اسطــوره_ قسمت_444 پشت سرم آمد. به اتاق بردمش. از کمد یک دست گرمکن در آوردم و گفتم: - حموم اونجاست.…
انتشار: 2026/08/16 18:29 UTCدریافت: 2026/08/16 20:41 UTCآخرین مشاهده: 2026/08/16 20:41 UTC
اسطــوره_ قسمت_444 پشت سرم آمد. به اتاق بردمش. از کمد یک دست گرمکن در آوردم و گفتم: - حموم اونجاست. اینم حوله تمیز. برو دوش بگیر تا یخت آب شه. نگاهش گنگ بود. دستش را گرفتم و کشیدم و به حمام بردم. - ببین، در رو قفل می کنی، لباسات رو همین جا عوض می کنی، هیچ…اسطــوره_ قسمت_445وقتی برگشتم دیدم که پاهایش را روي مبل جمع کرده و شیر را هم نصفه کنارش گذاشته. - چرا نخوردي؟به سادگی جواب داد: - از طعم شیر خشک خوشم نمیاد. کمی جمع و جور شد تا من هم کنارش جا شوم. - می خواي یه کم دراز بکشی؟ - نه. من بهتره برم خونمون. شما هم نباید اینجا باشین. عروسی برادرتونه مثلا. حسابی شرمنده شدم. یواش یواش هوش و حواسش داشت بر می گشت. - تو با این سر و وضع هیچ جا نمی ري. معلوم نیست مامان بابات کی برگردن. نمی شه که تنها بمونی. شب رو همین جا هستی. با تبسمم هماهنگ می کنم که به مادرت بگن شب خونه اونایی. من و من کرد. - نمی شه که، درست نیست. می دانستم دردش چیست. - اگه از بودن تو خونه من می ترسی میگم افشین و تبسم بیان اینجا. خوبه؟ سریع جواب داد. - نه به خدا. منظورم این نبود. لبخند زدم و گفتم: - خوبه؟ سرش را پایین انداخت و گفت: - آره. این ترسش ارزشش را هزار برابر کرد. هزار برابر. - باشه الان زنگ می زنم. خودت با تبسم صحبت کن. بعدشم برو دراز بکش. اگه خواستی در اتاق رو هم قفل کن. لبش را گاز گرفت و خجولانه گفت: - من به شما اعتماد دارم آقا دانیار. شماره افشین را گرفتم و گفتم: - می دونم. گوشه اي ایستادم تا پتو را کنار زد و روي تخت نشست. - میشه خواهش کنم برین؟ آخه این جوري تا آخر عمرم عذاب وجدان دارم که عروسی برادرتون رو خراب کردم. خواهش می کنم. به خدا من خوبم. بیشتر از این شرمنده م نکنین. به عکس سه در چهار دیاکو که روي میز توالت گذاشته بود نگاه کردم و گفتم:تبسم و افشین تو راهن. اونا که برسن من میرم. نفس راحتی کشید و گفت: - ببخشید که این جوري شد. خیلی اذیتتون کردم. دستانم را روي سینه قفل کردم و به دیوار تکیه دادم. - آقا دانیار؟ - بله؟ چشمانش را دزدید. - میشه کمکم کنین واسه ارشد مث شما هیدرولیک قبول شم؟ منم دلم می خواد از شهر دور باشم، مث شما. میشه؟ تمام وجودم دوباره در آغوش گرفتنش را می طلبید.

