اسطــوره_ قسمت_441- شما ازش خبر دارین؟ سرش را بالا و پایین کرد و با خونسردي به چشمانم زل زد.- پس چر…
انتشار: 2026/08/14 19:25 UTCدریافت: 2026/08/15 04:58 UTCآخرین مشاهده: 2026/08/15 04:58 UTC
اسطــوره_ قسمت_441- شما ازش خبر دارین؟ سرش را بالا و پایین کرد و با خونسردي به چشمانم زل زد.- پس چرا هیچی نمی گین؟ گوشه لبش را گاز گرفت. - چون ترجیح میدم اون دختر زیر بارون سرما بخوره تا این که توسط تو قبض روح بشه. شاداب زیر باران بود؟ دوباره خم شدم و تمام زیر و بم خیابان را بازرسی کردم. - کجاست دایی؟ در طول زندگی ام چند بار التماس کرده بودم؟ حتی یک مورد را هم به خاطر نداشتم. - خواهش می کنم. چشمانش لجوج بودند، اما چون دانیار بود حالم را فهمید و کوتاه اومد. - باشه. بهت میگم ریال اما اینم میگم که برخورد امروزت سرنوشت سازه. می خواي درستش کنی، امروز وقتشه. می خواي خرابش کنی، بازم امروز وقتشه. دیگه خود دانی. دستش را دراز کرد. - دو تا آپارتمان اون ورتر، رو به رو، پشت دیوار جلو اومده ي اون ساختمون مخفی شده. تا جایی که می توانستم تا شدم. پس چرا من چیزي نمی دیدم؟ - کو؟ شما از کجا می بینیش؟ از کجا مطمئنین اونه؟ شانه اي بالا انداخت و گفت: - کسی که تو این هوا یه گوشه خودش رو قایم می کنه و گاهی یواشکی سرك می کشه و یه خونه ي خاص رو می پاد یا دزده یا عاشق! حیرت زده نگاهش کردم. خندید. - یادت نرفته که، من یه سربازم. با عجله به سمت در دویدم، اما ... - دیاکو رو چی کار کنم؟ چندین سرفه خشک زد و گفت: - اون با من. شاداب بیشتر از دیاکو بهت احتیاج داره. بی خیال آسانسور شدم و پله ها را یکی در میان پایین پریدم. تا رسیدن به خیابان خدا خدا کردم که نرود. نرفته بود. پشت دیوار، روي زمین نشسته و زانوهایش را بغل زده بود. آب از سر و رویش می چکید و دندان هایش صدا می داد. آه از نهادم بلند شد. این شاداب بود؟ شاداب من؟ انگار به بند بند تنم تیغ می زدند. به زور پله ها را بالا رفتم. مرا دید، اما عکس العملی نشان نداد. تنها چشمانش از فرط وحشت گشاد شدند. کنارش زانو زدم. به زور تنه اش را عقب کشید و بریده بریده گفت: - اومدم. دیدم. همونی که خواستین شد، ولی بسه. تو رو خدا منو داخل نبرین. نمی تونم. می میرم.
تاریخچه بازدید مشاهدهشده
حدود 21 بازدید تازه در ساعت در این نمونهچرخه عمر مشاهدهشده پست
فقط نزدیکترین اسنپشات واقعی در محدوده هر نقطه زمانی استفاده میشود؛ هیچ مقداری درونیابی نمیشود.
برای رسم منحنی دستکم دو مشاهده واقعی لازم است.
| ۱ ساعت | الگو | عملکرد نسبی ۲۴ ساعته |
|---|---|---|
| ۱۲۵ | ناکافی | — |
پوشش: ناکافی · ۳ اسنپشات واقعی · دسترسپذیری حداکثر هفتروزه · post-lifecycle-natural-7d-v1



