تومثل شراب کهنهایکه فقط با لبهای منباز میشود •••در گرمایتپرم از تپش،پرم از زن بودن؛از خواستنیکه بیهیچ واژهایبه رگهایم میریزد.ظهر بخیر نفسم 👩❤️💋👨
تو را آنچنان دوست دارم ڪہ هیچ حادثهاے قادر نیست ، دوست داشتنت را از من بگیردبا من باشو نگاهت را بہ من ببخشبگذار نسیم عشقتدر رگ و جانم جارے شوداے ڪہ مرا آرام جانے ....
خستہ نباشے سرنوشت!!روزها يكے پس از ديگرے بہ پايانمے رسند…و در پے روزهاعمر من…خستہ نباشے سرنوشت….!مے بينی؟!دست در دستان توتمام راہ را بيراهہ رفتمشنيدم كسے ميگفت:چشمانت را ببند!اعتماد كن…ولے افسوسبہ قيمت تمام روزهاے رفتهچشم هایــم را بستم…اعتماد كردم…!بهاے سنگينے داشت اعتماد !!!!!!!!!!!!!!!هنوز درگیر زخمهایت هستم...