
🦋 ساعت به وقت عاشقی 🦋💝💝💝💝💝💝💝💝💝💝💝در ساعت صفر عاشقیتمامِ زندگےام را شعر مےڪنمو روےِ پیشانےِتبدارت مےگذارم تا یڪ درجہ از وجودت تمامِ یخبندانهاےِ وجودم را آب ڪند.💝💝💝💝💝💝💝💝💝💝💝🦋 ساعت عاشقی مبارکمون عزیزم 🦋💙💙00:00💙💙
💢فکت:بیاحترامی دیدی؟ فاصله بگیر.بیمحبتی دیدی؟ فاصله بگیر.نادیده گرفتنت؟ فاصله بگیر.نخواستنت؟ فاصله بگیر.بازیت دادن؟ فاصله بگیر.اگه فاصله نگرفتی بهاش، شخصیتته.